پیر پالاندوز، آرامگاه عارفی که با کفشدوزی روزگار میگذراند
پیر پالاندوز متولد روستای کارند مشهد و معاصر شیخبهایی بوده است. او برمبنای باور توحیدی خود و توکل بر خدا، ذکر تشکر، خدمت، طاعت، قناعت و ایثار که از صفات عارفان است، به جستجوی راه معرفت پرداخت. ابتدا به حضور شیخ کمالالدین حسین تبادکانی (تاجالدین خوارزمی) راهنمای اهل دل آن روزگار رسید.
از خدمت او آداب سلوک راه خدا را کسب کرد و برحسب آمادگی ذاتی خود موردتوجه مبارک استاد شد و پساز سپریکردن مدارج کمال به خلافت شیخ خود معین شد و به دامادی وی سرفراز آمد.
پساز رحلت شیخ تاجالدین حسین تبادکانی، بهواسطه زیادشدن رهبران دروغین، از دستگیری و ارشاد طالبان تن زد و به کفاشی سرگرم شد و دور از غوغای مریدان و هیاهوی انکارآمیز منکران، چشم به زیارت جمال دلدار حقیقی گشود. چندین بار ازطریق باطن وی را بر پذیرفتن مسند ارشاد فرمان دادند و او شانه خالی کرد.
پساز گذشت یک سال، حضرت امام قائم مهدی مولانا ابوصالح حجتا... بنالحسنالعسکری (عج) بر دکانش حاضر شدند و از شدت و تندی، گلیم او را گرفته برافشاندند و رفتند. شیخ دریافت که خاطر امام از وی آزرده شده است. لرزی سخت بر اندامش افتاد و بیمی جانکاه فضای بیکران جانش را فراگرفت؛ چونان که تاب نیاورد و بهسوی خانه رفت.
پس از آن رویداد، در عالم معنا دید که ماموران الهی او را نزد امام قائم (عج) حاضر کرده، بر دیواری به چهارمیخ کشیدند و تنبیه کردند. در این حال امام رضا (ع) حاضر شده، از وی شفاعت کرد و او را از شکنجه رهایی بخشید. پساز دلجویی و اندرزگویی، او را به دستگیری و راهنمایی طالبان دستور فرمود. شیخ، چون به خود آمد، به اندازه یک سال از آن شکنجه، اسیر بستر شده، بیحال بود تا پساز سالی سلامتی خود بازیافت و به ارشاد نشست.
هر چند مریدان و دوستداران وی بسیار شدند، به مردی مایهدار و بااستعداد که شایستگی خلافت داشته باشد، دست نیافت. سرانجام از این رهگذر ملول شده، نزد امام هشتم (ع) شکوه سرداد. امام او را به برآوردهشدن درخواستش مژده داد. از آن پس اندک نگذشت که شیخ حاتم، خواهرزاده شیخ، به خدمتش شتافت. شیخ، او را شایسته تربیت و آماده کسب معرفت یافت و به ارشادش همت گماشت.
سرانجام عالم ربانی، محمدعارف عباسی در سال۹۸۵ هجری قمری جان به جانان تسلیم کرد. مقبره این عارف بزرگ، زیارتگاه بسیاری از شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت است.
پیر پالاندوز متولد روستای کارند مشهد و معاصر شیخبهایی بوده است
فولادی که به دست شخ طلا میگردد
مقبره پیر پالاندوز، مقبرهای که در ابتدای خیابان نواب صفوی در مجاورت بارگاه حضرت رضا (ع) قرار دارد، اما اهالی بیشاز آنکه نامش را بدانند، گنبد زرد و آبیرنگ آن را میشناسند. برای همین در خطوط زیر تلاش کردهایم برخی اطلاعات موجود در کتابها و منابع تاریخی را گرد آوریم تا بدانیم پیرپالاندوز که بود.
پیر پالاندوز، یکی از عارفان بزرگ قرن دهم هجری قمری خراسان است. نام او محمد عارف عباسی بوده و در مشهد نزدیک حرم امام رضا (ع) زندگی میکرده است.
او باتوجهبه نوشته سنگ مزارش، از عرفاى سلسله ذهبیه است. لقب «پالاندوز» از اینرو به او داده شده که براى گذران زندگى خود، باوجود مقام والایى که نزد مردم داشته، به کار پالاندوزى اشتغال داشته است. از این شخصیت، قرآن هفتسورهاى در دست است که به خط خوش ثلث نوشته شده و حکایت از توانایى او در کار خطاطى دارد.
به اعتقاد مردم، این عارف بزرگ با آنکه که از اولیای خدا و داراى کراماتى بوده، از راه پالاندوزى یا پارهدوزى زندگیاش را میگذرانده است. به همین سبب است که مردم به مزار او احترام میگذارند و به آن اعتقاد دارند.
میگویند روزی از روزها سیدمحمدباقر (میرداماد) و شیخ بهاءالدین عاملی در گذرگاهی به پیر پارهدوز برخورد میکنند. تصمیم میگیرند نعلینه خود را برای مرمت به پیر بسپارند. هنگام کار هر دو آنها که از مستثناهای قرن بودند، متوجه میشوند که پیر هنگام کار مشغول به ذکرگویی است و همه ذکرها هم موردعنایت حق تعالی قرار میگیرد.
شیخبهایی به میرداماد اشاره میکند که بهواسطه تقوای پیرمرد فقیر، چیزی به او عطا کند. میرداماد، چون در علم کیمیا تخصص داشت، دست میبرد و مشتة فولادی پارهدوز را که مخصوص کوبیدن روی بخیهها بود، با خواندن دعایی به طلا تبدیل میکند. پیر متوجه میشود و به میرداماد میگوید: این به کار من نمیآید. مشته خودم را برگردان.
از این دو بزرگوار اصرار که به دردت میخورد و از پیر پارهدوز انکار که به کارم نمیآید تا اینکه درنهایت میرداماد ابراز ناتوانی میکند که برگردان مشته به فولاد کار من نیست. پیر بدون برداشتن مشته و تنها با نگاهکردن به آن، سه مرتبه آن را از آهن به طلا و دوباره به آهن تغییر میدهد. شیخ سپس رو به میرداماد میکند و میگوید: «دلت را کیمیا کن!» همانطورکه خدای رحمان در حدیث قدسی میفرماید: «بنده من مرا اطاعت کن تا تو را مانند خود کنم» من میگویم باش پس بهوجود میآید، تو هم میگویی باش پس میشود.
اما یکی از ویژگیهای مهم مقبره پیر پالاندوز که در محله پایینخیابان واقع شده، معماری آن است. نخستین بقعه این آرامگاه در زمان شاهمحمد خدابنده (پدر شاهعباس صفوی) و به کوشش و اهتمام قنبرعلیبنخواجهحسین در سال۹۸۵ قمری بنا و پساز انقلاب اسلامى باهدف توسعه حریم حرم، تخریب و دوباره بازسازى شد.
این بازسازی در سالهای گذشته به گونهای بوده که ترکیبات معماری در سالهای گذشته بازسازی شده و از درگاه ورودی، رواقها و فضاهای اطراف، صحن و فضای اصلی مقبره تشکیل شده است.
این گزارش پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ در شماره ۱۴۱ شهرآرا محله منطقه ثامن چاپ شده است.