کوچه جانبازان1 را با نام کوچه شهیدان خوش قلب طوسی میشناسند. این کوچه به معابر مهمی از جمله خیابان جانبازان، آخوند خراسانی19 و همچنین رازی متصل است. در میان بافت نوساز و آپارتمانهای سر به فلک کشیده آن خانههای قدیمی هم به چشم میخورد.
وجود کنسولگری افغانستان و ترکمنستان میزان تردد در این کوچه را افزایش داده است. یکی از مشکلات ساکنان این معبر ترافیک و ازدحام بسیار مراجعان کنسولگریهاست که تردد را برای خودروها و حتی عابران پیاده سخت میکند.
محله
جنت
محله جنت میراثدار دو محله مهم و هویتی سراب و ارگ است. سراب که نامش برگرفته از سرِآب قنات قریه سناباد است پس از نوغان، قدیمیترین محله مشهد است که در اراضی روستای سناباد قرار دارد. محلهسراب بهخاطر قداستی که داشته از همان آغاز محلهای حکومتی، اعیاننشین و محل تجمع سادات و بزرگان مشهد بوده است.
هنگامی که در مراسم 95سالگی کتابخانه، صحبت از چگونگی تشکیل آن میشود هیچ فردی بهتر از مریم جمیلی، مسئول فعلی کتابخانه، تاریخچه آن را نمیتواند بگوید. او با استناد به دفتری بزرگ و قدیمی که در این کتابخانه به قلم رمضانعلی شاکری وجود دارد، برای حاضران میخواند: «در سال 1300هجری شمسی بخشنامهای از طرف وزارت فرهنگ صادر شد و به ادارات معارف توصیه شد برای روشنشدن افکار عمومی در هر جا امکان داشته باشد کتابخانهای تأسیس کنند ولی در ضمن همان دستور یادآور شده بود که وزارت فرهنگ برای اینکار اعتباری ندارد و باید از مساعدت خیرخواهان استفاده کنند.»
خبر نخستین کشته تصادف در ایران با نام «غلامحسین درویش» گره خورده است. او سال 1305 خورشیدی بر اثر برخورد درشکه اش با ماشینی که روزگاری متعلق به مظفرالدین شاه بوده، فوت می کند.
کوچه امامخمینی24 را قدیمیها بهنام کوچه «سینما آسیا» میشناسند؛ سینمایی که زمانی پاتوق جوانان مشهدی بود. آنطور که میگویند، این کوچه امتداد خیابان ارگ قدیم بوده است. این معبر که از سمت دیگر آن «آخوند خراسانی9» نامگذاری شده است، کوچهای باریک ولی پرجنبوجوش و تاریخی است. از بناهای بهجامانده در این کوچه میتوان به مطب دکتر اسکندری اشاره کرد. البته چند ساختمان مربوط به دهه چهل مانند بیمه ایران و خانه شالچی هنوز در این خیابان قرار دارند.
تاریخ و سیاهه اسناد مکتوب می گویند اینجا روزگاری قسمتی از محله سراب بوده است. یکی از قدیمی ترین محلات مشهد که نامش را می توان در میان شش محله مهم مشهد در دوره قاجار و پیش از آن دید. در کتاب «مکتب شاپور» یا«مشهد در ابتدای قرن چهارده» که به بررسی مشهد1300 تا 1313 پرداخته، خیابان سعدی را که گویا یکی از کوچه های خیابان شاهرضا بوده، کوچه سراب نوشته که به خیابان پهلوی منتهی می شده است اما روزنامه «آزادی» در 19 خرداد 1319 با تیتر « اجازه گشایش خیابان سعدی» از این خیابان با عنوان امروزش، رو نمایی می کند.
تندیس ۱۲نفر از مشاهیر بزرگ پزشکی اهل مشهد و خطه خراسان با هدف نکوداشت خدماتشان در سال ۱۳۹۰ در محوطه بیمارستان امامرضا (ع) نصب شد. پروفسور بولوند، بنیانگذار نخستین جراحی نوین در مشهد، دکتر مستقیمی، پدر آناتومی ایران، دکتر شاهینفر، دکتر اعرابینژاد، دکتر اصفهانی، دکتر محلاتی، دکتر اسدی، دکتر سالاری، دکتر قوامنصیری و دکتر سامیراد از جمله مشاهیری هستند که تندیس آنها در این بوستان نصب شده است.
وقتی در سال 95، خبر تبدیل خانه مرحوم محمودفرخ که روزگاری، مکان برگزاری یکی از مهم ترین انجمن های ادبی ایران و پاتوق بسیاری از نامداران عصر بود، با هدف تبدیل آن به خانه ادبیات مشهد، روی میز مسئولان قرار گرفت، نور امیدی در دل فرهنگ دوستان روشن شد که آن هم گویا پت پت چراغ نفتی بوده و حالا رو به خاموشی است؛ زیرا این خانه تملک نشد که هیچ، این پا و آن پا کردن داعیه داران فرهنگ، وارثان را خسته کرد.
از قدیم تا کنون نام فرخی بر تابلو خیابان کنار استانداری دیده میشود. این خیابان که حدفاصل ملکالشعرای بهار25 و خیابان رازی است یکی از معابر پرتردد محسوب میشود.
در پیشینه این خیابان حوادث مهمی ثبت شده است، از جمله در دیماه 1357 حوادث مختلف انقلابی در آن روی داده است، به ویژه نهم و دهم دیماه که تانکهای رژیم پهلوی عرصه را به مردم تنگ کردند، آنان برای نجات جانشان از این مسیر به خیابانهای پشتی دواندوان میرفتند. به گفته برخی شاهدان عینی در جوی و خیابان کفشهای بسیاری جا مانده بود.
به اعتقاد استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، کتابفروشی باستان در مشهد قدیم -که ناشر هم بود- این امتیاز را بر تمام کتابفروشیهای مشهد داشت که زیر بار خرج کتابهای سنگین و پرخرج و دیرفروش میرفت.
کوچه سجادی یکی از کوچههای قدیمی محله جنت است که بناهای قدیمی در آن به چشم میخورد. با وجود عرض کمی که این کوچه دارد، تردد خودرو در آن زیاد است و گاهی کسبه و ساکنانش شاهد ترافیک هستند. این کوچه از غرب به خیابان دانشگاه و از شرق به خیابان امام خمینی(ره) متصل است. به گفته ساکنان کوچه آقای سجادی یکی از روحانیون سرشناس و ساکن این کوچه بوده است که نام او بر این کوچه ماندگار شده است.
بسیاری از بانوان قدیمی مشهدی که حتی پایشان به مکتب نرجس نرسیده است، تا اسم این مکان را میشنوند، اولین چیزی که به ذهنشان خطور میکند، نام بانو طاهایی است. زنان دهههای50و60 مشهد او را خوب میشناسند؛ خانمی که اسوه صبر، فروتنی، شجاعت و مبارزه بود و برای رسیدن به هدفش سختیهای بسیار تحمل کرد، اما هیچگاه از آنچه میخواست، عقب ننشست. پس از چندسال پیگیریِ شاگردان طاهایی برای نامگذاری یکی از کوچههای مشهد به نام ایشان، سرانجام این اتفاق رخ داد و حدفاصل انتهای خیابان دانش تا کوچه آخوندخراسانی20 به این اسم نامگذاری شد.
عماد افشاری که متولد1366 است از سال1383 وارد عرصه خدمات گوشیهای همراه شده است. او این شغل را چنین توصیف میکند: «از همان 17سالگی و بدو ورود به این حرفه، کارم را با شاگردی شروع کردم. در کنار تحصیل کمکم وارد کار خدمات گوشی همراه شدم. هر چند الکترونیک میخواندم، اما متوجه شدم اگر بخواهم موفق باشم تحصیلات و شاگردی در این حرفه بهتنهایی کافی نیست و باید دورههای آموزشی فنی و حرفهای را در کنار اینها بگذرانم تا اطلاعاتم به حد کافی باشد.»
خیابان سعدی در گذشته پاتوق کاروانسراهای چوب بود. بیشتر خانههای قدیمی با چوب ساخته میشد، مردم چوبهای مورد نیازشان را از این خیابان میخریدند، اما از زمانی که تلویزیون به بازار آمد، این خیابان کمکم محل فروش لوازم صوتی و تصویری شد.
مرحوم دکتر محمدتقی صراف سال ۱۳۰۷ در خانوادهای مذهبی در شهر یزد متولد شد. او میگفت: «اولین جرقههای پزشکشدنم در همان دوران کودکی زده شد. کودک بودم که برادرم به دلیل ابتلا به بیماری دیفتری فوت کرد. آنزمان هنوز علم پزشکی این قدر پیشرفت نکرده بود تا بیماریها به کمک واکسن درمان شوند. فوت برادرم تأثیر بسیاری روی اعضای خانواده از جمله پدرم گذاشت. او همواره به من تأکید میکرد؛ درست را بخوان و دکتر بشو تا کودکی به خاطر بیماری فوت نکند.
کتابخانه عمومی دکتر علی شریعتی در خیابان امام خمینی(ره) یکی از قدیمیترین کتابخانه عمومی شهرمان است. این مکان که وابسته به نهاد کتابخانههای عمومی کشور است، در سال1303 شمسی تأسیس شده و امروز 94سال از عمر آن میگذرد. این فضا تا قبل از اینکه کرونا مهمان ناخوانده شهرمان شود، هر روز پذیرای علاقهمندان به کتاب بود. اما از بعد کرونا همانند بسیاری از پاتوقهای فرهنگی تعطیل شد.
مدیر کتابخانه در زمینه تأثیر کرونا بر کارش میگوید: «گرچه این اتفاق کتابخانهها را بست اما کتابداری را نتوانست به تعطیلی بکشاند.»
مریم جمیلی که 25سال سابقه کاری دارد و از سال1396در این کتابخانه مشغول به کار شده است، هر روز شاهد رفتوآمد شهروندان کتابخوان به این کتابخانه بوده است.
حسین خانپور فرنی پز هفتاد و سه ساله کوچه «مشاق» از دوره کودکی سروکارش با شیر و شکر و آرد و نان قندی گرده خورده است. او فرنیپزی را از پدرش حاج محمدتقی به ارث برده است.
کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابانهای قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان دهدی قرار دارد. این خیابان پشت دروازههای ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتداییترین خیابانهایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی میشود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانههای قدیمی در آن به چشم نمیخورد.
نصب کامپیوترهای جدید، تعمیر کامپیوترهای قدیمی و آپدیت نرمافزارهای کامپیوتری همه اینها نیاز به شاخهای در مشاغل، به نام خدمات کامپیوتری دارند. کاری که 6سال است علی قاسمی آن را انجام میدهد. او 24ساله است و در محله جنت مغازه خدمات کامپیوتری دارد. او از 18سالگی هر تابستان یا در زمان شلوغی کار پدرش، به عنوان شاگرد در کنار او کار میکرده است. همین امر سبب شده تا امروز با داشتن لیسانس کامپیوتر و تجربه کافی بتواند از پس کارش بربیاید.
در همان روزهای نخست بروز اختلال در شبکههای برق که همه به دنبال مقصر میگشتند یکی از شهروندان مشهدی هنگام تردد در خیابان آخوند خراسانی، فیلمی از چند فروشگاه لوسترفروشی که چراغهایشان روشن بود، تهیه و منتشر کرد که باعث اعتراض و پرسش مردم از صنف لوسترفروشان شد: «چرا در این روزهای سخت و دشوار که پی در پی برق قطع میشود آنها در مغازه خود صدها چراغ روشن کردهاند؟» گشتهای شرکت برق نیز که پیش از برنامه قطعی، برای برخورد با مشترکان پرمصرف فعال شده بودند به خیابان آخوند خراسانی رفتند و از لوسترفروشان این محدوده خواستند با خاموش کردن دو سوم لامپهایشان در مصرف برق صرفه جویی کنند.
حسین اسکندری 20سال است که در این حرفه فعالیت دارد. او درباره این 2سال اخیر و تأثیرش بر کار وکالت میگوید: «از سال98و با شیوع کرونا اختلافها و درگیریهای خانوادگی و مالک و مستأجری بیشتر از قبل شده است. بسیاری از شهروندان در این مدت کارشان را از دست دادهاند. این امر بر روی زندگی خانوادگی و روابط اجتماعیشان اثر گذاشته و صبر و تحملشان کمتر شده است.»