تعزیه خوانی - صفحه 2

بیش از ۴۰ سال است که جوانان توس در صبح عاشورا داوطلب عَلَم گردانی می‌شوند و هیئت نیز همراه آن‌ها در پشت سر نوحه‌خوانی و سینه‌زنی می‌کنند و این علم تا مزار شهدای کال زرکش توسط عزاداران برده می‌شود.
خانه سیدجعفر شفاپور به "خانه شبیه‌خوان‌ها" معروف شده بود، پدربزرگ، پسر و نوه در کنار هم گروه شبیه‌خوانی آل الله را تشکیل می‌دهند.
افشین، فرزند اصغرآقا، که تاکنون فعالیت‌های هنری مختلفی را درزمینه تلویزیون و سینما انجام داده است، ریشه هنرش را تعزیه‌خوانی پدرش می‌داند.
مشهد از گذشته‌های دور میزبان پناهندگانی از شهر و کشورهای مختلف با فرهنگ و آیین‌های متفاوت بوده است. محرم که می‌آید طنین بال فرشتگان در نوای محزون نوحه‌های این شهر را به‌خوبی می‌توان احساس کرد.
هر بار اجرا می‌کنیم، اول خودمان گریه می‌کنیم. باید تجسم کنیم در صحرای کربلا چه گذشته است. بار‌ها پیش آمده است که آن‌قدر اشک ریخته‌ایم که نتوانسته‌ایم متنمان را بخوانیم.
دود پاره هیزم‌های سوخته در هوا گیج می‌خورد و عطر چای زغالی و قهوه عربی را به مشام می‌رساند. صدای نوحه عربی تمام شهرک شهید‌بهشتی را در بر گرفته است.
هیئت مریدان حضرت‌زینب (س) هر‌ساله در دهه اول محرم در زمین بایر ابتدای خیابان شهید‌آرمون‌۱۵ برنامه‌ای مفصل و جذاب اجرا می‌کنند.
خاطرات شبیه‌خوانی هیچ‌گاه برای بی‌بی‌عفت کم‌رنگ نشده و به‌خوبی آن روز‌ها را به یاد می‌آورد؛ اینکه چطور بزرگ‌تر‌ها با اسب وارد میدان می‌شده‌اند و اتفاقات کربلا را در لباس رزم برای دیگران با صدایی رسا و بلند می‌خوانده‌اند.
«محمدامین دیانی» می‌گوید: گاهی سکینه (س) می‌شدم و گاهی شمر. چنان در نقشی که ایفا می‌کردم، غرق بودم که متوجه نبودم اطرافیانم مرا زیرنظر دارند.
دختر هنرمند محله الهیه تا ده‌سالگی تعزیه‌خوان بوده و بعد از آن ارادتش به آستان حضرت دوست را طور دیگری نشان داده است. مونا پهلوان پنج‌سالی می‌شود که پای کار دوخت لباس‌های تعزیه‌خوانی است و بیشتر وقتش را پای چرخ می‌نشیند و لباس های اولیا و اشقیا را سردوز می‌زند. لباس‌هایی که برای اهالی محله متبرک است و از سرقیچی پارچه‌ها برای خودشان می‌برند.
امیرمحمد پهلوان که همراه خانواده‌اش در محله الهیه سکونت دارد، از یک‌دهه پیش هر تاسوعا و عاشورا با لباس تعزیه‌خوانی وارد روستای آبا و اجدادی‌اش می‌شود تا ارادتش را به آستان حضرت دوست به‌جای آورد، رسمی که او را «علی‌اکبر خوان» و «قاسم‌خوان» گروه تعزیه روستای «حسین‌آباد» شیروان کرده‌ است.آن‌طور که خودش می‌گوید تعزیه‌خوانی در بین فامیلشان موروثی است و نقش‌ها و اشعار آن سینه‌به‌سینه و نسل‌به‌نسل از پدران به پسران رسیده‌ است.
سال87 بود. کلاس پنجم. زنگ ادبیات. درسی داشتند که درباره تعزیه‌خوانی مختصر توضیحی می‌داد. از کودکی در روستایشان مراسم تعزیه‌خوانی را دیده بود. عاشق آن بود اما هر بار سمت اعضای این گروه و وسایلشان می‌رفت با این تصور که او بچه است، دورش می‌کردند. این کلاس و درس، آتش آن علاقه را شعله‌ور کرد. به همکلاسی‌اش گفت بیا یک گروه تعزیه تشکیل دهیم. همین ایده، محمد ابراهیمیان را وارد عرصه تازه‌ای کرد و از آن‌زمان که یک گروه تعزیه پنج‌نفری تشکیل داد تا امروز که گروهی 35نفری هستند، هر سال مراسم تعزیه‌خوانی دارند.