ولی شفیعی، نقاش چهره شهدا
«هنردوستان من را به نگارگری میشناسند،اما تلاشم این است که روزی من را بهعنوان نقاش چهره شهدا بشناسند.» این آرزوی «ولی شفیعی»، هنرمند محله ابوطالب است که این روزها نقاشیهای دیواریاش رنگوروی تازهای به شهر داده است. او سیودوساله و متولد کلات و سرشار از روح زیبای هنری است.
علاقه زیادش به هنر و ذوق هنریاش، او را به سمت نگارگری کشاند و در این زمینه آثار بزرگی دارد، غافل از اینکه تقدیر برای او سرنوشت دیگری رقم زده است؛ سرنوشتی که بهگفته خودش از دعای خیر پدر شهیدی نشئت گرفته است. گفتوگویی که در ادامه میخوانید، گوشههایی از صحبتهای هنرمند محله ابوطالب است که این روزها با چند سطل رنگ و قلممو روی داربست میدان شهیدحججی در خیابان مصلی درحال تصویرگری شهیدحججی و سردار همدانی است.
دفترچه خاطراتی که سرنوشتم را تغییر داد
شفیعی داستان ورودش به عرصه تصویرگری را اینگونه بیان میکند: «روزی در خوابگاه سربازی، درحال استراحت و نگارگری لیلی و مجنون در دفتر خاطراتم بودم که بهطور ناگهانی یکی از سرهنگهای قرارگاه برای بازدید وارد خوابگاه شد و دفترچه خاطرات من را دست گرفت. شب تا صبح کابوس دیدم و دلشوره داشتم که قرار است چه اتفاقی بیفتد.
فردا صبح در میدان صبحگاهی همان سرهنگ بهدنبالم بود و من خودم را از او مخفی میکردم تا بالاخره من را پیدا کرد و با نگاهی مهربانانه، دفترچه خاطرات را به دستم داد و رفت. موقعی که دفترچه را باز کردم، در یکی از صفحاتش برایم نوشته بود که بسیار زیبا نقاشی میکنم و برایم آرزو کرده بود که یک روز چهره شهدا را به تصویر بکشم. بعدها متوجه شدم آن سرهنگ، پدر یک شهید بوده است. دعایش مستجاب شد و من توفیق تصویرگری سرداران و شهدای بسیاری را در سطح شهر مشهد پیدا کردهام.»
کارهای معنوی به من آرامش میدهد
این هنرمند معتقد است که کارهای معنوی آرامش زیادی برایش دارد و به همین خاطر است که ترجیح میدهد بیشتر کارهای معنوی انجام دهد تا نگارگری: ۹ سالاست که نقاشی را بهطور جدی و هدفمند دنبال میکنم و در این مدت موفقیتهای زیادی در این راه داشتهاماما اکثر فعالیتهایم درقالب کارهای معنوی است.
کارهای معنوی برای من آرامش زیادی به ارمغان میآورد و من طی این مدت با وجود آنکه کارهای نگارگری و اسلیمی با درآمد خوب و سفارش کار فراوان دارم، ترجیح میدهم چهره شهدا را نقاشی کنم. آرامشی که در هنگام کارهای معنوی دارم، برایم باارزشتر از هر پول و درآمدی است.»
لبخند شهدا را به تصویر میکشم
شفیعی میگوید: تمام کارهایی که برای تصویرگری شهدا انجام داده است، لبخند شهدا بوده و معتقد است که لبخند شهدا زیباترین لبخندهاست؛ چراکه ساده و بیآلایش است: «سعی میکنم لبخند شهدا را به تصویر بکشم. لبخندی که ساده و بیآلایش است. خوشبختانه این تصاویر با استقبال خوبی روبهرو شدهاند و من هم خدا را شاکرم.»

امامرضا(ع) به من لطف زیادی دارد
وقتی صحبت از معرفی آثارش میشود، از نقاشی دیواری هزارو ۴۴۰ متری «ضامن آهو» یاد میکند و میگوید: «یکی از بهترین کارهایم که به سبک استاد فرشچیان است، طرح ضامن آهوست. خیلی دوست داشتم این منظره را به تصویر بکشم و خدا را شکر که این توفیق را داشتم. این نقاشی را خیلی باارادت کشیدم و هر لحظهای که درحال کشیدن آن بودهام، برایم برکت و نعمت زیادی در زندگی بههمراه داشته است.
بیش از ۱۶ رنگ برای این نقاشی استفاده شده است که تمام این رنگها رنگوبوی عرفانی دارد؛ رنگهایی مانند فیروزهای، سبز، آبی و... آقاامامرضا (ع) به من لطف زیادی دارند؛ چراکه در چهار سمت حرم، نقاشی کشیده و در این راه هم از عنایات آقا بسیار بهره بردهام؛ البته یک کار دیگر هم با همین نام بر روی دیوار مدرسه مطهره دارم که این نقاشی هم در سال ۸۶ با استقبال روبهرو شد.»
چهره شهدا را با وضو میکشم
هنرمند محله ابوطالب میگوید: «من اعتقاد بسیاری به شهدا دارم؛ چراکه آنها افراد برگزیده و شجاعی بودند که جان شیرین خود را در راه خدا و میهن فدا کردند؛ به همین خاطر برای تصویرگری چهره آنها همیشه با وضو سر کارم حاضر میشوم و خوشبختانه از این شهدا حاجات زیادی گرفتهام که مهمترین آنها، آسایش زندگی شخصی و همسرم است.»
چهره بیش از ۶۰ سردار و شهید را بر روی دیوار کشیدهام
«اگر پای هر نقاشیدیواری چهره شهدا نگاهی بیندازید، نام شفیعی را خواهید دید؛ چهره شهدایی، چون سردار شوشتری، سردار علیمردانی، سردار جامیخراسانی و...» او با بیان این موضوع میگوید: «چهره سرداران و شهدای زیادی را بر روی دیوار اجرا کردهام؛ چهرههایی که هر کدام بهنوعی در ذهن و خاطر ما ماندگار شدهاند. رقم کارهایم را نمیدانم، اما فکر میکنم بیش از ۶۰ نقاشیدیواری دارم که در هر کاری، دو سه شهید را به تصویر کشیدهام.»
این پرچم را زمین نگذاریم
شفیعی در پایان صحبتهایش به این موضوع اشاره میکند که موضوعات جنگ و معنویت در مشهد، جای کار بسیاری دارد و باید به این زمینه بیشتر توجه کرد. اگرچه تعدادی از شهروندان این کار را عبث و بیهوده میدانند، به عقیده هنرمند محله موسویقوچانی، تصویر شهدا و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آنها باعث برکت و خیر در زندگی میشود.
به همین خاطر شفیعی معتقد است که پرچمی که در این راه برافراشته شده است، هرگز نباید زمین گذاشته شود و اگرچه کارهای مینیاتوری و اسلیمی این روزها به پیروی از سبکهای مختلف اروپایی دربین مردم رواج پیدا کرده است، کارهای معنوی رنگوبوی دیگری به شهر میدهند و نشان از هویت شهری همانند مشهد دارند که هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت را در خود دارد.
سلفی پسر با پدر
هنرمند محله ابوطالب در لابهلای صحبتهایش به خاطراتی که در هنگام تصویرگری شهدا داشته است، اشاره میکند. یکی از خاطرههایش مربوط به همسر و پسر شهید کمالی است: «یک روز درحال استراحت بودم. کنار نقاشیدیواری شهید کمالی دیدم خانمی با پسری کوچک درحال سلفی گرفتن با نقاشیدیواری شهید است.
بعد از گرفتن سلفی نزدیک من آمد و از من تشکر کرد و گفت خیلی زیبا و زنده چهره شهید را به تصویر کشیدهام. تشکر کردم و در ادامه گفت که همسر شهید بوده و فقط سه ماه با او زندگی کرده است و امروز با تنها پسرش آمده است تا او با پدرش سلفی بگیرد. وقتی این را گفت و رفت، کنار تصویر نشستم و فقط اشک ریختم. همین برای من بس بود که پدری را به تصویر کشیدهام که کودکش بتواند با او سلفی بگیرد؛ همانند تمام کودکان دیگر...»
ثبت رکورد درزمینه مینیاتور
شفیعی علاوهبر دستاوردهایی که در حوزه تصویرگری شهدا کسب کرده، در مینیاتور که رشته اصلی او محسوب میشود، نیز چند رکورد را به ثبت رسانده است. ازجمله این رکوردها میتوان به سقف مینیاتورکاریشده فودکورت مجموعه پدیده اشاره کرد که با ۲ هزارو ۲۰۰ مترمربع مساحت، بزرگترین نقاشی سقفی کشور و یکی از مینیاتورهای بزرگ در جهان بهشمار میرود.
شفیعی در اینباره میگوید: «وقتی این کار به من پیشنهاد شد، هم خوشحال شدم و هم ناراحت. خوشحال شدم که میتوانم اثر جاودانهای را به یادگار بگذارم و ناراحت شدم از اینکه وقتم گرفته میشود و تا مدتی نمیتوانم تصویر شهدا را بکشم.» در سطح استان نیز این نقاشی و قراردادش، بزرگترین قراردادی است که تابهامروز یک هنرمند برای مینیاتوری بسته است.
ماجرای کشیدن تصویر شهید حججی
«همیشه دلم میخواست تصویر شهیدحججی را بکشم تااینکه پیشنهاد شد تصویر این شهید شجاع را بر روی دیوار یکی از مدارس بولواروکیلآباد بکشم. بهرغم پیگیریهای زیادی که مدیر مدرسه و من کردیم، همکاریهای لازم انجام نشد و این پروژه به سرانجام نرسید.
تا چند روز ناراحت بودم و حالوحوصله نداشتم، اما بعد از مدتی از شهرداری منطقه ثامن با من تماس گرفتند و خواستند که بر دیواری که دور میدان شهیدحججی در بولوار نوابصفوی است، نقاشی این شهید بههمراه نقاشی سردار همدانی را که یکی از سرداران بنام سپاه و البته سردارمظلوم مدافع حرم است، بکشم. با خوشحالی قبول کردم و اولین فکری که به ذهنم رسید، این بود که شهیدحججی خودش کمک کرد تا من بتوانم به آرزویم برسم.»
عکس سفارشی
نقاشیدیواری بیستمتری شهید حادثه منا، محسن حاجیحسنیکارگر، یکی از تصاویری است که بر روی دیواری در نزدیک حرم مطهر رضوی با دستان هنرمند شفیعی کشیده شده اما انتخاب عکسی که از این شهید بر روی دیوار کشیده شده است، داستانی عجیب دارد: «هنگام سفارش کار نقاشیدیواری حسنیکارگر، انتخاب عکس هم بهعهده من گذاشته شد. من هم در اینترنت اسم شهید را جستوجو کردم و عکسی را که شهید دستش را به حالت احترام به روی سینه گذاشته بود، انتخاب کردم.
بعد از اتمام کار و در روز بهرهبرداری، مادر شهید جلو آمد و از من پرسید چرا این عکس از پسرم را انتخاب کردی؟ اول ترسیدم که مبادا عکس بدی را انتخاب کردهام و مادر شهید را آزردهام؛ به همین خاطر گفتم انتخاب عکس برعهده من بود و من عکس را از روی اینترنت برداشتم.
مادر شهید گفت میدانی این عکس، عکسی بود که پسرم قبل از شهید شدنش برای چنین روزی گرفته بود؟ مادر شهید گفت قبل از رفتن به حج، روزی محسن به خانه آمد و گفت مادر! این عکس را بگیر و چند تا از آن چاپ کن. امکان دارد روز برگشتم، من نباشم و مهمانهایی که میآیند، بدون خوشامدگویی من به مجلس بیایند. این عکس را اینگونه انداختم تا خودم به مهمانهایم، خوشامد بگویم.»
* این گزارش پنجشنبه ۲ دی ۹۶ در شماره ۲۷۳ شهرآرا محله منطقه دو به چاپ رسیده است.