کاروانسرای عباسقلیخان در حاشیه خیابان شهیدنوابصفوی قرار دارد. یکی از آدمهای قدیمی این بازار، حسن صابری 55ساله است که خودش میگوید 34سال در کار تولید و فروش نخ قالی بوده است؛ کسی که شغلش ارث پدر مرحومش است و حتی در این روزهای سوتوکور به عشق فرش هر روز در مغازهاش را بازمیکند و یکی از دغدغههای اصلیاش این است که باوجود رفتن نخفروشها از این کاروانسرا، این سرای تاریخی را حفظ کنند.
اگر یک روز برحسب اتفاق گذرتان به خیابان مصلی در محله چهنو افتاد، همین نشانی ساده «کوچه صابونپزها» شما را به معبری میرساند که صدسالگیاش را پشت سر گذاشته است و روزی روزگاری راسته حجرههای صابونپزی بوده است.
صابونپزهای سنتی این کوچه صابونهای خود را با مواد طبیعی درست میکردند و قالب میزدند و روی پشت بام ردیف به ردیف میچیدند تا خشک شود. حالا همین صابونهای سنتی جایی در بیرون شهر پخته و خشک میشوند و قفسههای تک و توک مغازه به جای مانده صابونپزی را پر از صابون میکنند.
آثار هنرمندان مهاجر افغانستانی که پی کار و هنر را گرفتهاند، حالا از نمایشگاه «وطن مهر» سر برآورده است. نمایشگاهی که سیام خرداد ماه هر سال، مناسبت روز پناهنده بهانه شکلگیریاش میشود تا هنرمندان مهاجر افغانستانی را دور هم جمع کند.
امسال نیز طبقه ششم بازار بزرگ ملل در محله شهید آوینی مکان برپایی این دورهمی هنرمندانه است که از پنجم تا دهم تیرماه برپا است. موسیقی محلی و سنتی افغانستان حال و هوای خاصی به نمایشگاه دستاوردهای هنری مهاجران و پناهجویان افغانستانی بخشیده است.
لحظاتی با دیدن نقش و نگارها و تابلوهای نصبشده بر دیوار مبهوت میشوید و میایستید و با تأمل به آنها مینگرید. اینجا در تاریخ و فرهنگ 2 کشور غرق میشوید.
اینجا خانه فرهنگ و هنر افغانستان و ایران است، مکانی برای اهل هنر و علاقهمندان به هنرهای تجسمی از هر 2 کشور. جایی که فرهنگ و هنر 2 ملت با هم پیوند خورده و زبان گویای آنها شده است. اینجا اشعار مولانا و حافظ را با قلمی زیبا نصبشده و نوشتهشده بر در و دیوارش میبینید.
داستان کوچه «پنجه» به حضور امام رضا(ع) در مشهد و رد انگشتان دستش روی سنگ سیاهی در این کوچه برمیگردد.
شاید راهاندازی مغازههای عینکفروشی در مشهد به یک قرن هم نرسد. هنوز هم نسل عینکفروشان قدیمی را میتوان در گوشه و کنار شهر دید. ابوالقاسم جوان یکی از این عینکسازان قدیمی شهر است.میگوید: عینکفروشی آسیا قدیمیترین و مشهورترین عینکسازی در محدوده باغ ملی بود و زمانی که من در آن شاگردی میکردم افراد سرشناس شهر از فرماندار گرفته تا استاندار و چهرههای معروف سیاسی از مشتریهای همیشگی عینکفروشی آسیا بودند. حتی خانواده حاج حسین ملک نیز برای تعمیر یا خرید عینکهای خود به این مغازه میآمدند.
به روزگاری که اینجا نه از فرش خبری بوده نه از فرش فروش ها. در گذشته های دور اینجا پاتوق نمدمال ها بوده با چند پرنده فروشی کوچک. تنها جایی که در آن اثری از گلیم های رنگی پیدا می شده انبار بازرگانی ابوالفتح غلامزاده در میانه خیابان بوده است. زنان ترکمن به پشت درهای بزرگ آهنی گاراژ می رفتند، فرش های ترکمنی تحویل می گرفتند و به دیار خودشان می رفتند. کم کم اما اینجا رونق پیدا می کند و سال به سال به تعداد فرش فروش ها اضافه می شود.
محمد دانشی بعد از خرید مغازه کارش را به عنوان اولین دوچرخهساز محله زرکش شروع و بهتدریج کسب وکارش رونق میگیرد. او میگوید: 45سال قبل، هیچ مغازه دوچرخهسازیای در محدوده زرکش وشهرک مطهری تا سهراه دانش وجود نداشت. کارم را که شروع کردم بهتدریج مشتریها بیشتر شدند. تنها مشکلی که وجود داشت این بود که چون ساکن شهر بودم چند ساعتی طول میکشید که خودم را با دوچرخه یا با تکوتوک مینیبوسهایی که به جاده قدیم میآمدند به مغازه برسانم. زمانی که به در مغازه میرسیدم چند نفر با دوچرخه منتظرم نشسته بودند.
کوچه حمام ارگ یا همان کوچه سمسارها یکی از قدیمیترین کوچههای شهرمان است که بر تابلو آن امام خمینی(ره)30 حک شده است. حمام ارگ تا دهه70 در ابتدای این کوچه قرار داشته و بعد از تخریب، ساختمانی مرمر به جای آن بنا شده است. آنطور که کسبه میگویند در گذشته انواع مشاغل شامل نجاری، خیاطی، بنگاههای شادی، سماورسازی، کارگاه موزاییکسازی و... در این کوچه رونق داشته است و چند آنتیکفروشی هم در کنار این مشاغل فعالیت داشتند. اما در دهه70 سمسارها و عتیقهفروشیها در این کوچه گرد هم جمع میشوند.
مهشید خرسندی بعد از انتخاب رشته طراحی فرش پیشرفتهای خوبی در این زمینه به دست میآورد. او بعد از موفقیت در مسابقات استانی طراحی فرش در مسابقات دانشآموزی کشور نیز شرکت و رتبه برتر مسابقات را به دست میآورد. میگوید: یکی از دوستانم که رشته طراحی فرش را انتخاب کرده بود چند کتاب درباره هنر فرشبافی و سابقه تاریخی آن در ایران برایم آورد. من هم بعد از مطالعه این کتابها و جستوجوهایی که در اینترنت و فضای مجازی داشتم به هنر طراحی و بافت فرش به عنوان کهنترین و اصیلترین هنر ایرانی علاقهمند شدم.
ناصر حائریان اردکانی هنرمند پنجاهوهشتساله و ساکن محله حسینباشی است. کسی که در خانوادهای مروارباف بزرگ شده و مدعی است یکی از اولین مرواربافهای مشهد است. اکنون او و برادرانش مشغول این هنر هستند. میگوید: بچه بودم که از سر ذوق و شوقی که به اینکار داشتم به کارگاه برادرم میرفتم. بیشتر نگاهم به دست بقیه بود تا کار را یاد بگیرم. اولین کاری هم که یواشکی درست کردم یک سبد بود. اما چون گرهها را درست نزده بودم و سبد ایراد داشت اولین دستسازهام را لابهلای بقیه سبدها قایم کردم تا کسی نبیند.
وقتی ساعت به هشت صبح نزدیک میشود نوههای خانواده رضوی از خانه خارج میشوند تا همقدم با خانواده برای پیشبردن یک روز دیگر از امور زندگی تلاش کنند.تربیت بچهها با حاج حسن و صدیقه خانم است. همه از سن کم زیر دست حاجیرضوی و همسرش یاد میگیرند که باید برای زندگی و خدمت به خانواده تلاش کنند؛ جوریکه از بچه نه، دهساله تا پیرمرد هشتادساله همه سحرخیز میشوند تا خانواده کامروا باشد.
از بزرگراه پیامبر اعظم(ص) که به سمت قوچان میرویم، بعد از گذشتن از کارخانههای فروش سنگ و مجتمع در حال ساخت خدمات خودرویی آسکوپارس، به روستای باغونآباد یا خیابان پیامبر اعظم(ص)85 میرسیم. عطر و بوی گلها و گیاهان در فضا پیچیده و حال و هوایی طراوتبخش دارد. اینجا یکی از مهمترین مراکز خرید و فروش نهالهای مثمر، غیرمثمر و انواع گلدانهای آپارتمانی و تزیینی شهر است. بیشتر باغداران اطراف مشهد که گذرشان اینسو میافتد، نهالهایشان را از اینجا میخرند.
محمد ابراهیم رحیمی میگوید: در تهران که مغازه ساعتسازی داشتم مردان بسیاری برای تزیین ساعتهای مچی خود با طلا و الماس به مغازه میآمدند. قیمت برخی از این ساعتهای الماس نشان با پول امروز به 200میلیون تومان و حتی بیشتر هم میرسید. برخی از این ساعتها به دلیل زیبایی و طراحی خاصی که دارند امروز به عنوان عتیقه در کلکسیونهای ساعت نگهداری میشوند.
چند جوان محله توس که از کودکی به کشف رمز و رموز و چگونگی کارکرد وسایل پیرامون خود علاقهمند بودهاند، چند سالی است که متوجه استعدادشان در این زمینه شدهاند و توانستهاند با دست خالی اما ذهنی مملو از ذوق و دانش، وسایلی کاربردی اختراع کنند که برخی از آنها هماکنون در مرحله ثبت اختراع است.آنان با وجود سن کمشان اهدافی بلند دارند. زندگی از نگاهشان یعنی برای حل یک مشکل چند راهحل وجود دارد و با تأمل میتوان به همه آنها دست پیدا کرد.
علیرضا تیموری میگوید: فضای سنتی خانه پدربزرگم در تحریک حس طراحی ما بیتأثیر نبود. داخل حیاط بزرگی که به ساختمانی قدیمی مشرف بود، روی تختی زیر درخت مینشستیم و هرچه به ذهنمان میرسید روی کاغذ طراحی میکردیم. کمکم به فکرمان رسید مکانی را برای کارمان آماده کنیم و به این ترتیب، شروع به کار کردیم.ما تنها برای فروش کار نمیکنیم. کارهایی طراحی میکنیم و میسازیم که یا نیستند یا کم وجود دارند یا ساختشان سخت است یا عجیب و غریباند. به صورت کلی، سبک کارهای ما خاص است.
بازار گل خیام یکی از مراکز اصلی فروش انواع گلهای طبیعی، مصنوعی و لوازم جانبی است. در میان مغازههای فراوانی که در این بازار وجود دارد تعداد کمی هستند که هم تولیدکننده و هم فروشنده گل باشند. چون تولید به مراتب سختتر و پرهزینهتر از خرید آن است. تولید گل نیاز به هزینه و مجوزهای زیادی دارد به همین دلیل خیلی از گلفروشان در این مجتمع ترجیح میدهند فقط فروشنده باشند.
رضا عفتی یکی از گلفروشان بازار گل خیام است که از 10سال قبل تولید و پرورش گلهای طبیعی را شروع کرده است و یکی از افراد موفق در این شغل شناخته میشود.
خیابان رسالت14 بیشتر بورس شیشهفروشهاست، تا آنجا که ایستگاه اتوبوس مجاور با خیابان، در بین مردم به نام ایستگاه شیشهبری معروف بوده است. بهجز این، قدیمیها از افرادی میگویند که در حوالی همین خیابان ساکن بودند و بساط میانداختند و بین بساطشان هر خرت و پرتی بود از دوک و نخ و قرقره گرفته تا بدلیجات. البته حالا یکی از خیابانهای پرتردد است که همجوار و همسایه با سیلوی بزرگ گندم است.
باوجود نزدیک شدن به عید نوروز و ماه رمضان، سفره مردم خوشرنگی هرساله را ندارد، اگر اینروزها سری به بازار بزنید، خواهید دید که اسب سرکش گرانی و افزایش قیمتها همچنان میتازد و مردم هم هر چقدر میدوند به گرد پایش نمیرسند.
درچنین شرایطی راهاندازی مرکز عرضه مستقیم کالاهای اساسی در خیابان سجادیه7 که اقلام مورد نیاز شهروندان را با نرخ 15 تا 30درصد کمتر از عرف بازار ارائه میکند، اهالی را کمی دلگرم کرده است.
خیابان شهید شفیعی36 در گلشهر بسیار معروف است؛ همان « شلوغ بازار» یا « بازار شلوغه» که شاید اصلیترین محل خرید و فروش اهالی محدوده باشد، بازاری که متناسب نام آن همیشه پررفت و آمد و شلوغ است. بیشتر خریداران این بازار مهاجران افغانستانی هستند و تنوع شغلها و فروشگاهها هم بسیار زیاد است. امسال در آستانه استقبال از بهار قرار است این بازار قدمتدار به عنوان راسته گردشگری در همه ورودیهای شهر مشهد معرفی شده و نقشه این مکان بهطور آنلاین برای زائران و مجاوران ارسال شود.