لیلا حقیقی ساکن محله لادن و مربی توانیابان است. او در رشتههای هنری مانند خط و نقاشی و معرقکاری به معلولان آموزش میدهد.
محله
لادن
محله لادن امروزی بر روی بقایای روستای پاچنار قرار گرفته است. این محله تا سال ۱۳۶۵ جز محدوده شهری محسوب نمیشد. محله لادن بدلیل وجود بولوار لادن به این نام نامگذاری شده است. باغ پاچنار، هتل میثاق، پارک شهرآرا و مجتمع ورزشی ۱۵ خرداد از جمله شاخص¬ترین مکانهای این محله است.
محمود اسماعیلیان، جانباز هفتاددرصد جنگ تحمیلی و ساکن محله لادن است. او سهبار سابقه مجروحیت دارد و بهخاطر هشتسال حضور در جبهه، این روزها بهعنوان راوی دفاع مقدس فعالیت میکند.
ندا کوهی، متولد خرداد سال ۱۳۶۵ است. از بچگی همواره بهدنبال بازیگری و اجرای تئاتر بوده است. او میگوید: تجربههای یک انسان ۶۰ساله را در این چندسال در تئاتر آموختهام.
شبنم و الهام بروتیمقدم در کودکی کمبینا بودهاند، اما بعدها بینایی خود را به طور کامل از دست دادند، با این حال شبنم تا مقطع کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق تحصیل کرده است.
مهدیه باغبانی، کارشناسیارشد گرافیک دارد و معروفترین اثرش نقاشی دیواریای با طرحی سنتی که نمایانگر معماری ایرانی اسلامی و نگارگری شخصیتهای ایرانی است و در چهاراره صیادشیرازی کار شده است.
محمود اسماعیلیان که سابقه ۵ ماه حضور در لبنان و نبرد با نیروهای اشغالگر را دارد تعریف میکند: یک روحانی شیعه اهل عراق به نام آقای نجفی پیش من آمد و از من درخواست کرد که او را به شهر بودای برسانم.
مرتضی کریمیاناقبال، یکی از رزمندگان و جانبازان محله لادن است که از سال ۶۰ تا زمان پذیرفتن قطعنامه در فواصل مختلف، در جبهه و روزهای جنگ حضور داشته است.
دکتر فتحالله شیبانی، هم جراح و دندانپزشک است و هم فیلمسازی هنرمند. «آن سوی پنجره» ساخته شیبانی است که بعداز ۵۳ سال، به عنوان نخستین فیلم ایرانی در جشنواره بینالمللی اسپانیا حضور پیدا کرد.
حسین لعلبذری ید طولایی در داستان نویسی دارد. او فارغالتحصیل رشته ادبیات و برگزیده چندین جشنواره کشوری، داور و مدرس داستان و عضو شورای مشورتی نویسندگان خراسان رضوی است.
کار اصلی خانه احسان عرضه محصولات اصیل و سالم است. محصولاتی که در چرخه تولید آنها به هیچ عنوان از مواد صنعتی و نگهدارنده یا حتی کود شیمیایی استفاده نشده است.
حاج محمد تیموری تنها بازمانده قدیمی روستای پاچنار است که همین جا متولد شده و سجلش گواه ۹۲ سالگی اوست.
یکی از شیرینیهای عملیات بیتالمقدس برای سرهنگ محمود اسماعیلیان، شنیدن خبر پیروزیشان از رادیویی است که از عراقیها غنیمت گرفتهاند.
کوچه وکیلآباد ۶۲ را به نام «مسجدالاقصی» میشناسند. وجه تسمیه این معبر، مسجدی است به همین نام. سکونت در این محدوده از بولوار وکیلآباد به نیمقرن پیش برمیگردد.
طلعت شمشیری از معدود شاعرانی است که تمام سیصد و پنج شعرش را در خاطرش سپرده است.
سیبچه را از سالها قبل میشناسم و گاه و بیگاه داستانهایش را از قاب تلویزیون دنبال میکردم. مرد ساده میانسالی که با رفتار و گفتاری خودمانی از جنس مردم کوچه و بازار موضوعهای اجتماعی خرد و کلان را در قالب طنز به ما گوشزد میکرد. حالا هر جای دیگر در برنامهها و آیتمهای مختلف که او را میبینم باز با همان نام سیبچه میشناسم و همان آدم ساده و بیغل و غش برایم تداعی میشود.
باوجود تصورم قرار مصاحبهمان در یک لوکیشن هنری نیست و کلاس درس یک مدرسه رسانهای محل صحبت ماست.
کوچه بنبست اقبال لاهوری22 در انتهای بولوار اقبال لاهوری بخشی از زمینهای مرحوم اعتمادرضایی در محله لادن است که اوایل دهه70 قطعهبندی و بهطور قولنامهای فروخته شد. نداشتن سند باعث شده بیشتر خانههای این محدوده ناایمن و بدون استحکام و استانداردهای لازم شهرسازی باشند. از خانههای پنجاهمتری به بالا را میتوان در این کوچه و کوچههای اطرف مشاهده کرد.
زندگی این بانوی چهلویکساله ساکن محله لادن سالهاست با شعر و ادب گره خورده است. از نوجوانی دلش میخواسته شیوه خودش را در شاعری داشته باشد و در همان سن برای همراهشدن با شعر فارسی بهای زیادی پرداخته است، به همین دلیل دغدغهاش نوجوانان هستند. او احساس و عاطفه را عنصر غفلتشده شعر نوجوان میداند. هر جا که ببیند نوجوانی علاقهمند ادبیات است بیدرنگ او را در مسیر درست هدایت میکند.
شخصیتهایی که باعث آشناییام با ادبیات شدند آنقدر برای خودشان سختگیر بودند که من هم همانطور تربیت شدم. بهقدری این شخصیتها انسانهای بزرگی بودند که همیشه فکر میکردم قلم به دست گرفتن در حضور اینها خطاست. بارها بخشهایی از مقالهها را ترجمه و بعد هم رها میکردم. آنموقع مانند الان نبود که هر کارشناسی کتابی بیرون بدهد با عنوان مترجم، شاعر و نویسنده. دوستان عهد شباب همیشه میگفتند: «پس کی کتابی را ترجمه میکنی؟» و من اصطلاحی داشتم که همیشه میگفتم:«عن قریب» و این عن قریب حدود 30سال طول کشید.
قدیمیترین قسمت از محدوده بولوار صیاد شیرازی، خیابانی است که از گذشته تا الان «نور» نام داشته است و اکنون، طبق تقسیمات شهری، در محله لادن قرار گرفته است. بیشتر دکانهایش هنوز همین نام «نور» را بر سردر خود دارند. قدمت این خیابان به بیش از 50 سال میرسد. آنطور که اهالی میگویند شرکت برق به کارمندانش زمینهای این محدوده را در قطعات 250 متری و به مدیرانش هم قطعات هزار متری محله ویلا را داده است.
«پاچنار» از آن روستاهای قدیمی نزدیک شهر است که امروز فقط اسمی از آن باقی مانده است و دیگر هیچ آثاری از پاچنار قدیم وجود ندارد.