کارآفرینی برای دویست بانوی سرپرست خانوار
سپاه امامرضا (ع) طرحی را درراستای اشتغالزایی برای بانوان سرپرست خانوار در دست اجرا دارد. طی این طرح، با ایجاد کارگاههای خیاطی و تولیدی پوشاک، برای هزار نفر اشتغالزایی میشود. نخستین کارگاه این طرح، در ناحیۀ بسیج سازندگی سپاه میثم واقعدر محلۀ پنجتن به بهرهبرداری رسید.
در این گزارش، سری به این کارگاه زدیم و دقایقی را پای صحبت دستاندرکاران و افراد تحت پوشش آن نشستیم.
کارآفرینی برای ۲۰۰ بانوی سرپرست خانوار
در ابتدا، محمد صلابتی، مسئول بسیج سازندگی سپاه ناحیۀ میثم با اشاره به اینکه این طرح اشتغالزایی بنا دارد درراستای تحقق اقتصاد مقاومتی، هزار بانوی بدسرپرست یا بیسرپرست را در نواحی حاشیۀ شهر مشهد تحت پوشش قرار دهد، میگوید: «طرح اولیه این بود که حدود ۲۰۰ چرخ خیاطی تهیه کنیم و هریک را به یکی از بانوان بدسرپرست یا بیسرپرست تحویل دهیم تا در خانه کار کنند.
درادامه اما پساز بررسی و کارشناسی، به این نتیجه رسیدیم که همۀ چرخها را در یک جا جمع کنیم و بانوان برای کار به آنجا بیایند. تاکنون بیشاز ۷۰ نفر که اغلب آنها تحت پوشش کمیتۀ امداد هستند، توسط پایگاههای بسیج شناسایی شده و در این کارگاه با ظرفیت ۱۶۰ نفر مشغول به کار شدهاند.
کارگاه دیگر ما نیز در روستای شهید شوشتری (شترک) با ظرفیت ۴۰ نفر بهزودی راهاندازی میشود.»
دوخت روزانه ۲۵۰۰ تیشرت و حدود ۱۰۰۰ پیراهن
در ادامه، با حسن کلاتهعربی، پیمانکار کارکشتۀ این کارگاه همراه میشویم. وی که حدود نیمی از عمرش را در حرفۀ خیاطی و تولید پوشاک گذرانده است و سابقۀ خدمت در اردوها و طرحهای جهادی را دارد، اکنون بههمراه همسر و فرزندش، سختکوشانه کارگاه را اداره میکند.
آقای کلاتهعربی برایمان میگوید: «چهارسال پیش، درقالب گروههای جهادی و با کمک خیران، کارگاههای کوچک خانگی برای نیازمندان در روستاها راهاندازی میکردیم و برایشان سفارش میگرفتیم که بهتدریج در مناطق حاشیۀ شهر نیز این کار انجام شد.
اخیراً بهپیشنهاد بسیج سازندگی، برای ایجاد کارگاههای بزرگتر در سه ناحیۀ حاشیۀ شهر، پیمانکار شدم و بهزودی افزون بر منطقۀ پنجتن، در ناحیۀ سپاه حر و کمیل نیز این کارگاه راهاندازی میشود.»
وی با اشاره به اینکه در این کارگاه برخی بانوان آموزشدیده و برخی مبتدی هستند، میگوید: «زمان آموزش از سه ماه تا یک سال طول میکشد (که اغلب خودمان آموزش میدهیم) و معمولا کارها در دو دستۀ سردوزی و راستهدوزی است.
افراد مبتدی یک سال بهصورت استادشاگردی کار میکنند و بعد، درصورت تمایل در همین کارگاه از ۵/۷ صبح تا ۵/۲ بعدازظهر یا ۷ عصر کار میکنند یا سپاه چرخ را با تسهیلات در اختیارشان میگذارد که در خانه کار کنند.
همچنین همۀ شاغلان در کارگاه از روز اول حقوق دریافت میکنند که متوسط آن بسته به میزان کارشان از ۱۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان در ماه است و بعداز یک سال هم بیمه میشوند.
همچنین تولیدات ما بیشتر البسۀ بچهگانه یا لباسهای فرم نهادهای مختلف ازجمله بسیج سازندگی، کمیتۀ امداد، سپاه و ... است که با بهرهگیری از ۳۵ راستهکار و ۳۵ سردوز و ۱۰ نفر بردست، تولید ما از روزانه ۵۰۰ تیشرت در آغاز کار، اکنون به روزانه ۲۵۰۰ تیشرت و حدود ۱۰۰۰ پیراهن رسیده است.»

کار بدون هزینه برای تهیۀ ابزار
کلاتهعربی بااشارهبه اشتغال بانوانی از سنین ۲۰ تا ۶۵ سال در کارگاه، دربارۀ مزیت عمده این کار میگوید: «باتوجهبه اینکه شاغلان در این کارگاه، مستضعف و محروم هستند، اغلب حتی باوجود حرفهایبودن در کار، توان خرید وسایل و ابزار را ندارند. برایناساس، در اینجا بدون صرف یک ریال برای خرید وسایل، میتوانند کار کنند.»
تغییر ذائقۀ مردم به خرید تولید ایرانی در گرو عملکرد خوب ماست
وی همچنین به بازدید اخیر گروهی از زائران عراقی از کارگاه و استقبال و سفارشات خوب آنان اشاره کرده و خاطرنشان میکند: «درصدد گسترش ارتباط با کشورهای همسایه، تقویت سفارشات خارجی و صادرات هستیم.
از سوی دیگر، اگر چرخکارها بهخوبی آموزش ببینند و کار خوب تحویل دهند، سفارشدهندهها هیچگاه از تولیدیهای خارجی استقبال نمیکنند؛ البته ۵۰ درصد کارایی، مربوط به ما خیاطهاست و بقیه به کیفیت پارچه بستگی دارد.
اگر کیفیت پارچۀ تولیدی مناسب باشد، مشتری هرگز پارچۀ خارجی را ترجیح نمیدهد؛ بنابراین تغییر ذائقۀ جامعه از خرید کالای خارجی به ایرانی، دست خودمان است و به نحوۀ عملکرد ما بستگی دارد؛ بهعنوانمثال فردی که سال گذشته از کیش جنس میآورد و اینجا میفروخت، الان میگوید میخواهم جنس تولیدی شما را بفروشم.»
اول انجام وظیفه؛ بعد کسب درآمد
این کارآفرین موفق که سابقۀ همکاری با کمیتۀ امداد استانهای خراسانشمالی و سیستانوبلوچستان در برپایی کارگاههای تولیدی و نیز کارآفرینی برای بیشاز ۵۰ نفر را در کارنامۀ خود دارد، اضافه میکند: «از صبح زود همراه همسرم به کارگاه میآییم و تا شب اینجا هستیم.
فرزندانمان هم گاهی به ما کمک میکنند. درعینحال، این کارها خستگی ندارد؛ حتی در روستاها و مناطق دوردست. وقتی میبینم افراد نیازمند از اینکه کار پیدا کردهاند، خوشحال هستند، واقعاً روحیه و انرژی میگیرم.
یادم هست در روستای خیرآباد، خانمی بود که هیچ هنری جز رنگکردن تخممرغ و فروش آن نداشت، اما آموزش دید و چرخ به او دادیم و حالا سهچهار چرخ و حتی شاگرد دارد. ازطرفی، این نوع کارها نه صرفاً برای درآمد بلکه بهخاطر احساس وظیفۀ دینی و اجتماعی نیز هست.»
اگر دنبال پشتمیزنشینی نباشیم، کار هست
کلاتهعربی به جوانان توصیه میکند: «کسی که واقعاً دنبال کار باشد، قطعاً کار پیدا میکند. بستگی دارد که چه نوع کاری بخواهد؛ اگر پشتمیزنشینی بخواهد، مسلماً سخت پیدا میشود، اما همیشه کاری متناسب با توان و سرمایۀ شخص وجود دارد.
درعینحال، توجه داشته باشید که اول کار را بهخوبی یاد بگیرید تا بازدهی خوب داشته باشید. برخی فقط سرمایه دارند و میخواهند با هر نیروی کاری کار کنند، اما نمیشود و نتیجه نمیگیرند.»
وی اضافه میکند: «البته مهمترین مشکل بر سر راه یک کارآفرین، نبود نقدینگی برای شروع کار است که حتی اگر ابزار هم باشد، بدون نقدینگی نمیشود کاری کرد.»
از تولیدیهای تازهکار نترسید
این کارآفرین موفق ضمن تقدیر از حمایت آستانقدسرضوی و کمیتۀ امداد، حمایت هرچهبیشتر سایر نهادها را خواستار میشود و پیشنهاد میدهد: «نهادها و سازمانها از تولیدیهای تازهکار نترسند؛ سفارش بدهند، کار را ببینند و امتحان کنند اگر راضی نبودند، ادامه ندهند.»
همسر آقای کلاتهعربی نیز که شناخت خوب و دقیقی از شاغلان کارگاه دارد، به مشکل نبود مهدکودک و نیز فقر شدید شاغلان کارگاه اشاره میکند و خواستار حمایت بیشازپیش خیران از آنهاست.
به خیاطی علاقهمند بودم و به خاطر اعتیاد همسرم باید کار کنم؛ اما جای مطمئنی پیدا نمیکردم
جای مطمئنی برای کار پیدا نمیکردم
در ادامه، نظر چند تن از شاغلان کارگاه را جویا میشویم. خانم ا. غ ۲۳ ساله که دانشآموختۀ رشتۀ طراحیدوخت بوده و یکماهونیم است که در این کارگاه کار میکند، میگوید: «به رشتهام علاقهمند بودم و همیشه دوست داشتم کار کنم؛ اما جای مطمئنی پیدا نمیکردم.
ازطرفی، بهخاطر اعتیاد و بیکاری همسرم و با داشتن دختری چهارساله، نیازم به کار و کسب درآمد هر روز بیشتر میشد تا اینکه به این کارگاه معرفی و مشغول به کار شدم.
حالا خیالم راحت است و تنها دغدغهام، فراهمشدن امکان کار در خانه است تا هم به کارهای خانه برسم و هم مجبور نباشم فرزندم را به مهد بسپارم.»

مشخصۀ این کارگاه حفظ احترام و شخصیت کارکنان است
خانم ف. ر ۴۵ ساله و دارای مدرک دیپلم، از سردوزکاران این کارگاه تولیدی است که پیش از این خودش کارگاه خیاطی داشته، اما بهدلیل فوت پدر و مشکلات روحی و نیز پرداختنشدن حقالزحمه ازسوی سفارشدهندگان، ورشکست شده و کارگاهش را تعطیل کرده است.
وی بهدلیل اعتیاد همسرش از او جدا شده و بهجز خودش باید خرج سه فرزندش را هم بدهد. این درحالی است که حتی کمیتۀ امداد او را بهخاطر داشتن کارگاه، واجد شرایط پوشش ندانسته و دست رد به سینهاش زده است.
این خانم آرامش روحی را مهمترین دلیل حضورش در این کارگاه عنوان میکند و میگوید: «باوجود اینکه هنوز آغاز کار کارگاه است و درآمد چندانی برایم ندارد، فضای کاری آن بسیار مناسب است؛ احترام و شخصیت افراد حفظ میشود و آرامش روحیروانی داریم.»
فضای امن کاری نداشتم
خانم م. ب ۲۷ ساله و دیپلمه بوده که از ۱۳ سال پیش بهدلیل فوت پدر ناچار به کار در کنار تحصیل شده است. او برایمان میگوید: «ما سه فرزند هستیم و باتوجهبه درآمدهای پایین، همه حتی مادرم مجبور به کار هستیم.
تا وقتی درس میخواندم، بهصورت پارهوقت کار میکردم آنهم در محیطهای ناامن. به همین دلیل از سال گذشته بیکار مانده بودم، اما پساز آشنایی با این کارگاه، دوباره توانستم به کارم ادامه دهم.»
خانم ز. آ ۵۲ ساله و دارای تحصیلات ابتدایی نیز از بانوان بیسرپرست کارگاه است که ۱۵ سال پیش همسرش را از دست داده و پساز تجربۀ کارهای مختلف و سروساماندادن فرزندانش، حالا با داشتن بیماری سیاتیک، امور تدارکات و خدماتی کارگاه را انجام میدهد.
وی میگوید: «بهسختی امرار معاش میکنم. یک خانه دارم، اما خیلی کهنه و قدیمی است و دارد روی سرمان میریزد و نمیدانم اندک درآمدم را برای حل کدام مشکل زندگی هزینه کنم!»
*این گزارش یکشنبه ۱ مرداد سال ۱۳۹۶ در شماره ۲۵۴ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.