سیدمحمد محمدی بهعنوان یک خبرنگار و فعال خبری، همواره انعکاسدهنده مشکلات محله زندگیاش بوده و نقش بسیاری داشته است. شعار او داشتن محله و شهری بهتر و زیباتر با مشارکت همه شهروندان است.
دبیرستان شاهرضا با پرداختن به ورزشهای مختلف روز، نهتنها زمینه آشنایی آنها را با چنین ورزشهایی فراهم میکند که خود به مکان پرورش اولین نسل ورزشکاران نوین مشهد بدل میشود و سرانجام نخستین مجله ورزشی مشهد را نیز همین دبیرستان چاپ میکند.
دکتر محمدباقر تعبدی یکی از معتدمین مشهور دهه سی و چهل بود که همزمان با طبابت، کار رسانهای هم میکرد و در انجمنهای محلی حضوری فعال داشت.
در زمانی که کمترکسی به فکر انتشار مجله فرهنگی است، غلامحسین یوسفی بدون هیچ شائبه اقتصادی مجلهای مرتبط با نیازهای آموزشی تأسیس میکند. این مجله در طول حیات کوتاهش در رشد دانش فرهنگیان کشور و نویسندگان این گروه تأثیر داشته است.
ناصر قهرمان، روزنامهنگار و منتقد ادبی گذشته و شاعر و نویسنده و پسرعموی محمد قهرمان، شاعر پرآوازه خراسانی است، کتاب «سفر به اقلیم آینه» نتیجه نیم قرن جهانبینی ناصر قهرمان است که سال ۱۴۰۰ از آن رونمایی شد.
دکتر جواد حدیدی با بورسیه دولتی به اروپا رفت. در سوربن رسالهای مینویسد که نامش را جاودان میکند. «اسلام از نظر ولتر» را آن سال دفاع میکند و دوباره به آغوش وطن برمیگردد.
در تاریخ ایران، نامهایی وجود دارند که به نمادهای جریانهای فکری و مبارزاتی بدل شدهاند. شیخاحمد بهار، روحانی و روزنامهنگار خراسانی، یکی از این چهرههاست که حیات و قلمش را وقف آزادی ایران کرده بود.
مجید خروشی، کار ش بهعنوان کتابدار آغاز کرد، اما گردش روزگار او را به تحریریه روزنامه خراسان کشاند. همانجا بود که استعدادش شکوفا شد و با تشویق همکارانش خبرنگاری را بهعنوان یک حرفه، برگزید.
محمدعلی تمدن صاحب امتیاز نشریه سرخس و خبرنگار پیشکسوت روزنامههای مطرح کشور است که با هزینه شخصی و پایکارآوردن مسئولان، ۳۴کتابخانه در روستاها و پاسگاههای مرزی راهاندازی کرده است.
حتی نشستن روی صندلی چرخدار در پی ابتلا به بیماری نادر ژنتیکی هم نتوانست سد راه پیشرفت مرضیه میرزاپور شود. او به عنوان سردبیر نشریه محلی گلشهر و فعال فرهنگی همراه اهالی گلشهر بوده است.
ادیبالممالکفراهانی وقتی برای تصدی موقوفه خانوادگی قائم مقامیها به مشهد میآید، نخستین روزنامه مشهد را با عنوان «ادب» منتشر میکند؛ او یک سیاستمدار زبده و شاعری توانا در سبک عراقی نیز است.
میرمرتضی الموسوی که بعدها فامیل رویینتن برای خود انتخاب کرد و در روسیه در کار چاپ سابقه کار داشت، نخستین دستگاه حروفی چاپ را به مشهد آورد. او چاپخانهاش را با نام توس در بازار دایر کرد.
علیاکبرخان آزادی، معروف به «گلشن آزادی»؛ شاعر، روزنامهنگار، نویسنده است که اسمش با تاریخ مطبوعات مشهد گره خورده؛ با روزنامههای آزادی، فکرآزاد و مهرمنیر.
سال ۶۱؛ سیل و طوفان صدها خانه را در مشهد ویران کرد، کمر صدها اصله درخت را شکست و سبب شیوع بیماریهای فراوانی در شهر شد.
سمانه رحیمی در ۱۳سالگی به عنوان مربی احکام در کانون فعالیت میکرد و توانست در چاپ دو نشریه «صراط» و «پرواز» نقش مهمی داشته باشد.
علیاصغر آذری غیر از اینکه خبرنگار بود، قدیمیترین نمایندگی مطبوعات را در مشهد داشته است. او بعد از ۵۵ سال که از کار بازنشسته و خانهنشین شد همه خاطراتش را در مغازهای کوچک در بولوار طبرسی دوم گردهم آورد.
خیلی از اهالی او را «علی اطلاعاتی» و «خبرنگار محله» صدا میزنند. اما «علی حیدرنیا» نه روزنامهنگار است و نه خبرنگار، فقط یک آرایشگر قدیمی است که سعی میکند از اخبار روز و حال همسایهها خبر داشته باشد.
در اوایل دوره قاجار، اتحادیههای صنفی نمیتوانستهاند مواضع سیاسی یا اقتصادی خود را تقویت کنند، اما وقوع انقلاب مشروطه، این امکان ابراز قدرت را برای آنها فراهم کرد.
مجله «طب کنونی» یکی از اولین مجلات ایران است که در آخرین روزهای سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شهر مشهد منتشر شد. متأسفانه امروز هیچ شمارهای از این مجله تخصصی که درواقع سومین مجله پزشکی ایران است، وجود ندارد.
بهمن رضایی با طرحهایش اسمی چشمگیر بود برای مطبوعات آن روزها. کاریکاتورهایش در مجله «روشنفکر» بهمن جوان را به جایگاهی رساند که مدیران مجله «توفیق» مجاب شدند با او قراردادی بیستوپنجساله امضا کنند.