مشهد در چند ماه آخر منتهی به پیروزی انقلاب آبستن حوادثی شد که در تسریع پیروزی نهضت، نقش مؤثری داشت. یکی از این حوادث مهم واقعه ۲۳ آذر سال ۱۳۵۷ و حمله رژیم پهلوی، به بیمارستان امامرضا (ع) بود.
قوامالدین شیرازی از معماران معروف خراسان است که در سده نهم هجریقمری با پشتیبانی شاهرخ تیموری و گوهرشاد، همسر شاهرخ، بناهای باشکوهی در محدوده خراسان بزرگ و قلمرو تیموریان ساخت.
حاجعلیاصغر نجارزاده اینکه چطور نظام اربابرعیتی در چهاربرج برافتاد و زمینها به مردم رسید، به شب ۲۲ بهمن سال ۵۷ برمیگرداند: محسن مقیمی همانشب از عمارت اربابی چهاربرج با پای پیاده بهسمت شاندیز فرارکرد.
سید اسماعیل آموزگار از خاندان مطبوعاتی آموزگار و یکی از روزنامهنگاران باسابقه خراسانی در روزهای اعتصاب دوم مطبوعات، همراه مردم مشهد در مبارزههای داخل شهر شرکت داشت و یادداشتهایی از رویدادهای آن روزها تهیه کرد.
شواهد تاریخی نشان میدهد که نادرشاه از همان ابتدا سودای ایجاد فرمانروایی خود را با پایتختی شهر مشهد داشت و با چنین رویکردی، بدیهی است که در ساخت وساز و توسعه شهر میکوشید.
دیهیمی در آخر نامهاش مینویسد: اهالی محترم خراسان میتوانند با نهایت اطمینان امیدوار باشند که ارزاق آنها از هرحیث تا سر خرمن نو تأمین است و هیچ پیشامدی این وضعیت را نمیتواند تغییر دهد.
عکسی از مسجد گوهرشاد در دوره قاجار وجود دارد که در آن، در ضلع جنوبی آن، اتاقکی چوبی به چشم میخورد که درواقع محل چاه آب مسجد گوهرشاد است؛ چاهی که هنگام بیآبی، از ظرفیت آن برای تأمین آب موردنیاز زائران استفاده میشده است.
سیداسماعیل آموزگار متولد سال۱۲۹۶ در مشهد و فرزند متصدی مسجد گوهرشاد است. او برادر سیدعلیرضا آموزگار، مؤسس روزنامه «آفتاب شرق» و جزو خاندان آموزگار و از سادات رضوی است.
طرق در تاریخ سکونتگاههای میان دو رشتهکوه هزارمسجد و بینالود، حق آب و گل دارد. این روستای کهن، یکی از آبادترین مناطق دشت مشهد بوده است و محل اردوی سلاطین و امرا.
پروژه طراحی ایستگاه در سال۱۳۳۴کلید خورد و یازده سال بعد در آبان سال۱۳۴۵ افتتاح شد. برخی مدعی هستند که بنای ایستگاه راهآهن مشهد، در زمره بیست بنای بزرگ و تاریخی در آسیا قرار میگیرد.
ساعتهای آفتابی وسیلهای برای تعیین زمان، به کمک موقعیت مکانی خورشید هستند و قدمت آنها هم به قرنها پیش برمیگردد، اما کاربرد اصلی ساعت آفتابی حرم مطهر برای تعیین دقیق قبله است.
در غمنامهای که احمدی، شهردار وقت مشهد، درباره محمدتقی(پسر رها شده در خیابان) به استاندار استان نهم مینویسد، بهخوبی میتوان جای خالی یک پرورشگاه خوب را در مشهد حس کرد.
در اسناد قدیمی حکومتی، «امامیه» بهعنوان روستایی خوشآبوهوا و دارای قناتهای پرآب ذکر شده است. این روستا در تقسیمات کشوری دوره ناصرالدینشاه قاجار، بخشی از بلوک «میانولایت» بود.
محمدتقیخان پسیان قهرمانی ملی خفته که در راه آرمانهایش جان داده است؛ مردی سادهزیست که سیاهه اموال او پساز مرگ تنها چند استکان، یک قوری چینی بندزده، چند صندوق پر از کتاب، یک دست لباس و یک قالیچه بود!
طبق نقشه سال۱۳۴۶، خیابان وکیلآباد از میدان ملکآبادآغاز میشده اما بخش اصلی این جاده از فلکه پارک تا سهراهی طرقبه و شاندیز امتداد یافته و در همان سالهای نخست ساخت این معبر نیز بخش نخستین آن «احمدآباد» خوانده میشده است.
استاد مهدی ولائی در تنظیم بیشتر مجلدات فهرست کتابهای خطی کتابخانه آستانقدسرضوی نقش داشت و برخی از آنها را به تنهایی تألیف کرد. این نخستینبار بود که با چنین دقتی، کتابهای نفیس فهرست میشد.
قهوهخانهدار نزدیک در ورودی، بالای تخت چوبی و قالیچه مخصوص خودش مینشست. یک تشتک برنجی کوچک برای ریختن پول و یکی هم برای جمعآوری «پَته» در کنار دستش میگذاشت.
«بالاخیابان» مشهد یکی از گذرهای مشهور و باسابقه است که تا شکل گرفتن محلات جدید بیرون از مرزهای باروی قدیمی شهر مشهد، گل سرسبد خیابانهای شهر بود و مکان قدم زدن و تفرج مردم.
فریدون صلاحی گفته بود: چند سال پس از آمدنش به مشهد فعالیتهای فرهنگیاش را با مطبوعات آغاز کرده است. او که از دوستان نزدیک دکترعلیشریعتی بود، در روزنامه خراسان مینوشت.
آسیابهای آبی امروزه یکی از خاطرات فراموششده مشهد قدیماند که روزگاری قوت غالب مردم وابسته به وجود آنها بود و چرخ این آسیابها، چرخ زندگی مردم را میگرداند.