از یکی از این خانهها فقط دیواری باقی مانده است که دورتادور آن را حصار کشیدهاند. درست جلو آن، خانه دیگری است با در و پنجرههای آبی که هزارقفله شده است و تارهای عنکوبت درهمتنیده روی قفلها نشان از سالها خاموشی آن دارد، اما در همسایگی این خانه که «غفوری» میخوانندش، خانه تاریخدار دیگری هم هست که خلاف آنها درش باز است؛ حیاطی بزرگ با بنای دوطرفه که بیشتر از اینکه پنجرههای چوبی با نقشونگارهای رنگیاش به چشم بیاید
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
مساجد بهعنوان مراکز دینی و فرهنگی نقش مهم و حساسی در ایجاد هستههای اولیه نهضت انقلاب اسلامی و جهتدهی به حرکتها و جریانهای مردمی داشتهاند.
نمونهای از آنها هم مسجد فیل در پایینخیابان است که حادثه آن احتمالا بهعنوان نخستین رویارویی خونین حکومت پهلوی با مردم مشهد، در تاریخ ثبت شده است؛ اتفاقی که با تیراندازی پاسبانها به سمت مردم هنگام دستگیری شهیدهاشمینژاد باعث شد مردم پس از آن بیشتر در میدان مبارزه حاضر شوند.
حسن وزیرنژاد شصتوهفتساله که زمانی در فنون «سر زیر بغل» و «درختکَن» کشتی، زبانزد علاقهمندان به کشتی در خراسان بوده، با وجود کارنامه پربار ورزشی همواره مورد بیمهری قرار گرفته است.
شیخ علیاکبر واعظکرمانی، یکی از صدها واعظ زمان خودش(1261-1325) بودکه در مشهد منبر میرفت؛ مردی از پایینخیابان که همیشه سرپا سخن میگفت. به همین دلیل مردم او را به «شیخ برپا» میشناختند. اصالتش کرمانی بود و بعد از مهاجرت به مشهد در خیابان وحدت۲۵ ساکن شده بود؛ کوچهای که هنوز هم نوادههای او در آن ساکن هستند.
چندی پیش بود که تغییرنامش تصویب شد تا انگار نام محلهای که هرروز رنجورتر از گذشته میشود، دیگر وجود نداشته باشد؛ محلهای که زمانی در همسایگی نوغان، آخر شهر حساب میشد و چون در انتهای آن پلی روی کال قرار داشت، به آن تهپلمحله میگفتند. پلی که ته شهر بود. حالا ما رفتهایم دنبال آدمها و خانههایی که هنوز در این محله ماندهاند و قصهدار هستند؛ آنها که انگار با بازگویی نام اشخاص و جایها تاریخ را بازسازی میکنند.
درست در همان روزهایی که بعد از پایان جنگ تحمیلی مردم چشم به تغییر و خبرهای تازه داشتند، بازار مسگرها در ایران پر از خبرهای ناخوشایند بود. ظروف جدیدتری وارد ایران شده بود که گفته میشد سبکتر و بهتر است.
ظروف استیل و تفلون که نهتنها جا را برای ظرفهای مسی تنگ کرد، بلکه کار و کاسبی مسگرها را هم کساد کرد. بارزترین زمینخوردگی مسگران در مشهد هم جمعشدن بازار مسگران محله عیدگاه بود؛ بازاری که امروز فقط نامی از آن ماندهاست.
پسرم، جواد هم همیشه راهی تظاهرات میشد. او خیلی تلاش میکرد که حواسش به مردم تظاهرکننده هم باشد. بیشتر پولهایش را صرف خرید دستمال و آبلیمو میکرد تا زمانی که در درگیریها گاز اشکآور میزدند، از آنها استفاده کند. یک بار هم که به بیمارستان امام رضا (ع) تیراندازی شده بود، جواد کلی گز خرید. به خانه آمد و همه ما را جمع کرد که به دیدن مجروحان حادثه برویم. اعتقاد داشت که باید اعضای خانوادهاش بدانند و ببینند که رژیم منحوس چه بر سر مردمانش میآورد.
مشهد قدیم با اینکه به گستردگی امروز نبود، حسینیه و تکیههای زیادی داشت. برای همین است که در کوچهپسکوچههای امروز اطراف حرم مطهر پر از ساختمانهایی با همین تابلوهاست که از قدیم به یادگار ماندهاند. 17شهریورشمالی7 یکی از همین کوچههاست؛ کوچهای با پنج حسینیه که «مددیان» و «محمدسرخه» آن در مشهد خاص هستند.
تا همین سیچهل سال پیش ثروتمندان مشهد اگر میخواستند خانهای برای سکونتشان بخرند یا برای آینده سرمایهگذاری کنند، کوچه و خیابانهای اطراف حرم مطهر انتخاب اول بود. از سر همین نیت، امروز رد و نشان خیلی از متمولان را میتوان در این محدوده پیداکرد.
یکی از همین افراد حاجابراهیم بود که 200سال پیش یکی از کوچههای پایینخیابان(شهیدنوابصفوی) به نامش شد؛ کوچهای که امروز به چهارراه بزرگ و اصلی خیابان شهیدنوابصفوی تبدیل شده است و بهجز حدود100متر که همچنان به نام این مرد نیک مشهدی است، چیزی از آن نمانده است.
نام فاطمه سلیمی بهعنوان نقاش مشهدی چندان شناختهشده نیست، اما هنرش که از شرق به غرب و از شمال به جنوب ایران رفته است، چرا. از آن نظر که او بهجای تکنیکهای رایج نقاشی، تصمیم گرفت از شیوهای روبهانقراض برای بیان هنرش استفاده کند و پس از آن بهعنوان نخستین نقاش مشهدی ادوات ورزشی زورخانه شناخته شد؛ ادواتی مانند میل، ضرب و تختهشنا که از سالهای دور نقاشی روی آن حذف شده بود و فقط رنگ میخوردند.
چندتن از استادهای مرمتکار مشهد از چندسال قبل دست به اجرای طرحی با نام «دوبارهچینی» آثار تاریخی زدهاند که نتیجه آن جابهجایی اثر درخطر تخریب به مکان جدید است. درهمین راستا یک نمونه در گذشته در خیابان نوابصفوی به اجرا درآمد و نمونه دوم آن هم چند هفته گذشته در بولوار شارستان (شهید حاجیحسنی کارگر) عملیاتی شد. حال قرار است نمونه سوم آن در رهباغ بهشت به اجرا درآید. طرحی که هدایت گواهی، استاد مرمت مشهدی، آن را جدی دنبال میکند تا به گفته خودش تلاشهای 15سالگذشتهاش به نتیجه برسد.
یکی از مساجد کوچک اطراف حرم، مسجدی وقفی در انتهای خیابان وحدت21 است که بعد از فوت واقف در زمینهای میدان قراولخانه پایینخیابان ساخته میشود. این مسجد 40متری وقف رجببهادر مرد نیکنام محله پایینخیابان است که بهدلیل ساختهشدن در نزدیکی میدان قراولخانه ابتدا به مسجد قراولخانه مشهور و بعدها به همین نام ثبت میشود.
مشهدیها و آنهایی که با نام زائر راهی این شهر میشوند، تاکنون بارها از خیابان عریضوطویلی در اطراف حرم مطهر گذشتهاند که روی تابلوهایش نام شهید نوابصفوی ثبت شده است، شهیدی که اصالت مشهدی ندارد، اما همسری از این شهر انتخاب کرده بود و در طول دوران مبارزاتش علیه حکومت پهلوی بهعنوان رهبر فداییاناسلام بارها در این شهر و همین خیابان سخنرانی کرده بود.
یکی از میانبرهای معروف اطراف حرم مطهر کوچه راد است؛ کوچهای فرعی در خیابان وحدت 3/1 که تا زمان وجود طرح ترافیک مشهد، چون دوربین راهنماییورانندگی نداشت، میانبر خودروها برای ورود به طرح بود و این روزها هم که خبری از این طرح نیست، باز هم کوچه پر از خودروهای گذری است. زیرا راه اتصال بولوار وحدت به خیابانهای شهیدنوابصفوی، 17شهریور، شارستان شهیدشوشتری، عیدگاه و فلکه آب را کوتاه میکند.
مسئولان مدرسه خبرچینی کرده و آمار ما را به ساواک و شهربانی داده بودند و خیلی طول نکشید که چندتانک با کلی نیروی مسلح ساواک وارد مدرسه شدند. راه فراری برای ما نگذاشته بودند. از جمع همه بچههای مدرسه، 6نفر را دستگیر کردند و بردند که یکی از آنها من بودم. دستها و چشمهایمان را بسته بودند و نمیفهمیدیم که دارند ما را با خودشان کجا میبرند. پایمان که به زمین سفت رسید، تا جایی که جا داشت و خوردیم ما را کتک زدند.
ولی شفیعی مانند خیلی از ایرانیها صبح 13دی وقتی خبر شهادت سردار را شنید، یک جمله به زبان آورد: «مرد شجاع ایران، چقدر مظلوم بودی.» او همان زمان به خودش قول داد که سردار مظلوم ایران را با هنرش بیشتر نشان دهد. از آن زمان تاکنون علاوه بر کشیدن بزرگترین نقاشیدیواری مشهد از سردارسلیمانی در خیابان شهیدنوابصفوی، 6تصویر دیگر از او را در معابر مشهد و مدرسهها نقاشی کردهاست؛ نقاشیهایی که طبق گفته خودش افتخار کارنامه کاریاش در طول 17سال است.
خانه حاجمحمدحسین ناظران، تاجر برنجفروش محله پایینخیابان، که در زمان قاجار بنا شد، از ابتدای دهه70 مکانی برای اسکان زائران در فصلها و ایام خاص شد و مردادماه سال 98 بهدنبال تذکر سازمان میراث فرهنگی به مالک فعلی (انصاری) سرانجام مجوزهای لازم برای ساختوساز و بازسازی را گرفت.
زورخانه شهدا در محله عیدگاه جزو قدیمیترین زورخانهها محسوب میشود و پیشکسوتان پیشتر از آن استفاده میکردند، اما استقبال جوانان باعث شد زورخانه دیگری در محله پایینخیابان مخصوص تمرین و آموزش جوانان و به همان سبک زورخانه شهدا با نام استاد ریاحی بهوسیله شهرداری مشهد در مجموعه ورزشی وحدت افتتاح شود. 2مکانی که این روزها تنها زورخانههای اطراف حرم مطهر رضوی هستند.
یهودیها بناهای زیادی را در کوچهپسکوچههای محله عیدگاه که ساکن آن بودند، احداث کردند که امروزه به بناهای تاریخی تبدیل شدهاند و هویت یک دوره از تاریخ مشهد را بهدوش میکشند. یکی از این بناها حمام است. حمامی که بهگفته قدیمیهای محله حمامی با معماری خاص بوده است و تا زمانی که درهای محله جدیدها بهسوی مردم مشهدی باز نشده بود، فقط یهودیها حق استفاده از آن را داشتند.
در شهر امام هشتم(ع) که روزانه سفرههای بیریای بسیاری به نام اهلبیت(ع) پهن میشود، سفره ریشهداری هست که بیش از 7دهه قبل هرچهارشنبه شب 200نفر از مردم بهخصوص نیازمندان را دورهم جمع میکند تا میهمان اهلبیت(ع) شوند؛ سفرهای که بهنام مسجد موسیبنجعفر(ع) شناخته میشود.