کد خبر: ۹۴۱۲
۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
نجات جان آدم‌ها بهترین شغل دنیاست

نجات جان آدم‌ها بهترین شغل دنیاست

حمیدحسن‌نژاد راننده اورژانس مرکز ۱۱۵ است که روز و شب زندگی‌اش را تقدیم انسان‌هایی می‌کند که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند.

بهاره بختیاری| شب و روز ندارد، هرموقع صدای آژیر آمبولانس به گوشم می‌رسد، نا‌خودآگاه دلم می‌رود به موقعی که نگین کوچولو، دختر همسایه‌مان در یک شب سرد و زمستانی به خاطر اینکه سرویس مدرسه‌اش دیر به دنبالش آمده و ساعت زیادی را در سرما به سر برده بود، بیمار و از شدت تب دچار ضعف عضلانی شد و از حال رفت.

شبی که دچار تشنج شد و دیگر نتوانست برای چند ثانیه هم که شده با آن چشمان مشکی به دنیای عروسک‌هایش چشم بدوزد. آن شب سرد فریاد‌های مادر نگین به گوشم می‌رسید و نور‌های قرمز‌رنگ آمبولانس که در میان تاریکی شب، اتاقم را روشن کرده بود، نگاهم را به این ماشین‌های آژیردار که در اطراف بیمارستان و خیابان‌ها دیده می‌شود، تغییر داد.

شاید همین تغییر نگاه بود که پایم را به مرکز اورژانس‌۱۱۵ محله‌مان باز کرد تا ریز و درشت مشکلات کاری و خاطرات زندگی یکی از کارکنانش را به روی کاغذ بیاورم.  

حمیدحسن‌نژاد ۲۹ساله که روز و شب زندگی‌اش را تقدیم انسان‌هایی می‌کند که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند، ما را می‌برد به دورانی که تمام هم و غمش این بوده است که شغلی را انتخاب کند که بشود آبروی خانواده و میراث‌دار شغل پدر.  

او می‌گوید: حدود هشت سال است روز و شبم را بر بالین بیمارانی که برای انجام عملیات پزشکی نیاز به کمک‌های اولیه دارند، می‌گذرانم. نفس خودم را آمیخته کرده‌ام با حدیثی از پیامبر (ص) که هرکس نفسی را زنده کند، یک دنیا را زنده نگه داشته است.  

 

از حمایت‌های همسرم سپاسگزارم

از سال‌های کودکی تاکنون روزگار زیادی گذشته است. حمید برای نشان دادن خود واقعی‌اش پا از منطقه آبا و اجدادیش فرا‌تر گذاشت و به محله ما رسید تا برسد به شعر سعدی که «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند.»

حمید با پست مدیریت مرکز‌۱۱۵ محله پیروزی و اخذ مدرک تکنسین فوریت‌های پزشکی، خود را مدیون نصحیت‌های پدر و مادر می‌داند و می‌گوید: این جمله که پشت هر مرد موفقی، یک زن موفق نشسته است، حرف کاملا درستی است و من هم با محبت‌های بی‌دریغ همسرم توانستم راه رشد را پیدا کنم.   

 

لطفا دروغ نگویید!

پرسش‌های بسیاری از آقای حسن‌نژاد دارم، اما صدای آژیر اعزام، سررشته گفتگو از هم می‌گشاید. از او می‌خواهم خودش رشته کلام را به دست بگیرد؛ ادامه می‌دهد: صدای من را به گوش شهروندان برسانید.

 از مردم خواهش می‌کنم بگذارند ما به ماموریت‌های مهم‌تر اعزام شویم کار ما آمپول زدن نیست!

وظیفه ما آمپول زدن یا گرفتن فشار یک شخص نیست؛ ساعت‌های ماموریت ما در شب بیشتر از روز است. از مردم خواهش می‌کنم بگذارند ما به ماموریت‌های مهم‌تر اعزام شویم؛ ماموریت‌هایی که در آنها واقعا بیماران به ما احتیاج دارند، پس لطفا دروغ نگویید!  

 

استرس شهروندان و انتظارات آنها

او ادامه می‌دهد: متاسفانه بسیاری از شهروندان به دلیل داشتن استرس زیاد، هنگام حادثه فکر می‌کنند که اورژانس همیشه دیر به محل حادثه می‌رسد در حالی که باید توجه داشت گاهی ترافیک خیابان‌ها، باعث این موضوع می‌شود.  

 

خاطره‌ای شیرین با مضمونی تلخ

حسن‌نژاد در ادامه ما را می‌برد به خاطرات گذشته‌اش و می‌گوید: تقریبا چندماه پیش یک نیمه شب، تلفن مرکز به صدا در‌آمد و ما به محله‌ای اعزام شدیم؛ از قرار معلوم بین خانواده دختر و پسری به خاطر جهیزیه در محله پیروزی دعوا شده و برادر عروس برای آرام کردن اوضاع، خود را به بیماری زده بود تا شاید جنجال بخوابد!

خوشبختانه خواهران عروس از این معضل خبردارشدند ولی، چون از قبل با مرکز اورژانس تماس گرفته بودند، پدر عروس فکر می‌کرد ما دیر به محل اعزام شدیم! زمانی که به محل رسیدیم، آن‌قدر عصبانی بودند که من و همکارم را کتک زدند تاجایی‌که نزدیک بود تمام لباس‌هایم پاره شود، البته زمانی که فهمیدند چه اشتباهی کرده‌اند، از ما عذرخواهی کردند.   

 

حمیدحسن‌نژاد راننده اورژانس مرکز ۱۱۵، روز و شبش را برای نجات جان بیماران گذاشته است.

 

الو، الو ۱۱۵!

حسن‌نژاد در ادامه ما را با امکانات قسمت‌های درونی آمبولانس آشنا می‌کند و می‌گوید: آمبولانس‌های جدید امکانات ویژه‌ای دارد و به ۱۳تا۱۷ تخت درمان بیمار مجهز است. همچنین یک تخت ویژه احیای قلبی، تنفسی به همراه دستگاه شوک الکترونیکی در این وسیله تعبیه شده است تا در زمان نیاز از آن استفاده شود.  

از دیگر امکانات این اتوبوس واحد جراحی، داشتن مراقب‌های ویژه، مراقبت‌های بالینی و بستری، کیت آزمایش‌های تشخیصی، همودیالیز، بالابر حمل بیمار و ژنراتور برق در آن است که با وجود آنها نیازی به انتقال بیماران به مرکز درمانی نیست.

جالب است بدانید که ظهر چهاردهم آذر سال‌۵۴ ماجرای عجیبی اتفاق افتاد و سقف فرودگاه مهرآباد بر اثر لرزش‌های هواپیما‌ها فروریخت و ۱۶نفر جان خود را از دست دادند. تا آن موقع مرکزی که بتواند درکوتاه‌ترین زمان به یاری حادثه‌دیدگان برود، درکشور وجود نداشت.

آن حادثه تلخ باعث شد نخستین مرکز فوریت‌های پیش بیمارستانی کشور، فعالیت خود را چندماه بعد آغاز کند که باعث کاهش تعداد مرگ‌و‌میر‌های ناشی از حوادث شد. حالا اورژانس به یک سازمان همگانی تبدیل شده است که فقط با شماره ۱۱۵ فراخوانده می‌شود.  

 

گوش بسپاریم تا...

این کارشناس فوریت‌های پزشکی در ادامه به احیای قلبی‌- ریوی (CPR) اشاره می‌کند و می‌گوید: متاسفانه به دلیل ماشینی شدن زندگی‌ها، ایست قلبی و تنفسی بین افراد بیشتر از گذشته شده است و ممکن است گاهی رسیدن ما به بالین شخصی که دچار ایست قلبی و تنفسی شده، خیلی دیر صورت پذیرد؛ پس بهتر است شهروندان با این اطلاعات علمی آگاه باشند تا در زمان وقوع حادثه دچار سردرگمی نشوند.

پس از وقوع ایست قلبی و تنفسی باید در کمتر از ۴‌دقیقه به فرد مصدوم رسیدگی و عملیات احیای وی آغاز شود تا با این کار شانس زنده ماندن وی بیشتر شود.

حسن‌نژاد ادامه می‌دهد: قبل از شروع عملیات احیای قلبی‌-‌ریوی باید مطمئن شد آیا فرد واقعاً دچار ایست قلبی‌-‌ریوی شده است یا خیر؛ زیرا انجام این عملیات بر روی فردی که دچار ایست قلبی نشده باشد، می‌تواند منجر به مرگ وی شود.

پس ماساژ قلبی و دادن تنفس مصنوعی فقط در مواردی باید انجام شود که یا ایست کامل قلبی و تنفسی صورت گرفته یا وضعیت ضربان قلب و تنفس به گونه‌ای مختل باشد. برای اطمینان از ایست تنفسی با مشاهده حرکات تنفسی قفسه سینه می‌توان به وجود تنفس در مصدوم پی برد یا می‌توان گوش یا گونه خود را نزدیک دهان فرد قرار داد تا صدای تنفس وی را شنید یا جریان آن را حس کرد.  

همچنین می‌توان با گرفتن شیشه ساعت یا آینه‌ای کوچک جلوی دهان و بینی آسیب‌دیده از نفس‌کشیدن او مطمئن شد. بعد از آن باید نبض بیمار بررسی شود. لمس نبض باید با دو انگشت نشانه و میانی صورت گیرد. در صورتی که هیچ‌گونه نبضی احساس نشود یا مصدوم، تنفس خود‌به‌خودی نداشته باشد، عملیات احیا باید مطابق دستور ذیل انجام شود:

بیمار را به پشت بخوابانید و او را صدا بزنید و به آرامی تکان دهید؛ سپس منتظر واکنش او باشید.  

اگر بیمار بدون پاسخ بود، راه‌های تنفسی او را کنترل کنید. چنانچه راه تنفسی وی بسته است، با کمک انگشت راه تنفسی را باز کنید و چنانچه راه تنفسی باز است ولی بیمار نفس نمی‌کشد، تنفس مصنوعی را شروع کنید.

در صورتی که از آسیب ندیدن مهره‌های گردنی مصدوم مطمئن هستید، گردن او را به جلو و سر او را به عقب خم کنید تا مسیر راه هوایی آسیب‌دیده در بهترین و مستقیم‌ترین وضعیت واقع شود و چانه او را بالا و جلو بیاورید.  

در صورت آسیب دیدن مهره‌های گردنی بدون حرکت دادن به سر و گردن مصدوم با قرار دادن شست‌ها روی چانه فک پایینی، وی را به سمت جلو و بالا آورید تا ضمن باز شدن دهان، مسیر راه هوایی نیز مستقیم قرار گیرد، تنفس مناسب دهان‌به‌دهان به وی بدهید.  

نبض‌ها را لمس کنید. اگر ضربان نبض‌ها لمس شود باید به تنفس مصنوعی ادامه داد و اگر لمس نشود، ماساژ قلبی باید شروع شود.  

برای ماساژ قلبی، دست چپ خود را به حالت ضربدر پشت دست دیگر گذاشته، کف دست راست را بر روی جناق سینه به اندازه دو بند انگشت بالاتر از محل دو‌شاخه شدن جناق قرار دهید. آرنج‌ها نباید خم شوند. به کمک وزن بدن، فشار محکمی به قفسه سینه وارد کنید تا جناق سینه به اندازه تقریبی ۴ تا ۵ سانتی‌متر به داخل برود.

تعداد مفید ماساژ قلبی باید حدود ۸۰ تا ۱۰۰ بار در دقیقه باشد و به ازای هر ۱۵‌ماساژ قلبی دوبار تنفس مصنوعی با روش دهان‌به‌دهان داده شود. در‌صورتی‌که فرد دیگری به امدادگر کمک می‌کند باید به ازای هر پنج بار ماساژ قلبی یک تنفس مصنوعی داده شود.

امروزه براساس نظر کارشناسان و بسیاری از منابع علمی در عملیات احیای قلبی‌-ریوی دو نفره، نیازی به قطع ماساژ قلبی برای انجام تنفس مصنوعی نیست و هم‌زمان با ماساژ قلب توسط یک فرد، فرد دیگر می‌تواند تنفس مصنوعی را انجام دهد.  

* این گزارش چهارشنبه، ۲۵ اردیبهشت ۹۲ در شماره ۵۴ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.  

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44