محله عنصری - صفحه 4

محله

عنصری

محله عنصری

محله عنصری که در اسناد به نام «دستگرد» و یا «دستجرد» آورده شده، به احتمال زیاد باستانی و متعلق به پیش از اسلام بوده است. دست‌کم ۴۴‌سالی می‌شود که نام «عنصری» روی این خیابان نقش بسته است. باغ‌خونی از مهم‌ترین بنا‌های تاریخی عنصری است که هویت مشهد نیز محسوب می‌شود.

محله عنصری
«مینا روحانی» سال اولی که کنکور می‌دهد‌، شیمی پذیرفته می‌شود و 2 ترم می‌خواند؛ اما انگار معلمی او را فرا می‌خواند تا دانشگاه را رها کند و به‌جایش تربیت‌معلم را انتخاب کند. آن علاقه به شیمی حالا در مباحث علوم به کارش می‌آید و خودش هم به انجام آزمایش های شیمیایی کتاب درسی علوم شوق زیادی دارد. 25 سال خدمت کرده و در حال حاضر آموزگار مدرسه 13آبان محله عنصری است. سال پیش سرگروه علوم ناحیه می‌شود و در بین گروه‌های آموزشی علوم در سطح استان رتبه اول را کسب می‌کند، اما خودش از این سِمت انصراف می‌دهد و می‌گوید: «من در کلاس و در بین بچه‌ها عشق می‌کنم»
مجید یعقوبی یکی از فوتبالیست‌های مشهدی که در تیم‌های باشگاهی و استانی مانند صبای نوین و بابک مشهد و همچنین کاله مازندران بازی می‌کرد سال1389 در دریا غرق شد. این واقعه تلخ باعث شد تا خانواده او به پیشنهاد ناصر امینی یکی از دوستان نزدیک فرزندشان، از 9سال پیش مسابقات فوتبالی با عنوان جام بزرگداشت زنده‌یاد مجید یعقوبی را در ماه مبارک رمضان برگزار کنند، این مسابقات در زمین چمن مصنوعی دانش ، محله عنصری و با همکاری شهرداری منطقه7 و هیئت فوتبال مشهد و حمایت خانواده زنده‌یاد برگزار می‌شود.
در زمان انقلاب خانه‌شان کانون مبارزه است. جنگ که می‌شود خانواده‌شان می‌شود همه‌ بچه‌هایی که در جبهه می‌جنگند. جنگ و جبهه یک عضو ثابت خانواده می‌شود. یکی می‌آید و دیگری می‌رود. ساک این یکی باز نشده ساک دیگری بسته می‌شود. پدر نیامده پسر می‌رود. تا جایی که در مقطعی در آنِ واحد 2 پسر، پدر، مادر و دختر خانواده در جبهه حضور دارند. این گزارش، 3 روایت متفاوت از حضور پدر، پسر و مادر خانواده ماندگاری در جبهه است. هر کدام در زمانی که احساس وظیفه کرده‌اند جایی ایستاده‌اند که انقلاب و دین به آن‌ها نیاز داشته است. یک نفر در خط مقدم جبهه، دیگری راننده آمبولانس و یکی هم در پشت جبهه‌ جنگ!
روی شیشه یک مغازه قدیمی در امام رضای ۸ که قاب‌های خالی در‌های آهنی سفید رنگش با شیشه‌های صاف و ساده قدیمی پر شده است کاغذی سفید با خط درشت خودنمایی می‌کند. ویلچر صلواتی! با یک شماره تلفن.
پیرمرد خوش‌مشرب و مردمی است. سن و سالی از او گذشته و اهل مدارا با مردم است. او از عکاسان قدیم مشهد است و از سال ۱۳۳۸ شاگرد عکاسی بوده است. روبه‌روی در مسجد گوهرشاد در عکاسی طهرانی‌ها در سرای فاتح اولین رفاقتش با دوربین و فیلم شکل می‌گیرد. از وقتی سبک عکاسی متفاوت می‌شود کار را به فرزندانش می‌سپارد. دو پسرش حمید و محمد مهدی چراغ عکاسی دوستی را در کوچه کربلا همچنان روشن نگه‌داشته‌اند. علاقه «احمد دوستی»، اما همچنان به عکاسی پابرجاست.
شاید منطقی بود که خیابان شیخ طوسی3 را «کربلا» بنامند اما به‌احتمال زیاد، مسیر مردم به کاروان‌سرا بیشتر از سمت خیابان امام‌رضای2 بوده و درنتیجه این گذرگاه به نام کوچه کربلا مشهور شده است. از نگاهی دیگر، کاروان‌سرا در انتهای این کوچه قرار داشته است. روایت مشهور کوچه کربلا، راهی‌شدن کاروان‌‌های کربلا از یک کاروان‌سرای قدیمی است که الان اثری از آن نیست. هرچه هست، سرنوشت این دو کوچه چنان به هم گره خورده است که مردم در نشانی‌دادن به‌جای کوچه ضابط هم از نام کربلا بهره می‌برند. همراه با احمد دوستی و محمد حسن فرازی دو تن از کسبه قدیمی کوچه کربلا تاریخچه و حال این کوچه را مرور می کنیم.
قرار است چند برگ از دفتر خاطرات انقلابی جواد سقای‌رضوی را ورق بزنیم؛ مردی که در هسته مبارزات است و اتفاقات جالبی را رقم می‌زند؛ اتفاقاتی گاه شیرین و گاه تلخ. مبارزی که از موسسان مهدیه مشهد و صندوق انصارالمهدی است و از پیش از انقلاب اسلامی مدیریت آن را برعهده دارد و رئیس هیئت‌مدیره مرکز توان‌بخشی فیاض‌بخش نیز هست. کسی که می‌گوید: 23بهمن چند معلول آمدند پیش آیت‌الله مجتهدی. گفتند رئیسمان طاغوتی بود، بیرونش کردیم و حالا نان نداریم بخوریم. آیت‌الله من را فرستاد تا ببینم حرفشان چیست. رفتن من همانا و ماندنم همان؛ از همان روز تا الان در آسایشگاه فیاض‌بخش هستم.
کوچه عنصری9 را بسیاری از قدیمی‌های مشهد به نام کوچه «باغ خونی» می‌شناسند. مکانی که از اوایل دوره قاجاریه، کنسولگری روسیه(شوروی سابق) بوده و اکنون سال‌هاست که در این باغ بسته است. اهالی قدیمی که حالا خودشان پدربزرگ و مادربزرگ شده‌اند از دوران رونق باغ خاطره‌ها دارند و برای بازی به داخلش می‌رفته‌اند.
«سید مهدی امیرسیدیان» 17سال دارد و از کودکی ورزش را شروع کرده است. در حال حاضر عضو تیم ملی وزنه‌برداری نوجوانان است. مدال‌ها و افتخارهای زیادی را تاکنون به دست آورده است. آن‌قدر زیاد که برخی را نمی‌داند کدام سال و در کدام مسابقه بوده است. با خنده می‌گوید بنویسید: تا دلتان بخواهد قهرمانی، نایب قهرمانی و سومی کشور، استان و مسابقه‌های دانش‌آموزی و قهرمانی بزرگسالان شرق کشور را دارم.
شنبه برای وداع آخر با مجید به معراج شهدا رفتم، درست مثل همین روزها بود اواخر دی‌ماه 1365 در کش‌وقوس عملیات کربلای5. سر تا پایش را بوسیدم، می‌دانستم این آخرین بوسه‌های یک مادر بر صورت فرزندش است. می‌دانستم او امانتی از جانب خداست، پس روز خاک‌سپاری به داخل قبر رفتم و با دستان خودم امانت را به صاحبش پس دادم. این گوشه‌ای از خاطرات زهرا کشیک‌نویس رضوی، مادر شهید مجید توکلی‌نژاد است که از جگرگوشه‌اش برایمان تعریف می‌کند. فرزندی که آمدنش 23آذر 1345 و رفتنش 23دی‌ماه 1365 بود.
اعظم شاهرودی، بانوی هنرمند خیابان امام رضا، توانست با همت و افروختن شعله‌ خاموش شده‌ هنر در تعدادی از بانوان این شهر پس از 5سال فعالیت در عرصه‌ تولید صنایع دستی برای 10نفر از زنان خانه‌دار اشتغال ایجاد کند.ساکن خیابان امام رضاست. 2پسر و یک دختر دارد که یک پسرش استاد دانشگاه است و پسر و دختر دیگرش نیز معلم هستند. ویژگی او قدم نهادن در مسیری است که یک رقیب قدر به نام محصولات چینی در آن وجود دارد و او با تکیه بر هنر و اراده‌‌‌ای که دارد باید با این رقیب قدر رقابت کند.
مرضیه آذرفزا می‌گوید: بیماری در بخش جراحی داشتم. یک پسر اهل تربت حیدریه بود که در سه راه شادمهر زیر کامیون رفت و پایش از ران قطع شد. نگهداری‌اش خیلی سخت بود. چقدر تیمارداری این بیمار را کردیم. تمام پانسمان‌هایش را در اتاق عمل تعویض می‌کردیم تا عفونی نشود. پدر و پسر گریه می‌کردند که بگذارید بمیرد. چقدر زحمت کشیدیم تا پایش پوست بگیرد. من او را معرفی کردم تا پای مصنوعی بگیرد. بعد از مدت‌ها به من گفتند غلامی نامی کارتان دارد. رفتم دیدم این جوان آمده است و خم شد تا دست من را ببوسد.( بغض می‌کند و اشک‌هایش جاری می‌شود). حدود سال 86 بود. اصلا فکر نمی‌کردم که من را یادش باشد.
زمانی که شهر در اطراف حرم مطهر خلاصه می‌شد و تعداد خانه‌ها کم بود، مردی به نام «گلچین» در کوچه امام رضا(ع)28 کنونی، خانه‌ای ساخت و ساکن آن شد. رفته‌رفته با گذشت زمان خانه‌های دیگری ساخته شد و کوچه شکل گرفت. هرچند که خانه گلچین از بین رفته و اثری از آن باقی نمانده است، این کوچه به‌دلیل حضور اولین‌نفر به نام «گلچین» در بین مردم محله معروف شد. در 2دهه گذشته کوچه گلچین شکل و شمایل پیشینش را از دست داده است و هتل‌آپارتمان‌ها جای خانه‌های قدیمی را گرفته‌اند.
محمدعلی حنایی قهرمانی است که شجاعانه در مقابل ظلم پهلوی ایستادگی کرد و به شهادت رسید اما آن گونه که بایدوشاید موردتوجه قرار نگرفته و نامش در صفحات تاریخ انقلاب اسلامی مشهد گم شده است. دکتر جعفر حنایی، پسر این شهید انقلاب درباره او می‌گوید: آن زمان من هشت ساله بودم و معمولا همراه پدرم در بیشتر راهپیمایی ها حضور داشتم. در آن روز یادم است که من و مادرم، برخورد کوتاهی با ایشان در خانه مادربزرگم داشتیم و بعدها مادرم تعریف می کرد که آن روز پدرم گفته است: «جعفر را با خودت ببر؛ بهتر است در تظاهرات امروز حضور نداشته باشد.» گویی به پدرم الهام شده بود که قرار است آن روز به شهادت برسد.
هرچند بازار رضا هنگام افتتاح نتوانست نظر بازاری ها را جلب کند، بعد از چهار دهه، جای خود را در میان زائران و مجاوران باز کرده، با این حال هنوز حاشیه دست از سر بازار رضا برنداشته است. عبدالعظیم ولیان، استاندار خراسان و نایب التولیه وقت آستان قدس رضوی، مهندس داریوش بوربور، طراح و مجری بازار رضا، و مهندس رضا دیشیدی، ناظر فنی و نماینده آستان قدس، در ساخت این بنا نقش داشتند. در این گزارش، پس از سال ها پرونده این سازه را بررسی می کنیم تا ویژگی‌های آن از لابه لای صحبت های طراحان و مجریان طرح مشخص شود.
خیابان 17شهریور 1/3 یکی از خیابان‌های اصلی محله عنصری به شمار می‌رود که در انتها به خیابان امام رضا(ع) می‌رسد و به‌علت حجم ترافیک زیاد، یک‌طرفه است. با وجود ساخت‌و‌سازهای زیادی که در دهه اخیر انجام شده و تبدیل خانه‌های موروثی به هتل و هتل‌آپارتمان، هنوز هم می‌توان خانه‌های سنتی و قدیمی را دید که قدمتشان به دهه‌های30و40 می‌رسد.
هنرستان فنی و حرفه‌ای تربیت بدنی دخترانه الزهرا(س) سال91-90 در خیابان عنصری با هدف کشف استعدادهای علاقه‌مندان به رشته‌های ورزشی تأسیس شد. به دلیل نظام سالی‌واحدی این هنرستان در مقطع دوم و سوم دایر بود و دانش‌آموزان باید پایه دهم را در سایر مدارس می‌گذراندند اما با تغییر نظام آموزشی به 6-3-3 پایه دهم نیز اضافه شد و تغییرات زیادی از جمله تخصصی‌شدن و افزایش تعداد رشته‌های ورزشی شامل هنرستان‌های تربیت‌بدنی شد.
خیابان فدائیان اسلام 6 در گذشته به نام شاعر نامی کشور «مهرداد اوستا» شناخته می‌شده است. ابتدای کوچه چند مغازه دزدگیر و تعمیرات خودرو قرار دارد اما سبک و سیاق قدیمی آن به‌دلیل خانه‌هایی که قدمتشان به بیش از 30سال می‌رسد هنوز حفظ شده است فقط چند آپارتمان نوساز در کوچه به چشم می‌خورد. اهالی می‌گویند تا همین چند سال پیش نیز در تابلو سر کوچه نام اوستا حک شده بود اما با تعویض تابلوها این نام حذف شد.
هنرستان فنی و حرفه‌ای تربیت‌بدنی الزهرا(س) مکانی برای رشد و پرورش استعدادهای ورزشی محله عنصری است. دانش‌آموزان دختری در این مدرسه تحصیل می‌کنند که در رشته‌های ورزشی مختلف توانسته‌اند مقام کسب کنند و اکنون هر کدامشان در عرصه‌های مختلفی همچون داوری گرفته تا حضور در تیم ملی فعالیت دارند. یکی از آن‌ها زینب پناهی نوجوان 17ساله‌ای است که جزو کم‌سن و سال‌ترین داورهای فوتسال استان محسوب می‌شود.
صبا کلاهدوز نوجوان 17 ساله و دانش‌آموز هنرستان فنی و حرفه‌ای تربیت بدنی الزهرا(س) محله عنصری است، شاید سن و سال چندانی نداشته باشد اما کوله باری از تجربه‌ در رشته‌های ورزشی مختلف دارد، او که فعالیت ورزشی خود را از کودکی با ژیمناستیک شروع می‌کند بعد از 12 سال فعالیت ورزشی اکنون عضو هیئت مینی فوتسال استان و همچنین دارای مدرک داوری این رشته است.