بازار - صفحه 17

میرزا در نقل خاطره‌ای از سال‌های دور میدان، تعریف می‌کند: پیرمرد میوه‌فروشی بود به نام نورعلی‌ که برای میوه‌های خراب و گندیده چند سبد گوشه دنج مغازه‌اش گذاشته بود. اگر کسی گوسفند پرواری داشت، از آن میوه‌ها می‌برد، اما گاهی کسانی که دستشان تنگ بود، میوه‌های سالم‌ سبد را جدا می‌کردند و برمی‌داشتند. یادم هست نزدیک شب چله میوه‌های سالم بیشتر از گندزده‌ها بود. یک روز بهش گفتم حاجی! چرا میوه‌های سالم را داخل این سبدها می‌ریزی؟ گفت چله نزدیک است. دوست دارم آن‌هایی که دستشان تنگ ‌است، بدون خجالت و شرم میوه بردارند.
هرچند بازار رضا هنگام افتتاح نتوانست نظر بازاری ها را جلب کند، بعد از چهار دهه، جای خود را در میان زائران و مجاوران باز کرده، با این حال هنوز حاشیه دست از سر بازار رضا برنداشته است. عبدالعظیم ولیان، استاندار خراسان و نایب التولیه وقت آستان قدس رضوی، مهندس داریوش بوربور، طراح و مجری بازار رضا، و مهندس رضا دیشیدی، ناظر فنی و نماینده آستان قدس، در ساخت این بنا نقش داشتند. در این گزارش، پس از سال ها پرونده این سازه را بررسی می کنیم تا ویژگی‌های آن از لابه لای صحبت های طراحان و مجریان طرح مشخص شود.
خیابان شهیدمفتح یکی از معابر قدیمی محله طلاب و حتی شهر مشهد محسوب می‌شود که در گذشته به نام سی‌متری طلاب معروف بوده است. این خیابان و معابر پیرامون آن به‌واسطه اتصال به بولوار طبرسی و بزرگراه شهیدبابانظر و همچنین بافت تجاری و مراکز درمانی ترافیک سنگینی دارد. بخش زیاد افرادی که در خیابان مفتح رفت‌وآمد می‌کنند، زوج‌های جوانی هستند که از نقاط گوناگون شهر برای خرید حلقه ازدواج، آینه‌وشمعدان، به این محله می‌آیند.
بار اولی که چشمتان به این همه جنس بیفتد، حتما وسوسه خرید پیدا می‌کنید؛ حتی اگر مشکلی در کمر نداشته باشید یا اینکه سالمندی در خانه‌تان باشد که بخواهد از واکر استفاده کند یا خدا نکرده نیاز به عصای زیر بغل پیدا کرده باشید. تنوع اجناس آن‌قدر زیاد است که به بهانه قیمت گرفتن حتما احوال یکی از فروشنده‌های حوالی بیمارستان هاشمی‌نژاد را خواهید پرسید. هرچه این بازارها به مراکز درمانی و بیمارستانی نزدیک‌تر باشد، تقاضا نیز افزایش بیشتری خواهد داشت. بیشتر مغازه‌های عرضه تجهیزات پزشکی در محدوده بیمارستان شهیدهاشمی‌نژاد و امام حسین(ع) قرار دارد.
در اصطلاح عامه، چرک کف دست است اما دنیا روزگار درازی است از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین مبادلات و معیارهایش را بر میزان آن سنجیده است؛ پول، که به هر دو صورت فلزی و کاغذی‌اش دارای ارزش است، تاریخی خواندنی دارد. در سطرهای بعدی به‌مناسبت طرح چاپ اسکناس‌های جمهوری اسلامی که در 8آبان1358 به تصویب رسیده است، نقبی زده‌ایم به تاریخ چاپ اسکناس در ایران و مشهد. البته در این میان اشاره‌ای نیز کرده‌ایم به دارالضرب مشهد و ضرب سکه‌هایی با نام مبارک امام‌رضا(ع)در این دیار.
خوانساری که تجربه کارکردن در ریخته‌گری و تراشکاری را داشت و از کودکی نیز طراحی می‌کرد به‌خوبی می‌دانست که قلم را باید با چه زاویه و درجه‌ای بسازد و چگونه با حرکت دست روی فلز حرکت دهد تا آنچه می‌خواهد نقش ببندد، اولین قلم‌زنی را روی تفنگ شکاری پدر انجام داد اما بعد از نتیجه کار تصمیم گرفت تا این ذوق هنری خود را ادامه دهد آن هم بدون هیچ آموزش و استادی!
آقای مترجم در ادامه می‌گوید: همان‌طور که می‌گویند، همه‌جا خوب و بد دارد. در هر حرفه‌ و شغلی هم همه‌جور آدمی وجود دارد، اما دلیل نمی‌شود که با عینک بدبینی به همه افراد فعال در آن کسب‌وکار نگاه کنیم. من خودم به مترجمی اعتماد کردم و گروهی از زائران عرب را به او سپردم که به شمال ببرد، اما متأسفانه تا آنجا رسیده بودند، 7میلیون تومان از این بنده‌های خدا گرفته و رهایشان کرده و برگشته بود. با این حال، دلیل نمی‌شود که بقیه را هم با همان چوب بزنم!
یک فروشنده موفق برای فصل سرما برنامه‌ریزی می‌کند، لوازم فروشگاهش را مشخص می‌کند و برای خرید اقدام می‌کند. البته ما در پایان هرماه بخشی از درآمدمان را به تأمین لوازم مغازه اختصاص می‌دهیم. نوسان قیمت در سال‌های اخیر باعث شده است که به‌سختی بتوانیم سرمایه اولیه را حفظ کنیم. اگر کسی بتواند جزو واردکنندگان قطعات موتورسیکلت شود، درآمد بیشتری از فروشندگی آن خواهد داشت.
محمد وزیری می‌گوید: به‌خوبی به یاد دارم زمانی که در یکی از مغازه‌های پارچه‌فروشی اطراف حرم شاگرد بودم زائران عربستانی دربه‌در دنبال پارچه‌های کرپ، مخمل و اطلس ایرانی می‌گشتند حتی راضی بودند قیمت بیشتری هم بدهند و این پارچه‌ها را بخرند. آن سال‌ها پارچه‌فروشی رونق و درآمد خوبی داشت. دایی من که پارچه‌فروش بود درمدت 5سال توانست از طریق همین شغل خانه‌ای در بالای شهر بخرد. پارچه‌فروش‌ها درمجموع زندگی مرفهی داشتند، اما حالا این شغل رونق آن سال‌ها را ندارد و همین که بتوانیم دخل وخرج زندگی‌مان را بدهیم راضی هستیم.
در مدت شیوع ویروس کرونا تعداد این مشتریان کمتر از نصف شده است، چون بسیاری از این زوج‌ها برگزاری مراسم و شروع زندگی خود را به بعد از بین رفتن ویروس کرونا محول کرده‌اند. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی فعلی جامعه بسیاری از خانواده‌ها توان خرید جهیزیه با اقلام زیاد را ندارند بنابراین خیلی از عروس و دامادهایی هم که در این مدت از ما خرید کرده‌اند قید وسایل خانگی‌ای را که کاربرد کمتری دارد زده‌اند که خودش سبب کاهش فروش ما شده است.این دغدغه این روزهای فروشنده‌های این صنف است.
محمود رجایی می‌گوید برای تولید هر کدام از این محصولات باید به نکات ویژه‌ای دقت کرد و هر محصول را در فصل خودش روانه باز کرد: برای تهیه رب‌انار جنگلی، باید انار جنگلی مرغوب تهیه کرد که در ماه مهر و آبان به‌وفور در شمال کشور یافت می‌شود، قیمت بیشتری دارد اما طعم ترش و ملس به رب‌ می‌دهد که معرکه است و طرف‌داران زیادی دارد. همچنین باید رب‌ به اندازه کافی جوشانده‌ شود چرا که هرچه غلیظ‌تر شود، دیرتر خراب و فاسد می‌شود.
کاظم عرفانیان، ساکن و کاسب محله سرشور، یکی از همان‌هایی است که گلایمند از بی‌توجهی مردم است و از مشکلات این روزهایشان می‌گوید: از روزی که کرونا به مشهد آمده است، تمام کسب و کارها را تحت تأثیر قرار داده و مشکلات زیادی برای مردم به‌ویژه افرادی که شغل آزاد دارند ایجاد کرده است.
فرهاد سعیدی پارچه فروش محله، می‌گوید: از چند سال قبل و حتی قبل از شیوع کرونا بازار پارچه در حالت رکود و کسادی بود و شیوع کرونا این کسادی را سرعت بخشید. گران‌شدن دلار و تحریم‌های غیرعادلانه باعث افزایش قیمت پارچه شد. بیشتر وقت‌ها خانواده‌ها به مغازه می‌آیند اما با شنیدن قیمت گران پارچه بدون خرید خارج می‌شوند. هزینه دوخت را هم حساب کنید برای مشتری صرف به خرید لباس آماده است. شاید با رفتن کرونا فروش بهتر شود اما این تأثیر اندک است. چون دلیل اصلی کسادی بازار پارچه، نبود پول و درآمد کم است و تا این مشکل حل نشود رونقی نخواهد بود.
از تحولات بزرگ رمضان‌های قدیم خوردنی‌های آن بوده است. نعیم‌آبادی به بازاری شدن پشمک، گوش‌فیل، زولبیا و بامیه اشاره می‌کند و می‌گوید: البته جز این در ماه رمضان گاری‌های زیادی راه می‌افتادند که کارشان فروش نان‌های کماج بود. این نان‌ها را زنان با گذاشتن روی طبق که روی سر حمل می‌شد، می‌فروختند. همچنین ساخت معجون هم با رمضان بیشتر قوت می‌گرفت. مثلا قنادی طباطبایی که درست رو‌به‌روی مسجد گوهرشاد در بازار بود، علاوه بر اینکه رمضانش را با پخت زولبیا و بامیه‌های مخصوص شروع می‌کرد، ساخت معجون‌هایش را هم تغییر می‌داد تا قوت بیشتری داشته باشد.
محمود قانعی کسی که حرفه و مهارت امروزش در فروش لوازم بهداشتی ساختمان را از پدر به یادگار دارد. قانعی این روزها از شغل موروثی‌اش بازار خوبی ندارد، اما معتقد است این کار هم جذابیت و هم درآمد دارد.
پاگرفتن آتش در پاساژهای قماش، حکایت پنبه و الکل است. کوچک‌ترین خطا در مغازه و راهروهای پر از پارچه می‌تواند شعله‌های آتش را برافروخته کند و ناگهان زبانه بکشد و مانند رودخانه‌ای سوزان و جاری، همه‌چیز و همه‌جا را بسوزاند؛ درست مثل بلایی که سر پلاسکوی تهران آمد و جز مچاله‌ای از بلوک‌های بتنی و آهنی چیزی از آن باقی نماند. اما گویا سرنوشت غول هفده‌طبقه پایتخت، قرار نیست درس عبرتی برای پاساژهایی باشد که تاکنون چندین هشدار قانونی درباره ناایمن‌بودنشان دریافت کرده‌اند.
مجتبی نوروزی مقدم یکی از کسبه محله کوشش، 23سال است کارش صافکاری و خدمات بدنه اتومبیل است. کار او بیشتر با خودروهای تصادفی است و افرادی که دچار سانحه می‌شوند به‌سراغش می‌روند تا خودروشان را درست کند.
«قصابی یا همان فروش محصولات پروتئینی از جمله مشاغلی است که نیاز به روحیه و مهارت‌های خاص دارد.» این جمله‌ای است که اسد سلطانی میرزایی می‌گوید. او متولد فریمان است و بیش از 60سال است که در محله امام خمینی(ره) قصابی دارد. با این کاسب قدیمی هم‌کلام شدیم تا راه و رسم کارش را به ما بگوید.
«جواد آقا علیزاده» را اهالی «دریادل» و «نوغان» به‌خوبی می‌شناسند. کاسب پنجاه‌ساله‌ای که در کوچه حمام بهاءالتولیه به دنیا آمده است و بقالی کوچکی نزدیکی خانه‌ پدری‌اش دارد. بچه‌های محله او را «عمو» صدا می‌زنند و بزرگ‌ترها «آقا جواد». آقا جواد یک سر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در بقالی کوچکش می‌رسد و هم دست خیر دارد برای افرادی که از پس مایحتاج خود برنمی‌آیند.
شیوع کرونا باعث از رونق افتادن بسیاری از اصناف شده است. یکی از مشاغلی که در این مدت آسیب زیادی دید نمایشگاه‌داران اتومبیل بودند، از جمله نمایشگاه‌داران اتومبیل خیابان امام خمینی(ره) و خرمشهر که به دلیل کم‌شدن استقبال شهروندان از خرید خودرو، کسب و کارشان کساد شد. به طوری که بسیاری از صاحبان این حرفه در محله امام خمینی(ره) با اولین تعطیلات کرونایی اصناف با روی آوردن به فروش غیرحضوری تلاش کردند برخی خسارت خود را با فعالیت در فضای مجازی جبران کنند.