نویسندگی برای سمیرا ثابتیمقدم، شبیه زندگی است. فضای ذهنش را به جای روزمرگیها، برای خواندن و نوشتن خالی نگه میدارد تا کلمات منفصل را جوری کنار هم قرار بدهد که از دلش داستانِ زندگی بیرون بیاید.
ابوالقاسم ملکی نوجوانی و جوانیاش را پای آینهکاری و ساختوساز رواقها گذاشته است، اما دلچسبترین روزهای زندگیاش پیوند خورده با تعویض ضریح متبرک و بعد هم ۹۰ روز خلوت با آقا در سرداب.
سیدکفاش مرد کمحرف و آرامی که سالهاست در اطراف حرم، بساط واکس صلواتی خود را پهن میکند و غبار از کفش زائران حضرتش میزداید.
در پاییز ۱۲۲۱ خورشیدی محمدشاه دستور خرید دوربینی را از فرنگ داد که فقط قرار بود از درباریان عکس بیندازد. بعدها وقتی ناصرالدینشاه به پادشاهی رسید، آن را ترویج داد و آموزش خارجیها به ایرانیها شروع شد که یکی از آنها پیشخدمت مخصوص ناصرالدینشاه بود.
نگاهی به گزارش ادبی و فراموششده قرن نهم از یادگار تاریخی گوهرشادبیگم
بزرگترین معرق «ضامن آهو» در کشور، در گاراژی هجدهمتری در محله خاتمالانبیا (ص) خاک میخورد؛ این شاهکار هنری با ابعاد دو در سه متر و با بهکارگیری ۱۴ میلیون قطعه چوب، در طول ۱۰ سال خلق شده است.
مکبر نوجوان حرم مطهر رضوی از همان کودکی همراه پدر به مجالس عزاداری و نوحهخوانی ائمه (ع) میرفت و از هفتسالگی درجلسه مداحی مسجد اماممحمدباقر (ع) شرکت میکرد.
ابتداییترین کوچه خیابان شهید نوابصفوی، سالهاست محل انتظار جنازهها برای ورود به حرممطهر برای دادن آخرین سلام میت به حضرت است.
نخستین دوربینهای عکاسی در دوره قاجار به ایران آمدند، با این حال بسیاری از عکسهای ثبتشده از آن دوران را دوربین عکاسهای خارجی، ماندگار کرده است.
آیتالله سیدعباس صدرحسینی، مفّسر قرآن و مدرس حوزه علمیه، ۴۸ سال پیش، پایهگذار خیریه محبانالحسین(ع) بود.
میان مشهدیها، نام شیخطبرسی بیش از همه تداعیکننده نام یکی از خیابانهای اصلی شهر است و مانند بسیاری از عناصر هویتی شهر، آن را خوب نمیشناسیم.
ابوطالب عندلیبیان، هنرمند عکاس مشهدی، تمام هموغمش را طی چندسال گذشته به جمعآوری عکسهای قدیمی از حرممطهر و تدریس دورههای آموزشی عکس و فیلم گذاشته است.
میگوید: کار معرق در حرممطهر از بینظیرترین و محکمترین کارها در کشور است. در اصفهان کاشی را با گچ میساختند که به همین دلیل مقاومت کمی داشت، در اینجا با زدن سیمان، مقاومتشان را زیاد میکردیم.
حاجرضا گرامی سابقهای طولانی در خدمت به بارگاه ملائکپناه رضوی و همیاری با زائران دلسوخته حضرت ثامنالحجج (ع) دارد. او در این سالها دربان بارگاه سلطان سریر ارتضا بوده است.
میرزاطاهر رضوی در این نقاشی، بخشی از صحن عتیق را با وضعیت پس از توپبندی به تصویر میکشد. قشون روس در میانه صحن عتیق دیده میشوند، کالسکه و گاری متعلق به آنها در میانه صحن است و اسبها کنار نهری هستند که بعد از سقاخانه اسماعیلطلا به سمت پایینخیابان جریان دارد.
کتاب تاریخ بیهقی شرح حکومت دهساله مسعود غزنوی است؛ پادشاهی که مرکز حکومتش، غزنین بود، اما بیش از ۱۶ هزارکیلومتر سفر کرد که بخشی از این مسیر در توس و مشهد گذشت.
الله وردیخان، از ارامنه گرجستان بود و پس از اینکه به اسارت درآمد، چندبار فروخته و عاقبت به جرگه غلامان شاهتهماسب یکم وارد شد و اینجا بود که به اسلام گروید و از سپهسالاران و رجال سیاسی شد.
درِ سرداب حضرت رضا (ع) از دیرباز بسته شده و شاید به تعداد انگشتان ۲ دست از رجال و سیاسیون موفق به دیدار سرداب شدهاند.
حسوحال این زیارتاولیها آن هم در سنینی که اصلا تصورش را نمیکنی که برای اولینبار است پا در این حریم ملکوتی گذاشتهاند، وصفناشدنی است و در قلم و کاغذ نمیگنجد.
اولین کالای صادراتی مشهد هرکاره است؛ همان سنگی که به دعای امامرضا (ع) در بدو ورود به این شهر، برکت یافته است.