سال ۱۳۸۲ که رهبری در بازدیدی غیرمنتظره به دیدار خانواده برادران شهید دشت حائری رفتند به همه فرزندان و نوهها یک سکه هدیه دادند و به مادر شهیدان دو سکه. شهید محمدمهدی دشت حائری پیشنماز بود و محمدحسین مخترع و تخریبچی.
محله
عنصری
محله عنصری که در اسناد به نام «دستگرد» و یا «دستجرد» آورده شده، به احتمال زیاد باستانی و متعلق به پیش از اسلام بوده است. دستکم ۴۴سالی میشود که نام «عنصری» روی این خیابان نقش بسته است. باغخونی از مهمترین بناهای تاریخی عنصری است که هویت مشهد نیز محسوب میشود.
منافقان یک بار مرداد سال ۶۰ مغازهاش را آتش زدند، اما باز هم حاج رضا پا پس نکشید و سرانجام منافقان سال ۶۳ با شلیک گلوله او را متوقف کردند.
محمدتقی پاینده، جانباز ۵۰ درصد محله عنصری به همراه حجتالاسلام حبیبالله میربلوکی که ساکن محله انقلاب است، از اهداکنندگان فعال خون در مشهد هستند.
چندوقتی است که بههمت شهروندان و خیّران و بانیان مسجد امام هادی(ع) که اغلب اهل مغان هستند جانی دوباره گرفته و به عنوان مجتمعی مذهبی، فرهنگی و درمانی در محله عنصری فعالیت میکند.
محمدرضا پودینه کتابخوان برتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سالهای ۹۱ و ۹۲ است و از برگزیدگان سومین جشنواره رضوی در بخش نشریهنگاری (سال ۹۱) به شمار میآید.
مادر شهیدان انگشترساز تعریف میکند: حاجی دو گوشواره سنگینوزن به من هدیه داد، همانطور که داشتم گوشوارهها را در گوشم میکردم، پرسیدم این هدیه به چه مناسبت است؟ گفت: محمد شهید شده است.
محله عنصری یکی از محلات تاریخی منطقه ۷ است که در اسناد با نام «دستگرد» و یا «دستجرد» از آن نام برده شده است. این مزرعه که بهاحتمال زیاد باستانی (متعلق به پیش از اسلام) بوده است.
مسجد حوض برجی که حالا به خاطر سالیان سال حضور آیتالله علمالهدی (پدر امام جمعه مشهد) به نام ایشان نامیده میشود قبلا ساختمان تابستانی مسجد حوض برجی بوده است.
آیتالله حاج سید علینقی طبسی حائری از فقها، مجتهدان و از علمای بنام مشهد بود که حسینیه و مسجدی را در خیابان امام رضا ۲۰ وقف کرد.
جواد سقایرضوی، مسئول مهدیه مشهد میگوید: «۲۳ بهمن چند معلول آمدند پیش آیتا.. مجتهدی. گفتند رئیسمان طاغوتی بود، بیرونش کردیم و حالا نان نداریم بخوریم. آیتا... من را فرستاد تا ببینم حرفشان چیست.»
یک هفته است مقیم (!) کوچۀ «باغ خونی» شدهام. میآیم و میروم. پشت دری میایستم که نگهبان از آنسویش میگوید: «به ثانیه هم نمیشود!». منظورش را من خوب فهمیدهام؛ درِ باغ بهروی هیچ شهروندی باز نمیشود.
بیشتر ماشینها وقتی بهسمتشان میروم، شیشههایشان را بالا میدهند و هیچ توجهی نمیکنند. بدون نگاه کردن به من، فقط سری تکان میدهند. بعضیهایشان پول خرد میدهند، اما من قبول نمیکنم و افراد کمی هم حاضر میشوند فال بخرند.
اسماعیل بهمنآبادی که در زلزله قائنات در سال٧٦، اردوگاههای افغانستان در سال٧٩ و زلزلۀ بم در سال٨٦ امدادگر بوده است میگوید: یک امدادگر هرچه صحنههای تلخ و دلخراش دیده باشد، بازهم از دیدن رنج و عذاب همنوعش متأثر میشود.
در دوطرف کوچه شهید حنایی ۱۴، بازارهای مختلف لباس به چشم میخورد که سبک و سیاق قدیمی دارند.
فاطمه نوروزی متولد1387 ساکن محله عنصری حدود سهسالی است که بهصورت جدی، هنر نقاشی و سیاهقلم را دنبال میکند. او توانسته است در همین مدت کوتاه، آثار خود را در نمایشگاه به نمایش بگذارد و برخی از آنها را بفروشد.
مغازه ساعتسازی مجید بهروزینژاد در خیابان امامرضا(ع) قرار دارد. از آن مغازههایی است که خیلی از عابران بدون اینکه توجهشان به آن جلب شود، از مقابلش عبور میکنند. تابلو سردر ورودی و ویترین مغازه، قدیمی است و نشان میدهد که مطابق مد روز پیش نرفته است. بهروزینژاد و پدرش جزو قدیمیهای صنف خودشان هستند.
هیچ اثر و نشانی از گذشته خود ندارد، اما جالب است که بین اهالی هنوز هم به «پل انجیر» معروف است. صحبتها درباره این پل و نام آن بسیار است؛ برخی میگویند در این مکان درخت انجیر پرباری درکنار پلی وجود داشته و برخی دیگر ریشه این نامگذاری را مربوطبه قهوهخانهای در این مکان میدانند.
از بیشتر مشهدیها که بپرسید، پیشینه تولید صنعت پشم و نخ مشهد را از کارخانه معروف نخریسی میدانند که در چهارراهی به همین نام واقع شده است، اما کمی پیش از تأسیس این کارخانه، موتورهای اولین کارخانه نخریسی و پارچهبافی مشهد جایی در حوالی خیابان ارگ(امامخمینی(ره) امروز) روشن شد، آن هم به کوشش تاجری ارمنی به نام ملکان هاروطونیان که اصالت تبریزی داشته است. البته او تنهاارمنی مهاجر مشهد نیست که نامش در فهرست بلندبالایی از صنعتگران ارض اقدس نوشته شده است.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانیترین کوچههای منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچهای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته میشد؛ مردی مردمدار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه بهدلیل باریک و پرپیچوخمبودن و همچنین طولانیبودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
اکنون 42سال از آنزمان میگذرد و «عباس لسانی» متولد 1347 به یکی از اوستاکاران حرفه انگشترسازی تبدیل شده است، هر چند تعداد انگشترهایی که در این سالها ساخته را به خاطر ندارد، اما لبخند و رضایت مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. با این شهروند محله عنصری ساعتی در بازار رضا، محل کسب و کارش، همصحبت شدهایم.