تیمچه حکاکها یا فیروزهتراشها تا قبل از سال۱۳۱۰ بین سردرِ ساعت، صحن امام و صحن نو تا تالار موزه فرش قرار داشت.
از سال ۸۵ که بازار موبایل بورس شد، پارچهفروشها و شومینهفروشها از خیابان استقلال رفتندو موبایل فروشها جای آنها را گرفتند.
بازار زنجیر، همچون بست بالا و پایین، حرمت داشت و افرادی که به آن پناه میبردند از تعدی دیگران مصون میماندند.
غلامحسین جنگی، یکی از قدیمیترین ساکنان خیابان تعبدی میگوید: آقای میزبانینامی ساکن این کوچه بود و از کارخانههای تهران، پارچه سرقیچی میآورد و کیلویی میفروخت.
«مهدی رضوانی خراسانی» یک عشق رادیو و گرام واقعی است. ارتشی بازنشستهای که برای جمعکردن مجموعه قدیمیاش دهها میلیون تومان خرج کرده است.
اینجا فروش کسبه بعدازظهرها بهتر است، چون هوا خنکتر میشود و مشتریهای بیشتری به بازار میآیند.
سال ۱۳۶۹ به اتفاق حاجآقا مسگران کاروانسرا را که محل انبار و خریدوفروش خشکبار و حبوبات و... بوده است، خریداری میکنند و سال ۷۹ و در روز میلاد علیبنموسیالرضا (ع) در دو فاز با نام بازار بهشت به بهرهبرداری رسید.
بازار کیففروشی محله وحید که سه دهه پیش پا گرفت، حالا یکی از قطبهای فروش کیف در کشور است.
بازار حافظ که روزگاری یکی از مراکز بزرگ خشکبار مشهد خوانده میشد، اینروزها خلوتتر از هر زمان دیگری است. دیگر ردی از روزهای پررفتوآمد مغازهدار و مشتری باقی نمانده است.
موسی عمرانی میگوید: در قدیم که مشهدالرضا (ع) در چند محله و خیابان خلاصه میشد، زائران و مجاوران از مسیر بازار سرشور برای زیارت به حرم مطهر مشرف میشدند.
داخل یخهایی که از یخدانهای قدیمی مشهد تهیه میشد، همهچیز از گربه یخزده تا پوست گوسفند و لاشه پرنده پیدا میشد!
به قطب میوهفروشی مشهد در منطقه ۳ که با نام میدان بار نوغان شناخته میشود رفتیم و از نزدیک شاهد مردمی بودیم که به نیت برگزاری هرچه بهتر این شب آمده بودند.
زائری که به زیارت میآید باید ابتدا از بازار عبور کند. از زنجیر بگذرد تا وارد بست شود. سپس از گذرگاه طاقدار بلندی عبور کند و به محوطۀ وسیع چهارگوشی که از آثار شاهعباس کبیر است، برسد.
کارخانه قاسمیه نخستین کارخانهای بوده که سال ۱۳۳۲ در مشهد یخ بهداشتی تولید میکند. این کارخانه در سال ۱۳۳۵ مشهد را به قطب یخسازی ایران تبدیل میکند.
پدرش گفته بود: «سیدمحمد! پارچه را که میگیری ۱۰ درصد بیشتر روی قیمتش نکش.» او هم حرف پدر را سرمه چشمانش کرده و شده بود معتمد و سید ارزان فروش محله.
راسته مسگرها در رسالت یا همان «جاده سیمان»، چندسالی است که دوباره رونقی گرفته و شلوغ شده است.
تا چند سال قبل، استفاده از مس خیلی کم شده بود. تنها چیزی که مسگرها میساختند، دیگهای شله بود. بعد دیگهای گلابگیری هم اضافه شد.
خیابان آزادی۶ از آن دست معابری است که پیداکردنش کار راحتی نیست؛ معبری فرعی در محله زیباشهر که ورودی آن برای خودروها بنبست است و تابلو آن دور میدان استقلال زیر شاخوبرگ درختان گم شده است.
در قدیم، خانوادههایی که بضاعت مالیشان کمتر بود، برای رونمایی به عروس انگشتر میدادند. یک مجلس که پیش میآمد، کلی انگشتر میفروختیم و بعد دوباره همانها را میآوردند برای فروش.