رویای پایان بیسوادی با ایجاد زنجیره دانش
آنها نه دغدغه شهرت دارند و نه به دنبال ثروت هستند و همین حکمت پنهان در این محدوده شهری باعث باسواد شدن ۲۱۳ نفر شدهاست. مرکز نرجس مجموعهای جمع و جور و صمیمی در طبرسی است که حضور جمعی طالب دانشآموزی و مهارت آن را پویا کرده است.
به گفته خودشان همین صمیمیت و همراهی رمز موفقیت درکارشان است. اینجا مرکزی برای خانمهایی است که انگیزه رشد و پیشرفت دارند و از بد روزگار، تا به حال، بیسواد ماندهاند. آنهایی که میگویند وقتی پا به این کلاسها گذاشتند فکرش را نمیکردند که محیط آن قدر جذاب باشد که بتواند مشتاق به آمدن و ماندنشان بکند.
کلاسهای مرکز فقط به یادگیری خلاصه نمیشود و همراهش کارگاههای مختلفی است که انگیزه حضور در مرکز را بیشتر میکند. پا گرفتن مجموعهای که بخش عمده کارش مهارتآموزی است به سود خانوادههایی شده است که تا به امروز بیبهره از سواد ماندهاند. طراحی و ساخت تاج و نگین عروس، نمد دوزی، آشپزی و شیرینیپزی، بافت تابلو و... حالا مخاطبان زیادی درآن دارد.
مراکز سوادآموزی گذشتههای نه خیلی دور در ساعتهای تعطیلی مدارس برپا میشدند. معمولا مساجد میزبان برگزاری کلاسهای درسی برای بزرگسالان و عموم طالبان سوادآموزی بودند. امکانات خیلی زیادی نمیخواست، تخته سیاهی کوچک روی صندلی کنار مسجد میتوانست چاره کار باشد، اما روال حالا کلی فرق کرده است.
مراکز سوادآموزی هم دانش میآموزند و هم مهارتهای شغلی و زندگی و این موضوع یک امتیاز بزرگ و ویژه است. جالبی ماجرا به این است که برخی از مدرسان امروز مرکز در دورههای گذشته خود از شاگردان همین مکتب وکلاسها بودهاند.
این را ریحانه رحمتی، مدیر مرکز یادگیری نرجس، میگوید که از روز اولی که کار شروع شد، پای آن بوده است و تأکید زیادی بر این موضوع دارد؛ تلفیق سوادآموزی و مهارتهای زندگی.
شهریور ۹۵ آغاز رسمی مرکز یادگیری
مدیر مرکز یادگیری نرجس درباره پیشینه راهاندازی مجموعههایی مانند مرکز یاد شده، میگوید: راهاندازی چنین مراکزی به سالهای گذشته برمیگردد. این طرح اولین بار در سال ۸۸ شروع شد، ولی در برآوردهای اداری چندان موفق نبود و متوقف شد.
تا اینکه سال ۹۴ با ساز و کار جدید دوباره پا گرفت. مرکز یادگیری نرجس یکی از شعبههای این طرح است که شهریور ۹۵ در این محله به صورت رسمی راه اندازی شد و مشابه آن ۳۸ مرکز دیگر در استان خراسان رضوی مشغول به کار شده و روز به روز تعداد آنها بیشتر شده است و حالا شاهد افزایش مجموعهها در سطح استان به ۷۴ مرکز هستیم.

درس و کار همراه با هم
رحمتی میگوید: امروزه باید انگیزه مخاطبان کلاسهای نهضت سوادآموزی را افزایش داد تا در مرحله نخست در روند آموزش و در ادامه در بخش تثبیت دادهها موفق بود. برای همین در کنار سوادآموزی برنامههای جانبی با هدف آموزش مهارتهای شغلی و افزایش سطح کیفیت زندگی برپا میشود.
او ادامه میدهد: آشنایی با حقوق شهروندی هدف دیگر ماست که از آن غافل نبودهایم و به خاطرش برنامهریزی کردیم که این موضوع هم باعث تشویق اولیه افراد برای شرکت در کلاسها شد و نتیجه خوبی هم دارد و باعث رضایتمندی و کسب موقعیت بهتر برای افراد در مسیر زندگی میشود.
یک نفر بیسواد هم زیاد است
مدیر مرکز نرجس میگوید: ایدهآل ما این است حتی یک نفر بیبهره از سواد در جامعه نباشد و همه افراد حداقل توانایی خوانش و نگارش داشته باشند. روال کار ما هم این است که افراد بیسواد پس از شرکت در کلاسهای مرکز به مرحله کمسوادی و بعد تحکیم داشتههایشان برای نگارش و خواندن میرسند.
بر اساس تجربههای موجود اگر بزرگسالی سواد آموخته شود، اما به تحکیم و تثبیت آن نپردازد در حرکتی رو به عقب به بیسوادی برمیگردد و مجبور خواهد بود دوباره همه چیز را از قدم اول بیاموزد. مراکز یادگیری این موارد را پیگیری میکنند.
نیاز سنجی محلی اساس کار است
مدیر مرکز یادگیری، درباره روند راهاندازی مرکز میگوید: اساس کار مراکز اینگونه است که با کمیته اجرایی تشکیل میشود. سازمانهای متفاوتی مانند آتشنشانی، هلال احمر، نیروی انتظامی، کمیته امداد، شهرداری و بهزیستی نمایندگانی در مرکز دارند.
کمیته موظف به نیازسنجی از موقعیت محلی است. برای مراکز، پایهای ۵۰ نفره از بیسوادان شناسایی میشود و فعالیتها ادامه پیدا میکند. همه دست اندرکاران و متولیان بر این باورند که آسیبهای مختلف اجتماعی ریشه در ندانستن حقوق و تکالیف شهری و سطح نامطلوب اقتصادی دارد. بر اساس این پیشفرض سعی میکنیم هر دو کمبود در بخشهای «دانایی و مهارت» را با هم جبران کنیم.
کلاسهای آموزشی ما بر اساس نیازهای هر منطقه است. ممکن است در منطقهای مشکل طلاق اولویت باشد و در محدوده دیگر بحث سوءمصرف مواد مخدر. ما بدون دخالت در بخش قضایی مسئله، آموزشهایی میدهیم تا زمینه ارتکاب نابهنجاریها کمتر شود. در این منطقه هر ۲ مسئله یاد شده مسئله محوری هستند.
برای همین با بهرهمندی از حضور کارشناسان، چندین دوره آموزش زندگی بهینه و فرهنگ شهروندی داشتیم و همچنین دورههای حرفهآموزی را برگزار کردیم. معتقدیم تا مشکل اشتغال افراد حل نشود، معضلاتی مانند اعتیاد، فساد و مواد مخدر خواهیم داشت.

۱۰۰ بیسواد دیگر در محدوده شهری
آمار ارائه شده از بیسوادی هر چند نسبت به دهه شصت و هفتاد کمتر شده است، اما گویای ادامه کار برای زدودن بیسوادی است. اداره سوادآموزی استان اعلام کرده است هنوز ۱۸۷ هزار بیسواد در استان خراسان رضوی هست و بیسوادی کامل ریشهکن نشده است.
خوشبختانه در ۲ سال اخیر که در این محدوده، فعال هستیم ۲۱۳ نفر را به مرحله باسوادی کامل که شامل پایان دوره ابتدایی میشود، رساندهایم. برآوردهای اخیر ما نشان میدهد حداقل یک صد بیسواد هنوز در این محدوده شهری وجود دارند.
احتمالا تا پایان سال بیسوادی در مشهد ریشهکن میشود، اما نکته این است که نه تنها باید بیسوادان ایرانی را پوشش داد بلکه باید مهاجرانی که از کشورهای همسایه به ایران میآیند و بعضا ساکن همین منطقه نیز هستند را هم در نظر گرفت. این روند و پایش بیسوادی در بین مهاجران کاری دائمی برای نهضت سوادآموزی است.
ما خودکفا هستیم
رحمتی درباره کلاسهای جانبی مرکز میگوید: کنار ساعت آموزشی اداره فنی و حرفهای، کلاسهای زبان عربی و انگلیسی برگزار میشود. بررسی آسیبهای اجتماعی، مشاوره خانواده و ژنتیک، پیشگیری از معلولیتها که با همکاری بهزیستی انجام میشود نیز بخشی دیگر از کار است.
در کنار اینها هلال احمر ۲۲ برنامه آموزشی کلاس امداد و نجات در مرکز برای علاقهمندان برگزار کرده است. در بخش آموزشهای رایانهای، دوره کسب مهارت ICDL به همراه مدرک معتبر بینالمللی برای شرکتکنندگان در دوره اجرا شده است.
اجرای طرح بینایی سنجی و ... نیز از مواردی است که در برنامه کاری داشته و اجرا کردیم. در بخش عرضه محصولات تولیدی به بازار با شهرداری وارد گفتگو شدیم و مجوز برپایی غرفه در برنامههایی که به همت این نهاد برگزار میشود، دریافت کردیم. محصولات کارگاه هنری در این بخشها عرضه میشود.
در بخش تولید تاج و نگین ویژه عروس با شهرداری منطقه هماهنگ کردیم تا بانوانی که به توانایی تولید این محصولات رسیدهاند نیز خودشان با بازارهای هدف وارد گفتگو شوند و محصولشان را به بازار ارائه دهند و از این مسیر کسب درآمد کنند.
در کلاسهای خیاطی با توجه به حضور بانوان مستعد به این مرحله رسیدیم که کارگاهی دائمی برای این افراد راهاندازی کنیم. ما خودکفا هستیم. در کارگاههای هنری مربی از بیرون جذب نمیکنیم. روال کار این است از بین افراد سوادآموزی که وارد دورههای هنری میشوند در پایان کار به انتخاب خودشان برترینها برای آموزش در دورههای بعدی پیشقدم شوند و فرایندی از هنرآموزی تا آموختن هنر به هنرجویان را شاهد هستیم.

داشتههایمان را به اشتراک میگذاریم
مدیر مرکز یادگیری نرجس درباره رمز موفقیتشان میگوید: با اینکه نهادی رسمی هستیم، اما جو داخلی با توجه به اینکه همه خانم هستیم، فوقالعاده پویا و شاد است. صمیمیتی که در بین سوادآموزان و مدرسان وجود دارد شبیه جمع خانوادگی است. فرقی نمیکند که مدیر باشید یا کادر اجرایی و یا سوادآموز.
همه از همدیگر چیزی یاد میگیریم به هرحال هر کس چیزی آموخته آن را در کمال صمیمیت با دیگران به اشتراک میگذارد. من دوستان خوبی در اینجا پیدا کردم و مطمئنم در خارج از مرکز محال بود با چنین افرادی آشنا شوم.
همه چیز خودجوش است
عاطفه کارگر، یکی از خدمتگزاران افتخاری مجموعه است و منتی هم از این بابت ندارد. او میگوید مانند من در مرکز زیاد هستند. هر کسی با توجه به تواناییاش کاری را قبول کرده و جلو میبرد. خدماتمان براساس برنامههایی نیست که ردیف بودجه رسمی داشته و دستوری باشد.
اینجا همه چیز خودجوش است. نوسوادان با توجه به تجربیات و توانمندیهای شخصی که در رشتههای هنری و کاری مختلف دارند، مربی مرکز میشوند و به علت رضایت درونی، کار و هنرشان را به دیگران میآموزند. تا بهحال دورههای متعدد رایگان در رشتههای مختلف هنری با حضور همین مربیان داشتیم.
او از جریان بازدیدهایی تعریف میکند که مسئولان مختلف شهری و استانی از مرکز دارند: حمایتها و تشویقهای آنها باعث میشود روحیه بالایی پیدا کنیم و مانند خانوادهای متحد و مهربان کار را جلو ببریم. آنها به مسئولانی که برای بازدید میآیند میگویند اگر این محیط تا این اندازه صمیمی و جذاب نبود برای سوادآموزی نمیآمدیم.
سوادآموزی در کشور غریب
آلا رحیمزاده از جمله سوادآموزانی است که امروزه مدرس مرکز شده است. اصالتا عرب زبان است و مسلط به این حوزه. میگوید: به ایران که آمدم فارسی را خیلی زیاد نمیدانستم و برایم مشکل بود که حتی خریدی جزئی از فروشگاهها داشته باشم.
توسط آموزشیار نهضت به مرکز معرفی شدم و دوره زبان فارسی را طی کردم و آن را یاد گرفتم. مادرم چندی پیش فوت شد و اگر مهربانی همکلاسیها و مدیر مرکز نبود، معلوم نبود در کشور غریب باید چه میکردم.
اینجا خانه من است و هرچه توانایی داشته باشم برای خانمهای سوادآموز انجام خواهم داد تا وظیفهام را انجام داده باشم. به پاس این تجربه شیرین سعی دارم اندوختههایم را در اختیار دیگران بگذارم. رحیم زاده حالا یکی از مربیان مجموعه محسوب میشود که مکالمه عربی همراه با گویش محلی را به علاقهمندان آموزش میدهد. کنارش خیاطی میکند و از این کار لذت میبرد.
مثل رحیمزاده خیلیهای دیگر هم هستند. مهاجرانی که شرایط، اجازه ادامه تحصیل به آنها نداده است و زنان و دخترانی که بعد از سالها دوری از درس و مدرسه و نیمکتهای کلاس یاد میگیرند چطور وارد اجتماع شوند. البته از حمایتهای خیران و نیکوکاران نباید غافل بود. آنها که بهترین راه را برای یاری به دیگران انتخاب و گزینش کردهاند؛ کمکهای مالی برای دانشاندوزی ....
* این گزارش یکشنبه ۱۸ شهریور سال ۱۳۹۷ در شماره ۳۰۸ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.