منطقه ۱ - صفحه 39

منطقه ۱

قطب سلامت مشهد

نبض سلامت مردم مشهد در منطقه ۱ می‌تپد. فراوانی بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها، کلینیک‌های تخصصی و... این منطقه را نه‌تنها به قطب درمانی مشهد، که به قطب درمانی شرق کشور بدل کرده است. آوازه نام خوش پزشکان مشهدی، بسیاری از گردشگران سلامت را از کشور‌های عراق، آذربایجان، پاکستان، افغانستان و... واداشته است راهی این منطقه مشهد شوند. خانه‌های تاریخی داوودی در خیابان توحید، تفتی در کوچه قائم‌مقامی، بنی‌هاشمی در خیابان دانشگاه، مولوی در خیابان سناباد و همچنین دیوار ۳۰۰ ساله محله آبکوه از  ظرفیت‌های این منطقه است که نشان‌دهنده قدمت تاریخی آن نیز هست. ترافیک و کمبود جای پارک، از بزرگ‌ترین معضلات منطقه‌ای است که بسیاری از اداره‌های دولتی، مراکز تجاری، مراکز پژوهشی و بانک‌ها را در خود جا داده است. این منطقه همچنین کریدور مرکزی شهر محسوب می‌شود و محل تلاقی بسیاری از مناطق مشهد است. منطقه ۱ شهرداری مشهد سال ۱۳۶۳ شکل گرفته و در مساحت ۱۴۷۷ هکتاری آن ۱۶۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

تشویق خانواده و اطرافیان و دیدن مداحان در هیئت‌های مذهبی برای محمد‌مهدی جمالی تأثیرگذار بوده است. او می‌گوید: مادرم اشعار مذهبی را برایم می‌خواند. من هم با چندبار تکرار آنها را پیش دوستان و اقوام از بَر می‌خواندم.
علیرضا کریمی تعریف می‌کند: پس‌از ساخت مسجد، دوباره هیئت شکل گرفت، اما به‌خاطر نام «غدیر باباعلی» اعضا پیشنهاد کردند هیئت هم، نام «غدیر» داشته باشد.
حمید صداقت می‌گوید: پنج‌شش سال قبل به این فکر کردیم کاری برای درگذشتگانمان انجام دهیم؛ تصمیم گرفتیم عکس‌هایشان را روی دیوار حسینیه نصب کنیم. برای گرفتن عکس‌ها خانه‌به‌خانه رفتیم تا از خانواده‌هایشان عکس بگیریم.
خیابان محتشمی در محله احمدآباد از معابر پرتردد است که وجود مطب پزشکان در آن ترافیک بسیاری ایجاد کرده است. ازطرفی، این خیابان، نقطه اتصال خیابان عارف یک به کوهسنگی است، تردد بسیار در آن صورت می‌گیرد.
محمدسینا عسکری می‌گوید: معلم کلاس قرآن پرسید چه کسی آیت‌الکرسی را حفظ است و من دستم را بلند کردم و آن را کامل خواندم. خیلی تشویقم کرد و از من پرسید چه سوره‌هایی را از بر هستم. همان‌جا اسمم را برای مسابقات نوشتند.
این ورزشکار می‌گوید: پدرم اعتقاد داشت بچه‌ها ابتدا باید در تحصیل موفق باشند؛ بعد در‌کنار آن، فعالیت ورزشی انجام دهند. از سال‌۱۳۹۳ به‌دنبال آموزش رفتم تا اطلاعاتم را به‌روز کنم و بتوانم به جامعه و کودکان و نوجوانان خدمت کنم.
کله‌پز‌ها که تعدادشان به ۲۰ نفر می‌رسید، از ظهر شروع می‌کردند به پاک‌کردن کله‌پاچه‌ها و ۲۰ دیگ بارمی‌گذاشتند. کله‌ها تا ۴ صبح فردا می‌پخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در می‌ایستادند، تقسیم می‌شد.