صندوق خاطرات - صفحه 30

احمد ماهوان نویسنده کتاب «تاریخ مشهد قدیم» دایره‌المعارفی ارزشمند از آداب و رسوم و اطلاعات مردمان مشهد دیروز است. 
«محمود غدیری‌کنارگوشه»، پیرمردی در مرز ۸۰ سالگی است. زمانی زراعت‌کار موفقی بوده است و در سال‌های اخیر، به شغل قنادی می‌پردازد و از قنادهای معروف منطقۀ پنجتن است.
توی کوچه و حتی خانه ما از آب سناباد، جوی آبی روان بود و برای شست‌وشو مشکل کم‌آبی نداشتیم، اما آب شرب و پخت‌و‌پز از کاریز باغ حاجی نادری بود.
مسعود شجریان می‌گوید: هر طور حساب می‌کردم، تجهیزات و لوازمی که باید دانش‌آموزان در کلاس‌های درسی استفاده می‌کردند، کافی نبود.
حاج‌محمدعلی غلامی نوده بعد از اعزام به جنوب کشور مأمور رساندن غذا با کامیون‌های آلفا به مناطقی مثل سوسنگرد و دزفول می‌شود.
بازه یا بَزَه، همان آبریز کوچک است که زمینش پس از سیلاب ترک می‌خورد و سفت می‌شود. شَخ هم به‌معنای زمینی است که بذر به‌سختی در آن به عمل می‌آید و نیاز به شخم و زیر‌و‌رو دارد.تاریخچه محله پورسینا پشت همین نام نهفته است.
محمود ضرابی، دربان قدیمی محله عیدگاه، سومین نسل از خانواده عطارباشی‌های معروف مشهد است. او برایمان از زمانی می‌گوید که صابون‌پز‌های اول محله عیدگاه دروازه‌داران مشهد بودند.
کافی است اهالی خیابان دانشگاه، علی‌اصغر وفایی‌مهر را با آن موتور قدیمی‌اش ببینند، آن‌وقت است که صدای سلام سلام و خداقوتشان بلند می‌شود.
در زمان قدیم کمتر کسی پیدا می‌شد که یخچال داشته باشد. در باغچه گودالی به عمق یک متر می‌کندیم و چغندر و هویچ‌های یلدا را توی آن می‌انداختیم.
در دیوارِ همه خانه‌های احمدآباد سوراخ یا سویی تعبیه شده بود که از میان آن جوی آبی عبور می‌کرد. این جوی آب از باغ سرم‌سازی می‌آمد.
غلام‌حسین جنگی، یکی از قدیمی‌ترین ساکنان خیابان تعبدی می‌گوید: آقای میزبانی‌نامی ساکن این کوچه بود و از کارخانه‌های تهران، پارچه سرقیچی می‌آورد و کیلویی می‌فروخت.
حسن دهلوی یکی از ساکنان قدیمی خیابان سناباد است که از زمان ساخت مسجد سناباد و همسایگی با کولی‌ها خاطره دارد.
سیزده‌سالم بیشتر نبود که مرحوم علی‌اصغر عابدزاده تصمیم گرفت مسجد رضویه را بسازد. من هم شاگرد حاج‌مرتضی بنّا شدم و کنار او خشت اول مسجد را گذاشتم.
اصغر مجربی‌کرمانی می‌گوید: در این خانه ۱۳۸ سال است که اقوام من زندگی کرده‌اند. مادربزرگم این ملک را با ۲۰۰ تومان می‌خرد و به همراه فرزندش در آن ساکن می‌شود. وقتی اینجا را می‌خرد، دورتا دور خانه را اتاق می‌سازد و همه را اجاره می‌دهد.
وقتی در سمزقند عروسی یا عزایی بود، همه اهالی وظیفه خود می‌دانستند که در مراسم حضور یابند. به‌همین‌دلیل غذای عروسی و عزا آبگوشت بود.
در باور گذشتگان، رنگ سرخ، رنگ رفتن و فراز آمدن روشنایی در غروب آفتاب و سپیده‌دمان است که در آیین مهر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.
سین اژدری معروف به حاج‌حسین باغبون از باغبان‌های قدیم محله مشهدقلی است. او ۸۲ سال دارد. خاطرات حاج‌حسین از مشهدقلی به دورانی برمی‌گردد که این محله سه قلعه داشت.
شب‌چله‌ها آن‌قدر برف می‌بارید که همه حیاط خانه سفید می‌شد. گاهی بچه‌ها شاد و سرخوش برای اینکه ما راحت رفت‌و‌آمد کنیم تونل برفی درست می‌کردند.
۶۶ سال است که محمد‌علی توانایی، ثامنی است. همین است که از گوشه‌گوشه محلات این قسمت شهر، گفتنی‌های زیادی دارد.
برخلاف حالا که خودرو‌ها برای تعویض پلاک در محله کارخانه قند صف می‌کشند، در قدیم کامیون‌ها و گاری‌های حمل چغندر قند در طول این خیابان به خط بودند.