آیناز فرامرزی؛ تکواندوکاری که ستاره کبدی ایران شد
ساکن قاسمآباد است و بهتازگی باعنوان نایبقهرمانی از ژاپن برگشته؛ از مسابقاتی که برای او و همتیمیهایش فقط یک رقابت ورزشی نبود، بلکه گذشتن از سدی بود که منجر به پیروزی تیم ملی بزرگسالان کبدی ایران بعد از حدود هشت سال دربرابر یکی از رقبای اصلیاش شد. در هفته گذشته که خبرهای خوش موفقیت ورزشکاران ایران در آوردگاه آسیایی ناگویا با کسب بیش از پنجاهمدال رنگارنگ برایمان شادی به ارمغان آورد، مهمان یکی از این ورزشکاران در محله لشکر شدیم.
قرارمان با آیناز فرامرزی، یکی از دختران نقرهای تیم ملی کبدی ایران، دو روز بعد از بازگشتش، در خانهشان است. در اتاق آیناز، اولین چیزی که جلب توجه میکند نه مدالهاست و نه حکمهای قهرمانی. یک برگه پرینت رنگی از لوگوی مسابقات آسیایی است که از ماهها پیش، قبل از آنکه راهی ناگویا شود، بالای تختخوابش، روی سقف چسبانده است؛ و یک مدال شبیهسازیشده بازیهای آسیایی که از گوشه آینه اتاقش آویزان شده؛ درست کنار دو برگه کوچک که روی یکی از آنها مصرعی از مولانا نوشته است «اندیشهات جایی رَوَد، وآنگه تو را آنجا کِشَد»، و روی دیگری «من بهترین مهاجم ایرانم».
خداحافظی ناگهانی با تکواندو
مهاجم تیم ملی کبدی ایران، متولد ۱۳۸۲ است. یک دختر مشهدی، موفق و باانگیزه. حدود هشت سال است که کبدی کار میکند، اما پیش از این، او رزمیکاری حرفهای بود که یک دعوت دوستانه مسیر ورزشیاش را از دان ۳ تکواندو به سمت کبدی تغییر داد.
آیناز میگوید: یک روز به پیشنهاد یکی از دوستانم به تماشای کبدی دعوت شدم. رشته ورزشی من، انفرادی بود و خیلی تمایلی نداشتم حتی به تماشای کبدی بروم. به توصیه مادرم مرضیه حقپور و برای احترام به دوستم، رفتم. در سالن، جو دوستانه، صمیمیت بازیکنان و شور و هیجان آن تیم باعث شد نظرم عوض شود. با اینکه سالها در ردههای سنی مختلف در تکواندو مسابقه داده بودم و قهرمانی استان و عنوان فنیترین بازیکن کشور را داشتم، تکواندو را کنار گذاشتم. مربیام، خانم باغدستراف از این تصمیم خیلی تعجب کرد و واکنشها به تصمیمم خیلی شدید بود، ولی من بالاخره رشتهای را که سالها برایش زحمت کشیده بودم، کنار گذاشتم و وارد کبدی شدم.

۵ سال حضور در تیم ملی
اگر در رشته تکواندو میماندم، احتمالا میتوانستم در ردههای جوانان یا بزرگسالان به تیم ملی برسم، ولی موفقیت در کبدی سریعتر بود
آیناز از سال ۱۴۰۰ وارد تیم ملی با مربیگری سمانه افخم شده است. در این سالها، قهرمانی آسیا و حضور در مسابقات جهانی را تجربه کرده و حالا حضور در فینال مسابقات آسیایی ناگویا را هم به کارنامهاش اضافه کرده است.
دختر ورزشی محله لشکر از ششهفتسالگی رشتههای مختلف را امتحان کرده؛ بسکتبال، فوتبال که مدتی دروازهبان بوده، کاراته و بعد تکواندو. ورزش در خانواده او موضوعی متفرقه نیست. پدرش تکواندوکار بوده و مادرش در دوومیدانی فعالیت حرفهای داشته است و هنوز هم آن را پیگیری میکند. برادرش هم فوتبالیست است.
این جوان ورزشی میگوید: من تکواندو را خیلی دوست دارم و اگر در این رشته میماندم، احتمالا میتوانستم در ردههای جوانان یا بزرگسالان به تیم ملی برسم، ولی رسیدن به موفقیت در کبدی سریعتر بود. با اینحال، هنوز تکواندو را کامل از زندگیام حذف نکردهام و یک روز دوباره سراغش میروم، برای مربیگری و شاید ارتقای دانهایم.
سدی که بعد از ۸ سال شکست
آیناز از شرایط این دوره از مسابقات میگوید که بیستوششم شهریور امسال اعزام شدند؛ «تیم ما تقریبا چهار روز بعد از اعزام به اولین بازی رسید و فرصت زیادی برای تطبیق با شرایط جدید نداشت. حدود ۱۰ ساعت پرواز تا شانگهای چین و بعد ادامه مسیر به ژاپن. پروازهای طولانی و اختلاف ساعت زیاد داشتیم و همین شروع مسابقات را سخت کرده بود. ما ۱۰روز در ژاپن بودیم و هر روز یک مسابقه داشتیم. اما پیش از رسیدن به ناگویا، هشت ماه در اردو تمرین کرده بودیم.»
مسابقات آسیایی برای تیم کبدی یک تفاوت مهم داشت؛ تیم ملی ایران بعد از هشت سال، تیم چین تایپه، رقیب سرسختش را شکست داد. مهاجم تیم ملی کبدی ایران از این اتفاق بهعنوان یکی از دستاوردهای مهم مسابقات یاد میکند و میگوید: ما در این رقابتها از ژاپن و بنگلادش بردیم، ولی دربرابر هند، بازی را واگذار کردیم. ما فقط ۳ امتیاز عقب بودیم و باخت معنی ندارد؛ زیرا از نظر فنی و تکنیکی چیزی کم نداشتیم.
برای ورزشکاری که سالها منتظر چنین رقابتی بوده، شنیدن خبر آسیبدیدگی آسان نبود. آیناز میگوید: در یکی از اردوهای تهران، زانویم آسیب جدی دید. پزشکان حتی احتمال جراحی دادند و گفتند ممکن است مسابقات را از دست بدهم. آن روزها از نظر روحی شرایط سختی داشتم، چون اصلا فکر آسیبدیدگی را نمیکردم. وقتی شرایط جنگی پیش آمد و بخشی از اردوها لغو شد، همین اتفاق باعث شد مراحل درمان را پیگیری و فرصت دوباره برای پوشیدن پیراهن تیم ملی پیدا کنم.

هدف بعدی کاپیتانی
حالا آیناز برای آینده یک هدف روشن دارد؛ کاپیتانی تیم ملی. مهاجم تیم ملی میگوید: کاغذ روی سقف را روزهایی که خسته میشدم یا حوصله تمرین و ادامه دادن نداشتم نگاه میکردم و یادم میافتاد برای چه چیزی باید دوباره از جایم بلند شوم. میخواهم از این به بعد آنقدر نگاهش کنم تا به کاپیتانی برسم.
آیناز فرامرزی دانشجوی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی در دانشگاه خیام بوده و تا ترم پنجم پیش رفته است. اما همزمانی اردوهای تیم ملی با دانشگاه و نبود همکاری لازم برای ادامه تحصیل، باعث شد از دانشگاه انصراف بدهد. حالا تصمیم دارد با سهمیه نایبقهرمانی، دانشجوی تربیتبدنی دانشگاه فردوس شود و درسش را هم دنبال کند.
قاسمآباد، جایی که دوست دارم
به نظرم ژاپن خیلی تمیز، آرام و مدرن بود، ولی هیچجا برایم مشهد نمیشود
باوجود همه سفرها، اردوها و مسابقات، آیناز هنوز دلبسته محلهاش است. از کوچهبهکوچه محله حرف میزند و از بوستان ایمان خاطرات ورزشی خوبی دارد. میگوید: به نظرم ژاپن خیلی تمیز، آرام و مدرن بود، ولی هیچجا برایم مشهد نمیشود. اگر وقت آزادی پیدا کنم، دوست دارم در همین پارک محلهمان قدم بزنم. همسایهها و سوپری محلمان خیلی بامعرفت هستند. بعد از بازگشتم، سوپر محلهمان برای موفقیت من خوشحالی میکرد و روی سرم شکلات میریخت.
آیناز از کمبود امکانات هم حرف میزند. به اعتقاد او، برای ورزشکاران حرفهای کبدی در مشهد، امکانات کافی وجود ندارد؛ «در مشهد سالن شهیدبهشتی مهمترین فضای تمرین کبدی است و یک سالن چندمنظوره دیگر نیز وجود دارد که نوبت استفاده از آن همیشه مشخص نیست.»
آیناز میگوید: کبدی نیازمند یک خانه تخصصی و مستقل است؛ فضایی که بازیکنان بتوانند مانند ورزشکاران رشتههای دیگر با شرایط حرفهای در آن تمرین کنند. در آخرین اعزام هم قرار بود پیش از مسابقات مبلغی به بازیکنان پرداخت شود، اما چنین حمایتی از سوی مسئولان خراسان رضوی انجام نشد؛ درحالیکه از برخی استانها نمایندگان مسئولان به اردو رفتند و از بازیکنانشان قدردانی کردند.
موفقیتهای تیم ملی کبدی ایران
- نائب قهرمان مسابقات آسیایی ناگویا - ۲۰۲۶ ژاپن
- مقام سوم در مسابقات جهانی – ۲۰۲۵ بنگلادش
- مقام دوم در مسابقات قهرمانی آسیا به میزبانی پردیس تهران
* این گزارش چهارشنبه ۱۵مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۹ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.