کد خبر: ۶۵۳۴
۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
حرفه‌آموزی دانش‌آموزان در تابستان

حرفه‌آموزی دانش‌آموزان در تابستان

تعطیلات تابستان هرکدام از دانش‌آموزان وقتش را به‌گونه‌ای می‌گذراند؛ عده‌ای با خوابیدن، برخی با شرکت در کلاس‌های هنری و ورزشی و بعضی همچون بسیاری از بچه‌های منطقه چهار تعطیلات را در کارگاه‌های تولیدی و فروشگاه‌ها مشغول به کار می‌شوند.

تعطیلات تابستان هرکدام از دانش‌آموزان وقتش را به‌گونه‌ای می‌گذراند؛ عده‌ای با خوابیدن، برخی با شرکت در کلاس‌های هنری و ورزشی و بعضی همچون بسیاری از بچه‌های منطقه چهار تعطیلات را در کارگاه‌های تولیدی و فروشگاه‌ها مشغول به کار می‌شوند تا حرفه‌آموزی و کسب مهارت‌های تجربی را از همین دوران نوجوانی طی کنند.

 نوجوانان منطقۀ ما از همین نوجوانی به‌سمت بازار کار می‌روند و تجربیات این حوزه را به‌درستی می‌آموزند تا روزی که به سن و شرایط ورود به بازار کار می‌رسند، دیگر امیدشان به دیگران نباشد و خودشان با بهترین شرایط شغل مدنظرشان را ایجاد کنند و در عرصۀ تولید و خدمت به جامعه و کشور، وارد عمل شوند.

برای درک بیشتر موضوع کافی است در این روز‌ها سری به خیابان‌های وحید، پنجتن، شهید حسینی‌محراب و... بزنید تا این نوجوانان را ببینید که پابه‌پای اوستاهایشان مشغول کار و تلاش هستند. در ادامه، گفتگوی ما با چند نوجوان را می‌خوانید.


طعم خوش تابستان

محمود صمدی، ۱۷ سال دارد و درحال‌حاضر علاوه‌بر اینکه در رشتۀ تجربی درس می‌خواند، در هایپرمارکتی مشغول به کار است. او که تجربۀ کاری خوبی در سال‌های قبل داشته است، می‌گوید: «چهار سال است که تابستان بیکار نیستم و مشغول به کار می‌شوم.

طی سال‌های گذشته، دو سال در حرفۀ سرّاجی و یک سال هم در ساعت‌سازی فعالیت داشتم. در این مدت، چیز‌های خوبی آموختم. توانستم ضمن کسب درآمد آن هم با زحمات خودم، اوقات فراغتم را با برنامه پر کنم تا بیهوده سپری نشود.»

آقامحمود ادامه می‌دهد: «هیچ‌وقت دوست نداشتم که بیکار در خیابان بگردم یا در خانه بنشینم. برای همین تصمیم گرفتم که تعطیلات تابستان را کار کنم و با تلاش خودم پول دربیاورم.»

وقتی از او دربارۀ سختی‌های کار می‌پرسم، پاسخ جالبی می‌دهد: «یقین دارم که هر کاری سختی‌های خودش را دارد و باید زحمت کشید تا پول حلال به دست آورد. وقتی که از کار خسته می‌شوم، به این فکر می‌کنم که همین سختی‌ها شخصیت من را می‌سازد و کمک می‌کند تا بتوانم روی پای خودم بایستم. به همین دلیل است که سختی‌های کار برای من شیرین است و از کارکردن لذت می‌برم.»

 

کار تابستانی دانش آموزان

 

پدرم من را مشتاق به کار کرد

امیرعلی اکبری یکی از نوجوانان منطقۀ ماست. او ۱۵ سال دارد و در سال جدید تحصیلی وارد کلاس دهم می‌شود. امیرعلی برای اولین سال است که تصمیم می‌گیرد تابستان خود را متفاوت سپری کند. او می‌گوید: «هر سال اوقات فراغت خودم را در کلاس‌های آموزشی و ورزشی یا بیکار در منزل سپری می‌کردم. تابستان امسال اولین سالی است که سر کار می‌روم.»

او در ادامه بیان می‌کند: «پدرم از ویژگی‌های کار برایم سخن گفت و از اینکه کار انسان را می‌سازد. من مشتاق به کار شدم تا اینکه در یکی از هتل‌های مشهد در قسمت پذیرش مشغول شدم. خداراشکر از کارم راضی هستم و در این مدت کوتاه، احساس می‌کنم روابط‌عمومی‌ام بهتر شده است؛ چراکه همیشه با زائران در ارتباط هستم و گاهی در همان محل کار با کامپیوتر کار می‌کنم که باعث شده حرفه‌های دیگری هم یاد بگیرم.»


کار تابستانی دانش آموزان


ای‌کاش زودتر شاگردی می‌کردم

نوجوان خوش‌برخورد دیگر گزارش ما علی‌اکبر شاد است. او کلاس هشتم است و درحال‌حاضر در یک ساندویچی کار می‌کند. او برایمان می‌گوید: «تابستان امسال، برای کار ساندویچی را انتخاب کردم. چهار سال است که تجربۀ کاری دارم؛ یک سال در کارگاه تولیدی کیف و دو سال هم در فروشگاه نوشت‌افزار. امسال هم در ساندویچی کار می‌کنم.»

علی‌اکبر ادامه می‌دهد: «اوقات زیادی را بیهوده در منزل می‌گذراندم و حوصله‌ام سررفته بود. دوست داشتم از وقت خودم بهترین استفاده را بکنم تا اینکه تصمیم گرفتم تابستان مثل خیلی از دوستانم بیکار نباشم. خداراشکر با کارکردن در فصل تابستان تجربه‌های خوبی به دست آورده‌ام و هیچ موقع از این کار پشیمان نیستم؛ بلکه برخی اوقات افسوس می‌خورم که چرا از همان دوران ابتدایی شاگردی نکردم.»

 

وقتی از سربازی برگردم  بیکار نیستم

علی جعفری ۱۸ ساله است. او از همان دوران راهنمایی در کنار تحصیل، در مشاغلی همچون ساعت‌سازی، قاب‌سازی، کار با دستگاه لیرز و جوشکاری برق و نقطه تجربه کسب کرده است. او درحال‌حاضر دیپلم خود را در رشتۀ آتش‌نشانی گرفته و آمادۀ اعزام به خدمت مقدس سربازی است.

او برایمان می‌گوید: «همیشه دوست داشتم از نظر مالی به کسی وابسته نباشم و با تلاش خودم پول به دست بیاورم. به همین دلیل تابستان هر سال سر کار می‌رفتم.»

علی ادامه می‌دهد: «با تلاش خودم در زمینۀ کاری تجربه و مهارت‌های خوبی به دست آوردم. هم کار یاد گرفتم و هم به پول رسیدم. تصمیم دارم به خدمت مقدس سربازی اعزام شوم و پس‌از خدمت سربازی، اگر شرایط مهیا باشد در همان رشتۀ آتش‌نشانی ادامه‌تحصیل می‌دهم و اگر آن نشد، دغدغه‌ای ندارم؛ چراکه در زمینۀ جوشکاری نقطه، قاب‌سازی و تا حدودی ساعت‌سازی مهارت دارم و می‌توانم به‌صورت مستقل کسب‌وکاری راه بیندازم و از بیکاری رنج نبرم.»

 

کار تابستانی دانش آموزان

 

یک روز، مهارت به کار می‌آید

علی نریمانی کلاس دهم است. او از سال گذشته تصمیم گرفته فقط در زمینۀ دوخت‌ودوز مهارت به دست بیاورد. او می‌گوید: «به کار خیاطی علاقه‌مندم. تصمیم دارم در آینده همین شغل را انتخاب کنم و یک خیاط و طراح دوخت ماهر بشوم.

الان سال دوم است که تابستان در خیاطی کار می‌کنم. اوایل سرقیچی می‌زدم، ولی با پشتکاری و تلاشی که داشتم، پیشرفت کردم و درحال‌حاضر پشت چرخ خیاطی می‌نشینم و خیاطی می‌کنم.»

وی در ادامۀ صحبت‌هایش بیان می‌کند: «بسیاری از دوستانم در ایام تابستان به سراغ کار نمی‌روند و آن‌ها بعداز فارغ‌التحصیلی هیچ مهارتی ندارند. به همین دلیل آمار بیکاری بالا می‌رود. به نظر من، اگر در مدارس در دوران راهنمایی استعدادیابی شود و دانش‌آموزان بتوانند مهارتی مثل آرایشگری، خیاطی، برق‌کاری، سفالگری و... را بیاموزند، حتماً می‌توانند از این مهارت‌ها استفاده کنند و روزی به کارشان می‌آید.»

کار تابستانی دانش آموزان


پول برایم مهم نیست

مهدی قویدل کلاس هشتم است. او در حرم‌مطهر خدمت می‌کند. مهدی دربارۀ کارش می‌گوید: «دو سال است که به‌همراه تعدادی از دوستانم در بخش خدمات فرش حرم‌مطهر مشغول به فعالیت هستیم. کار‌هایی مثل پهن‌کردن و جمع‌کردن فرش‌ها و کشیدن جاروبرقی را انجام می‌دهم و از اینکه توانسته‌ام به امام‌رضا (ع) خدمت کنم، خوش‌حال هستم و به داشتن چنین کاری افتخار می‌کنم. من این کار را برای ثوابش انتخاب کردم و درآمد آن برایم اهمیتی ندارد. در شبانه‌روز ۸ ساعت کار می‌کنم.»

 

کار تابستانی دانش آموزان


قدردان زحمات پدرم هستم

علیرضا خباز نیز در حرم‌مطهر خدمت می‌کند. او می‌گوید: «سال‌های قبل، در کارگاه تولیدی کیف مشغول بودم یا فروشندگی می‌کردم. امسال، تصمیم گرفتم در حرم‌مطهر به امام مهربانی‌ها خدمت کنم. کارکردن در بخش خدمات فرش حرم‌مطهر کمی سخت و دشوار است و باید همیشه فرش‌ها را پهن یا جمع کنیم. در این مدت، فهمیدم به‌دست‌آوردن پول آن‌هم از راه حلال کار آسانی نیست و باید عرق ریخت؛ بنابراین قدر زحمات پدرم را که نان‌آور خانه است، بیش‌ازپیش می‌دانم و سعی می‌کنم مراقب لباسی که برایم می‌خرد، باشم تا دیرتر خراب و کهنه شود و درواقع به اقتصاد خانواده به این روش کمک کنم.»

 

سخنی کوتاه با والدین

تابستان؛ فصل تجربه

در قدیم، هنوز امتحانات خرداد به اتمام نرسیده بود، پدر‌ها دست پسرانشان را می‌گرفتند و دم یکی از مغازه‌های محله می‌بردند و از همسایۀ کاسب خود خواهش می‌کردند به پسرشان در سه ماه تابستان، کار و راه‌ورسم کاسبی را یاد بدهد.

گاهی بچه‌ها هر تابستان مشغول انجام کاری می‌شدند؛ یک سال مکانیکی، یک سال نانوایی، یک سال خیاطی، سال بعد فروش خواروبار، گاهی هم آرایشگری. به‌این‌ترتیب ادامه داشت تا سیکل یا دیپلمشان را می‌گرفتند. آن‌ها اگر تمایلی به ادامۀ تحصیل نداشتند، در یکی از همین شاخه‌ها که مهارتش را کسب کرده بودند، مشغول به کار می‌شدند و اگر خیلی هم بااستعداد بودند، در همان مغازه که شاگردی کرده بودند، می‌ماندند.

خلاصه تابستان فصل کار و تلاش بود برای بچه‌ها؛ اما اسم‌و‌رسم تابستان از وقتی ما به یاد داریم، با کلمۀ اوقات فراغت گره خورده است. بیشتر خانواده‌ها از اواسط بهار به فکر پرکردن اوقات بچه‌ها در روز‌های بلند تابستان هستند و با ثبت‌نام در کلاس‌های متنوع ورزشی، هنری و آموزشی سعی می‌کنند تمام وقت آن‌ها را پر کنند.

اما در این میان، نوجوانانی هستند که علاوه‌بر درس‌خواندن، مسئولیت یادگیری کار و مهارت و کسب درآمد را هم برعهده دارند؛ کمتر از خانوادۀ خودشان متوقع هستند و کمتر بارشان بر دوش خانواده است؛ تجربیات خوبی کسب می‌کنند و بسیاری از آن‌ها بعد‌ها پزشکان و مهندسان قابلی می‌شوند. شاید، چون آن‌ها در همان کودکی و نوجوانی قدر لحظه لحظه‌های زندگی و عمرشان را بیشتر می‌دانند.

به‌همت مدیران شهری، «زنگ کار» در مشهد نواخته شده است و نوجوانان زیادی از منطقۀ ما از این طرح استقبال کرده‌اند و آن‌ها در این طرح، راه‌ورسم کسب‌وکار را به‌خوبی می‌آموزند و مانند قدیم، در کنار کاسبان محلۀ خود شاگردی می‌کنند و مهارت و حرفه‌ای را یاد می‌گیرند.

شاید لازم باشد پدرومادر‌ها طور دیگری اوقات فراغت فرزندان خود را پر کنند؛ طوری که این اوقات فرصتی طلایی و زمینه‌ای باشد برای داشتن شغل و حرفه در آینده‌شان.




* این گزارش یکشنبه ۸ مرداد سال ۱۳۹۶ در شماره ۲۵۵ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.  

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام