کد خبر: ۶۵۸۷
۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
عباس صنعتگر رکورددار تربیت جودوکار در مشهد است

عباس صنعتگر رکورددار تربیت جودوکار در مشهد است

عباس صنعتگر، جودوکار سال‌های دور تیم ملی ایران که ۱۴ مدال رنگارنگ دارد، با تربیت بیش از هزارو ۵۰۰‌جودوکار که در میانشان قهرمانان آسیایی هم دیده می‌شوند، جزو رکورددار‌های مربیگری در مشهد است.

ورزش برای برخی افراد سرگرمی و تفریح و برای تعدادی عشق و بخش اصلی زندگی است؛ به‌اندازه‌ای که از سر همین علاقه حاضرند سهم عمده‌ای از زندگی خود را حتی بدون چشمداشت، صرف این حرفه کنند. یکی از همین افراد، عباس صنعتگر، جودوکار سال‌های دور تیم ملی ایران است.

قهرمانی مشهدی با ۱۴ مدال رنگارنگ. گوش‌شکسته‌ای که استعداد ورزشی‌اش با مچ انداختن و شاخ به شاخ شدن‌های دوستانه در دوران سربازی کشف شد و به درخشش او در میادین ورزش استانی و ملی منجر شد.

این گونه شد که صنعتگر که آرزوی کشتی‌گیر شدن را در ذهنش می‌پروراند، پا در میدان چوخه گذاشت و دلبسته رشته‌ای شد که بی‌شباهت به کشتی هم نبود. او در دهه سوم زندگی‌اش با دنبال‌کردن این علاقه و درخشش زود‌هنگام روی سکو‌های قهرمانی، در کمتر از یک سال به تیم ملی دعوت می‌شود.

پس از آن با هزینه شخصی عازم توکیو، منشأ جودو جهان می‌شود تا درس‌های تازه‌ای از سامورایی‌های چشم بادامی بیاموزد. در غربت، خاطرات جودوی دوستان مشهدی و خاطرات او از این شهر و خانواده‌اش رهایش نمی‌کند و این می‌شود که به ایران باز‌می‌گردد و شروع می‌کند به مربیگری.

او حال با تربیت بیش از هزارو ۵۰۰‌جودوکار که در میانشان قهرمانان آسیایی هم دیده می‌شوند، جزو رکورددار‌های مربیگری در مشهد است. کسی‌که علاوه‌بر مربیگری برای خیلی از شاگردانش حتی پدری کرده، اخلاق آموخته و رفع مشکلات شاگردانش را که کم از بچه‌هایش ندارند، محور پررنگ زندگی‌اش کرده است.

به بهانه همین خاطرات و رکورد مربیگری اش به دفتر کارش در خیابان امام رضا (ع) رفتیم تا با او گفتگو کنیم.

او  در خلال صحبت هایش چند فیلم از حرکاتش روی تشک در ۵۶ سالگی نشان داد. فیلمی که ای‌کاش می‌شد آن را ضمیمه این گزارش کرد تا با حرکات مداومش برای ضربه فنی‌کردن حریف روی تشک مسابقات پیش‌کسوتان، شما هم به‌عنوان یک مشهدی احساس غرور کنید.

 

کوتاه از عضو اسبق تیم ملی جودو

 عباس صنعتگر، متولد ۱۳۴۰ در مشهد است. بزرگ‌شده خیابان امام‌خمینی (ره). آن‌گونه که عکس‌ها و خاطراتش می‌گوید، گلاویز‌شدن‌های دوران کودکی‎اش که همیشه با قدرت نمایی و پیروزی او مقابل ۶ برادرش همراه بوده، او را علاقه‌مند به کشتی می‌کند. اما بعد‌ها هوس می‌کند که توپ زدن را تجربه کند.

این می‌شود که در ۱۰ سالگی پا در زمین والیبال و چندی بعد بسکتبال می‌گذارد. قد بلندش شانس اصلی موفقیت او در این میدان بوده، اما هم‌زمان با سربازی دور این ورزش را هم خط می‌کشد.

در پادگان تربت‌جام به دعوت دوستانش وارد بازی مچ انداختن می‌شود. بازی که در کل پادگان و در رقابت با همه سربازان یک پیروز داشته و آن هم صنعتگر بوده است.

همین شکست‌ناپذیری باعث می‌شود تا او را برای قدرت‌نمایی تن به‌تن وارد میدان جودوی سرباز‌ها کنند. میدانی که باز هم فقط یک برنده داشت، که باز هم آن فرد صنعتگر بوده است. 

او با درخشش در این مسابقات دوستانه، برای نخستین‌بار پا در میدان مسابقات سال ۶۲ جودوی استان می‌گذارد. در این مسابقه یک تنه و بدون تمرین، با شکست همه حریفان در سکوی اول قهرمانی می‌ایستد.

با در دست‌داشتن همین عنوان قهرمانی به مسابقات قهرمانی جوانان کشور راه پیدا می‌کند و اولین مدال طلای جودویش را در تهران به گردن می‌اندازد.

درخشش او در مسابقات کشوری همراه می‌شود با دعوتش به تیم ملی: شانس با من یار نبود. وقتی وارد تیم ملی شدم، در مسابقات آمادگی اعزام به مسابقات آسیایی، پایم مویه کرد و از رفتن باز‌ماندم.

همین اتفاق باعث می‌شود تا برای همیشه دور حضور در تیم ملی را خط بکشد و مربیگری را آغاز کند. حال او ۳۱ سال است که حتی یک روز تمرین با علاقه‌مندان جودو در مشهد را کنار نگذاشته و بیش از هزار‌وپانصد شاگرد تربیت کرده است.

او اکنون تیم پیشکسوتان جودو در مشهد را سرپرستی و مربیگری می‌کند و در ۵۶ سالگی آماده‌تر از هرزمان دیگری مدال‌های قهرمانی جودوی پیشکسوتان را سال‌به سال در میدان مسابقات کشوری درو می‌کند.

 

تربیت ۱۵۰۰ شاگرد ثمره مویه کردن استخوان پا

 

آموزش در توکیو، مربیگری در ایران

صنعتگر نامش در جودوی مشهد به تمرین‌های دقیق و ریز با شاگردانش گره‌خورده است. تمرین‌هایی که خودش آن را بی‌ربط با آنچه در توکیو آموخته، نمی‌داند و می‌گوید: زمانی که من در مشهد بعد از اولین مسابقه استانی، باشگاه‌رفتن را آغاز کردم، چندان علمی با علاقه‌مندان جودو کار نمی‌شد.

نه اینکه مربیان دوست نداشته باشند، بلکه بیشتر روش سنتی دنبال می‌شد. مثل این روز‌ها سی‌دی و مجله‌های آموزشی هم در دسترس نبود.

این شد که بعد از مویه کردن پا و دورشدن از میدان‌های ورزشی به‌عنوان عضوی از تیم ملی جودو، با هزینه شخصی عازم توکیو در ژاپن شدم. یک سال و‌نیم در این کشور زیر نظر استادان جودو تمرین کردم و با دست پر به ایران بازگشتم.

او ادامه می‌دهد: هم‌زمان با ورود به مشهد خیلی زود در مدرسه جودو شاگرد قبول کرده و شروع به آموزش دادن کردم.

شاگردان او براساس آموزش‌های به‌روز وی خیلی زود در میدان مسابقات کشوری می‌درخشند. صنعتگر در این‌باره می‌گوید: شاگردان زیادی داشتم که بااستعداد هم در میانشان کم نبود، اما خیلی از آن‌ها درگیر زندگی، تحصیل و کار شدند که اگر این طور نبود الان لیست بلند‌بالایی از برترین‌های کشور، شاگردان من بودند.

با وجوداین چند تن از شاگردانم راه جودو را ادامه دادند که از میان آن‌ها مصطفی ژاله‌ثانی، مقام سوم مسابقات ارتش‌های جهان، محمد‌باقر طوطی، دارای چند مدال آسیایی و مصطفی اکبری قهرمان کشور از جمله این قهرمانان ملی و بین‌المللی هستند.

 

تربیت ۱۵۰۰ شاگرد ثمره مویه کردن استخوان پا

 

گوش‌های شکسته‌ام اجازه زورگیری نمی‌دهد

گوش‌های شکسته صنعتگر، همان اول دست آدم را می‌گیرد و می‌اندازد توی خاطرات تصویر و فیلم‌هایی که از گوش‌شکسته‌ها در تلویزیون دیده است.

تصویر‌هایی که نمونه‌اش در دفتر کار این جودوکار کم نیست. خودش با گریزی به خاطرات این عکس‌ها، می‌گوید: خوب یادم نیست که در کدام تمرین یا مسابقه برای اولین بار گوشم شکست.

ولی هرچه بود برایم خوشایند بود، چون نشان می‌داد من هم ورزش‌کارم. الان هم به این گوش‌های شکسته‌ام در جودو افتخار می‌کنم و به جرئت می‌گویم همین گوش‌های شکسته و اندام ورزیده و ورزشکاری‌ام اجازه زورگیری را به نااهلانش نمی‌دهد.

 

شاگردانم را در ترازوی سنجش قرار می‌دهم

آدم‌های زیادی هستند که در میان بی‌تفاوتی بقیه آدم‌ها کمر همت برای بر‌طرف کردن مشکلات ریز‌و‌درشت آدم‌های دور و‌برشان بسته‌اند. یکی از همین افراد هم صنعتگر است که برای شاگردانش پدری می‌کند تا مشکلی سد راه پیشرفت آن‌ها نگردد.

او با اشاره به بیش از هزار‌وپانصد شاگردی که طی سه دهه مربیگری جودو در مشهد تربیت کرده، می‌گوید: شاگردانم در کلاس‌ها فقط ورزش نمی‌کنند، اخلاق هم می‌آموزند.

درواقع اگر کسی اخلاق نداشته باشد، من در کلاس راهش نمی‌دهم. سر همین حساسیت هم شاگردانم را در ترازوی سنجش قرار می‌دهم و خدا را شکر در این سال‌ها بچه‌ها نشان داده‌اند که آموزش‌های اخلاقی من بی‌تأثیر در زندگی‌شان نبوده است. 

 البته در این میان برای بچه‌ها در رفع مشکلاتشان هر کاری که از دستم بر بیاید، انجام می‌دهم. مادی و غیر‌مادی هم فرقی نمی‌کند، حتی اگر توانایی پرداخت شهریه و خرید لباس هم برای حضور در کلاس نداشته باشند، برایشان مهیا می‌کنم تا ورزش و اخلاق را با هم بیاموزند.

 

تربیت ۱۵۰۰ شاگرد ثمره مویه کردن استخوان پا

 

۵۶ سالگی را با مسابقات جودو سرمی‌کنم

شاخص اندازه‌گیری جوانی آدم‌ها حال استمراری روز‌هایی است که آن را سپری می‌کنند. مثل صنعتگر که در گذر همین حال، استمرارش همچون روز‌های جوانی‌اش روی تشک می‌رود. با شاگردانش مسابقه می‌دهد و حتی در مسابقات پیشکسوتان مقابل حریفان روی تشک می‌رود.

حریف‌هایی که از سال ۹۱ تاکنون هنوز نتوانسته‌اند او را شکست دهند: شاید باورتان نشود که من با همین دیدگاه و قدرتی که همچون دوران جوانی در وجودم مانده در ۵۶ سالگی احساس جوانی می‌کنم.





* این گزارش سه شنبه ۷  آذر ۱۳۹۶ در شماره ۲۶۵  شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام