مشهد یک قرن پیش در برابر بیماری هاری بیسلاح بود!
قصه امروز روایت بیماری هاری است که اکنون یک تزریق ساده در نخستین درمانگاه، سایه مرگ را از سر فرد گزیدهشده برمیدارد. اما یک قرن پیش در مشهد، این بیماری معنایی جز یک مرگ دردناک و حتمی نداشت؛ نه درمانی در شهر بود و نه دارویی.
هر بار که حیوانی هار به کوچهباغهای مشهد یا آبادیهای پیرامون میزد، برای گزیدگان چارهای نبود جز یک سفر طولانی، پردغدغه و طاقتفرسا به تهران؛ سفری سخت و نفسگیر که در آن، مسافرانِ رنجور و دردکشیده روزها در راه بودند تا میان بیم مرگ و امید زندگی، خود را به پایتخت برسانند و ببینند آیا مایع نجاتبخش واکسن به دادشان میرسد یا مرگ پیشدستی میکند.
این روایت، داستان دستوپنجه نرم کردن مشهد قدیم با کابوس هاری است؛ روزگاری که مرز میان حیات و نیستی به مویی بند بود و در جادههای دورودراز تهران رقم میخورد.
بیخبری در مطبوعات قاجاری
امروزه اگر کسی به وسیله یک حیوان هار، گزیده شود، خیلی زود به مرکز درمانی مراجعه و واکسن دریافت میکند و نجات مییابد و همین مسئله از اهمیت خبری آن کم میکند؛ اما در گذشته این اتفاق مساوی بود با یک حادثهٔ هولناک و کشنده که میتوانست خیلی زود فرد گزیدهشده را به سینه قبرستان بفرستد.
در واقع نبود شبکه بهداشت گسترده برای گزارشدهی این بیماری و نبود درمان برای آن، اخبار این بیماری در این دوره پنهان میماند و در تودرتوهای زمان گم میشود. آن زمان سگگزیدگی توسط حیوان هار مساوی با یک مرگ دردناک و آزاردهنده بوده است، اما ورود به قرن چهاردهم و پاگرفتن مؤسسات صحیه و بهداری شهرداری، امیدی در دل مبتلایان روشن میکند.
از همین جاهم هست که که اخبار این بیماری به دل مطبوعات راه پیدا میکند. در یکی از نخستین گزارشهای جراید خراسان از پیدا شدن سگهای هاری نوشتهاند که در قوچان سبب مجروح شدن ۲۱ نفر ظرف چند ساعت میشود. تنها راهکار برای بیماران در این روزگار توسل است. از مسئولان شهری هم برای رفع خطر کاری بر نمیآید، تنها مأموران نظمیه که نمیدانند با این سگهای بیمار چه کنند، آنها را جلوی گلوله تفنگ میبرند تا شهر را از دست آنان نجات دهند.
انحصار داروی حیات در پایتخت
در سال ۱۳۰۳ خورشیدی، بهدنبال گزش فرزند یکی از سفرای مقیم تهران یک اتفاق مهم میآفتد و نخستین واحد تشخیص و درمان هاری در پایتخت تأسیس میشود؛ یعنی انستیتو پاستور ایران. سال۱۳۰۴ خورشیدی، دکتر ابوالقاسم بهرامی مامور میشود تا سویه اصلی و استاندارد واکسن ضدهاری را مستقیما از انستیتو پاستور پاریس با خود به تهران بیاورد تا امکان تولید این واکسن در کشور فراهم شود.
با این همه، این دستاورد بزرگ تا سالها نعمتی در انحصار پایتخت است و شهرهایی، چون مشهد برای نجات جان شهروندان خود ناچار هستند مصدومان را با هزینههای سنگین روانه این مرکز کنند. در جادههای ناهموار آن زمان و اتومبیلهایی که مشهد تا تهران را چندروزه پیمایش میکنند، نجات جان این بیماران شبیه رؤیای دستنیافتنی است. ساخته شدن بیمارستان شاهرضا در سال ۱۳۱۴ دری تازه به روی مبارزه با هاری و امید برای درمان مبتلایان آن ایجاد و همین موضوع انعکاس اخبار آن را در مطبوعات بیشتر میکند.
شهر بیدفاع در محاصره حیوانات ولگرد
اما چرا مشهد کانون بیماری هاری میشود؟ هرگاه حیوانی مبتلا به هاری در شهر یافت میشود، تعداد مبتلایان خیلی زود در شهر گسترش مییابد. پاسخ این سؤال را باید در ساختار مشهد که میان شهر و روستا سرگردان است، جُست؛ وجود کوچهباغها با بافتی فشرده و احاطهشده با باغها و زمینهای کشاورزی زیستگاه مناسبی برای سگهای گله، سگهای نگهبان و حیوانات ولگرد فراهم میکند تا راه دسترسیشان به درون بافت شهر آسان باشد.
همچنین نبود سیستم متمرکز و مدون برای جمعآوری زبالهها و پسماندهای شهری باعث میشود سگهای ولگرد به هوای دندانگرفتن استخوان یا تکهنانی به معابر و کوچهها هجوم بیاورند و در این میان، افرادی که در این کوچههای پیچدرپیچ و بدون راه فرار گیر حیوانات هار میافتند، راه نجاتی پیدا نمیکنند و قربانی سگگزیدگی و بیماری هاری میشوند.
کاروان گزیدگان در جاده پایتخت
به دلیل نبود شبکه بهداشتی منسجم، هیچ آمار دقیقی وجود ندارد که بتوان با آن شمار این بیماری را در زمانهای مختلف نشان داد؛ اما از سال ۱۳۱۶ خورشیدی یکی از اخبار پرتکرار و نگرانکننده مطبوعات، افزایش گازگرفتگی سگهای ولگرد و افزایش بیماری هاری است. این وضعیت چنان بحرانی میشود که هر روز در مطبوعات رد و نشان آن وجود دارد و مردم و مسئولان امر را نگران میکند تا به معدوم کردن سگهای ولگرد روی بیاورند.
۴ آبانماه سال ۱۳۱۶ خورشیدی نخستین خبر در این باره در جریده «آزادی» با این مضمون به چاپ میرسد: «چون در این موقع که دو سگ هار در ظرف چند روز در شهر پیدا شده، لازم بود سگهای ولگرد معدوم گردند؛ از طرف مأمورین به کشتن سگهای ولگرد و مظنون به هاری اقدام شد.»
چند روز بعد، جراید از گزیدهشدن چند نفر، از جمله خجسته، مباشر شرکت فلاحت و یک اسب توسط سگ هار خبر میدهند. این سگ به سوی باغهای سمزقند میرود و مأموران دنبالش میکنند تا او را بکشند. زخمدیدگان هم راهی تهران میشوند تا درمان شوند.
کار به جایی میرسد که چند سگگزیده پس از ۱۰ روز بستری در بیمارستان رازی تهران بازمیگردند و افراد جدید گزیدهشده اعزام میشوند و این رفتوآمدها پایانی ندارد؛ هزینهای سنگین برای شهر که معلوم نیست به نجات جان مبتلایان بینجامد یا خیر. در این سالها کار سگهای ولگرد و هاری در شهر آنقدر بیخ پیدا میکند که مأموران حتی سگهای مظنون به هاری را هم با تیر خلاص میکنند.
نداشتن مؤسسه ضدهاری تنها نقصی است که در این مؤسسه عظیم شفابخش دیده میشود
۱۵ آذرماه همین سال، روزنامه آزادی این خبر را به چاپ میرساند: «به قرار اطلاع حاصله، عده اشخاصی که چندی پیش هدف حمله سگ هار قرار گرفته و مجروح شده بودند و آنها را در دو نوبت از طرف اداره شهرداری مشهد برای معالجه و تلقیح واکسن ضد هاری به تهران فرستاده بودند، بدون تلفات همه به سلامت به مشهد بازگشتند.»
مسیر طولانیتر شهرستانیها
البته آنهایی که در شهرستانها بهوسیله حیوانات مبتلا به هاری گزیده میشوند، راه طولانیتری در پیش دارند. برای مثال، وقتی در آذرماه پنج چوپان که در صحرا مشغول گوسفندچرانی هستند توسط گرگ هار گزیده میشوند، آنان ابتدا به تربتجام میروند و پس از معاینه به مشهد آورده و از سوی بهداری استان برای معالجه و تلقیح واکسن ضدهاری به تهران فرستاده میشوند.
۸ دیماه سال ۱۳۱۶، جریده آزادی از پیدا شدن سگ هار و زخمیشدن یک زن و مرد در کریمآباد، نزدیک مشهد، خبر میدهد. این دو نفر از سوی اداره شهربانی به مشهد آورده میشوند تا به مرکز اعزام شوند. در نهایت برای پیشگیری از پیدایش سگ هار، مأموران شهرداری هر روز عدهای از سگهای ولگرد و رها در شهر را میکشند.
شعبهای که وعده داده میشود
گسترش این بیماری در نهایت نگاه همه را به سوی بیمارستان مجلل و بزرگ شاهرضا میکشاند. مطبوعات این بار به زیبایی و بینظیر بودن این بیمارستان در خاورمیانه اشاره میکنند و مینویسند: «نداشتن مؤسسه ضدهاری تنها نقصی است که در این مؤسسه عظیم شفابخش دیده میشود.»
طبق این گزارش، شهرداری هر ماه مبالغی را صرف هزینه مسافرت سگگزیدگان به مرکز میکند تا بیماران را از شر این بیماری مهلک نجات دهد. این جریده پیشنهاد میدهد که بهجای این هزینه، مؤسسه ضدهاری در بیمارستان تشکیل دهند و واکسن تهیه کنند تا گزیدگان را همینجا درمان کنند.
طبق اطلاع این روزنامه، دکتر ناهور از پزشکان مشهد است که در زمینه هاری تخصص و تجربه دارد و میتواند به بیمارستان کمک کند. در آخر این گزارش، روزنامه «آزادی» توجیه اقتصادی این پیشنهاد را چنین میآورد: «اگر این مؤسسه در مشهد تشکیل گردد، به درد مریضان همه خراسان خواهد خورد و هزینه نگهداری آن هم چندان بیش از آنچه شهرداری صرف اعزام به مرکز میکند، نخواهد بود.»
چند روز بعد، پاکروان، والی ایالت خراسان و نایبالتولیه آستان قدس، در واکنش به این پیشنهاد نامهای به جریده مزبور مینویسد و اعلام میکند که پیشتر برای تأسیس شعبه مؤسسه پاستور از سوی ایالت اقدام شده است و بهزودی این مؤسسه در مشهد تأسیس خواهد شد. هنوز ماه آبان به پایان نرسیده است که دکتر حسین بهرامی، رئیس انستیتو پاستور مرکز، برای تأسیس این شعبه و تهیه واکسن به مشهد قدم میگذارد و در نخستین گام، کنفرانسی درباره پیدایش بیماری هاری و خطرات و راه علاج آن برگزار میکند.
پایان ناخوش یک خبر مسرت بخش
این خبر مسرتبخش است، اما باید دید به واقعیت نزدیک میشود یا در کشوی ادارات خاک میخورد. ۲۱ دیماه، دکتر محمد ناهور به تهران اعزام میشود تا طرز ساختن واکسن ضدهاری را فرا بگیرد. این پزشک به مؤسسه پاستور تهران میرود و آموزش میبیند. جریده آزادی بهصورت موازی از تکمیل لابراتوار بیمارستان شاهرضا هم خبر میدهد و مینویسد: «برای هر نوع تجزیه و تشخیص آماده بوده و از حیث تکمیل لوازم و رفع حوائج، از نخستین لابراتوارها میباشد.»
ظاهرا تصمیم بر این میشود که نخستین مؤسسه پاستور در خراسان در این آزمایشگاه مجهز در زمانه خودش افتتاح شود و جراید در این باره اطلاع میدهند: «به همین زودی مؤسسه پاستور در بیمارستان شاهرضا که لابراتوار آن دارای تازهترین اسباب و لوازم کار و تجزیه است، بهزودی تحت ریاست آقای دکتر ناهور تشکیل خواهد شد.»
۹ دیماه سال ۱۳۱۷ خورشیدی خبر پیدایش یک سگ هار در مشهد تیتر اخبار میشود. این سگ از سوی پاسبانان کشته میشود و سگگزیدگان به تهران اعزام میشوند تا بدانیم هنوز ساخت انستیتو پاستور در مشهد در حد یک وعده باقی مانده است. این اخبار در سال ۱۳۱۸ هم ادامه دارد. در یکی از این اخبار، سگ در محدوده شهر چند نفر را میگزد و به خیابان تهران وارد میشود و عده دیگری را زخمی میکند.
طبق این خبر مأموران سگ را میکشند و سگگزیدگان را از طرف شهرداری برای معالجه به تهران اعزام میکنند. ۱۷مهرماه سال ۱۳۱۸ دو کودک در سرخس را سگ هار میگزد و آنها فوری به مشهد وسپس به تهران اعزام میشوند. ردپای هاری در مطبوعات در سالهای بعد کمرنگ میشود، اما قصه سگ گزیدگی و هاری و اعزام به مرکز چرخهای است که همچنان ادامه مییابد و تنها راه نجات آن برای مبتلایان به هاری در آن روزگار است.
منابع:
- اخبار خراسان در دوره پهلوی اول، تألیف سیدمهدی سیدقطبی
- انستیتو پاستور ایران در گذر تاریخ، نوشته مصطفوی و هادیزاده
- تاریخچه انستیتو پاستور ایران، اثر دکتر مجتبی سرکندی
- نگاهی به تاریخچه و خدمات انستیتو پاستور ایران، نوشته عنایتراد و مصطفوی
* این گزارش سهشنبه ۵ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۹۳ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.