خانه ثبت ملی داوودی به فروش گذاشته شده است
بلوک ۴۴ بهشت رضا (ع)، ردیف ۹، قبر ۱۰۹. ایستادهام کنار خانه ابدی پیرمردی که تا کمی بیشتر از یک دهه پیش، ساکن و مالک یک خانه تاریخی زیبا در مشهد بود؛ ابراهیم داوودی خباز که تا پیش از آنکه در ۲۶ فروردین ۱۳۹۴ از جهان فانی رخت بربندد، همواره تلاش کرد میراث پدریاش را بدون تغییر حفظ کند و نگذارد به سرنوشت خانههای اطرافش دچار شود.
علاقه او به این خانه چنان بود که خودش پیگیریهای ثبت شدنش را در فهرست آثار ملی ایران انجام داد و این «زیبای معماری و تاریخ» در سال ۱۳۷۹ به جمع آثار ملی و ارزشمند کشور پیوست. در ادامه هم با همراهی اداره کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی گوشه و کنار خانه را مرمت کرد تا بهعنوان یکی از جاذبههای دیدنی بالاخیابان و مشهد از گزند تخریب دور بماند.
حالا، اما چند وقتی است که وراث او، بنای فروش این بنای تاریخی را دارند و مشخص نیست مالک جدیدی که فردا روزی درهای آن را بگشاید، همچون ابراهیم داوودی خباز دلش برای حفظ خانه خواهد سوخت یا نه!
اولین خبرها از خانه
اگرچه ثبت خانه داوودی یک آبان سال۱۳۷۹ به شماره۲۹۱۸ صورت میگیرد، اما توجه به این بنا از حدود سه سال قبلتر از آن شروع میشود. در آن دوره با مذاکراتی که بین کارشناسان معرفی و آموزش میراث فرهنگی خراسان و ابراهیم داوودی خباز، مالک خانه صورت میگیرد زمینه برای ثبت ملیشدن این بنا فراهم میشود.
اینگونه است که ابراهیم داوودی ۲۳ اسفند ۱۳۷۸ در بازگشت به نامه خود به شماره ۱۹۶۷/۱۹/۱۳ مورخه ۳۰ خرداد ۱۳۷۷ به مدیرکل میراث فرهنگی خراسان مینویسد: «ضمن موافقت با ثبت بنای سنتی منزل مسکونیام ... در فهرست آثار ملی خواهشمند است دستور فرمائید اقدام لازم در این خصوص بهعمل آید. امید دارم این اقدامات زمینه خوبی برای فراهم شدن کاری شایسته این اثر معماری ارزشمند باشد.»
این طور است که در اسرع وقت از خانه بازدید و گزارش ثبتی این خانه توسط کارشناسان میراث فرهنگی صورت میگیرد و نهایتا مهر ثبت ملی شدن این خانه در روز اول آبان ۱۳۷۹ میخورد.
در گزارش اولیه ثبتی میراث فرهنگی، معماری خانه مربوط به اواخر دوره قاجار ارزیابی میشود و اطلاعات مختصری از ابعاد، مساحت، نما و کاربری خانه ذکر میشود. همچنین در بخش کاربریهای آن عنوان میشود که «این بنا به عنوان خانه مسکونی مورد استفاده بوده است و با توجه به ارزش فرهنگی آن میتواند به مکانی جهت کاربریهای میراث فرهنگی تبدیل شود. از جمله کاربریهایی که برای این مکان پیشنهاد میگردد تبدیل آن به موزه پول و آثار و مدارک دوره معاصر منطقه میباشد.»
به استناد این گزارش تا سال ۱۳۷۹ تغییرات اساسی در این بنا انجام نشده است، فقط اینکه «شهرداری مشهد به منظور زیباسازی نمای خیابان توحید، بدنه بیرونی ابنیه حاشیه خیابان من جمله این خانه را با رنگ سفید اندود کرده است.»
خانه داوودی در مقایسه با دیگر خانههای تاریخی مشهد در آن روزگار از وضعیت مناسبی برخوردار است، علت اصلی این امر حضور و سکونت مالک در خانه است، با این حال در بخشهایی به مرمت نیاز دارد، کما اینکه آخرین جمله این گزارش ثبتی میراث فرهنگی خراسان هم به همین موضوع اشاره دارد و تأکید میکند: «ساختار کلی بنا از استحکام مناسب برخوردار میباشد و در حال حاضر مورد استفاده مالک قرار دارد لکن رطوبتزدایی و مرمتهای موضعی در سقفها و دیوارها نیازمند است.»

اقدامات مرمتی بعد ثبت: هیچ
پس از آنکه خانه داوودی در فهرست خانههای تاریخی قرار میگیرد، هیچ اقدام مؤثر و سازندهای برای حفظ و مرمت آن از جانب میراث فرهنگی صورت نمیگیرد. تنها اقدام میراث در اینباره ارسال نامهای به مالک است که تاریخ ثبت دبیرخانه آن ۲۶ آذر ۱۳۸۴ است و امضای ابوالفضل مکرمیفر را به عنوای رئیس سازمان پای خود دارد.
اینجا هم میراث کارهای ثبت ملی شدن یک اثر تاریخی را دنبال و بعد از آن موضوع را بهکلی رها میکند. همین است که بعد از پنج سال میرسیم به فقط یک نامه که همه چیز را بر دوش ابراهیم داوودی میگذارد. در این نامه بعد از اینکه خانه داوودی به ثبت ملی رسیده، آمده است: «جناب آقای داودی ... با عنایت به اینکه این بنا به عنوان یک سرمایه ملی محسوب میشود، خواهشمند است ضمن انجام اقدامات حفاظتی، از انجام هرگونه دخل و تصرف و مرمت غیر اصولی خودداری نموده و مراتب را جهت بازدید کارشناسی و اقدامات مقتضی به این سازمان اطلاع دهید.
این سازمان ضمن احترام به مالکیت جنابعالی بر این بنا آماده هرگونه همکاری جهت حفظ اثر خواهد بود. شایان ذکر است آثار تاریخی که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت میرسند به استناد ماده ۵۵۸، ۵۶۰ و ۵۶۴ قانون مجازات اسلامی تحت حفاظت خواهند بود و هرگونه دخل و تصرف در آنها بدون هماهنگی و اجازه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جرم محسوب و برابر مقررات رفتار خواهد شد.»
تصاویر خانه در این مرحله نشان میدهد که خانه داوودی اگرچه سرپاست، اما شکل و شمایل مناسبی ندارد و به مرمتهای اساسی و فوری در بخشهای مختلف نیاز دارد تا به سرنوشت دیگر خانههای ثبتی مشهد دچار نشود. با این حال پای کار آمدن میراث فرهنگی برای مرمت خانه داوودی یک دهه زمان میبرد؛ سال ۱۳۸۹.
حسن خانزایی، رئیس وقت اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مشهد در ۱۰ تیر ۱۳۹۰ میگوید: «جریان مرمت خانههای تاریخی از سال ۱۳۸۹ و با طرح حمایت از مالکان و متصرفان آثار تاریخی کلید خورد. در این طرح ما موظف شدیم که با مالکان خانههای تاریخی تفاهمنامه امضا کنیم و با مشارکت صاحبان آن، خانههای تاریخی را مرمت و از حالت خرابه در آوریم... در حال حاضر اقداماتی از قبیل مرمت در و پنجرهها، سقفهای کاذب چوبی، پاکسازی نما، مرمت کاشیها و آجرها، جایگزینی ستونهای چوبی فرسوده، مرمت پیبندیها و ... بر روی نقاط مختلف خانه داوودی در حال انجام است.»
کار مرمت خانه داوودی سال ۱۳۹۰ با صرف اعتباری ۳۰ میلیونتومانی از جانب میراث فرهنگی در قالب طرح «حمایت از مالکان و بهرهبرداران قانونی آثار تاریخی» به پایان میرسد و طی آن مرمت نماهای فضای بیرونی و داخلی بنا، مرمت پلهها، کفسازی حیاط و... صورت میگیرد بدون اینکه ۵۰ درصد سهم هزینه از مالک گرفته شود. اینجاست که خانه داوودی رنگ و رویی میگیرد و شمایل یک خانه سرپای تاریخی زنده را پیدا میکند.

یکی از زیباییهای بالاخیابان
خانه تاریخی داوودی که روی تابلوی آن «اثر دوره پهلوی اول» ثبت شده، در ضلع جنوبی خیابان توحید و بین توحید ۴ و ۶، کنار مسجد جعفری به شماره پلاک۲۱۶ واقع شده است. مساحت خانه ۴۱۷ مترمربع و زیربنای آن ۵۲۶ مترمربع گزارش شده است. قرارگرفتن ساختمانهایی در دوطرف بنا باعث شده تنها یک نما از طرف خیابان توحید قابل رؤیت باشد و سایر نماهای خانه تنها بهواسطه حضور در حیاط مرکزی مشاهده شود.
خانه داوودیها در دو طبقه ساخته شده است و در سه جبهه شمالی، شرقی و غربی آن ساختمان وجود دارد. درواقع سهساختمان در یک عمارت واحد قرار گرفته است که بهوسیله پلههایی با هم درارتباط هستند. در این میان به سبک ساختمانهای اواخر قاجار و اوایل دوره پهلوی اول خانه به دوبخش اندرونی و بیرونی تقسیم میشود که راه ورود به آنها از هم جداست. علاوه براین، کاملا حیاط سرا در مرکز قرار گرفته و سهبنا در اطراف آن سربرافراشتهاند.
هشتی
با عبور از در، به دالان ورودی که هشتی یا کریاس نام دارد و مستطیلشکل است، وارد میشویم. کاربری هشتی، توقف کوتاه و انتظار و تقسیم فضا برای ورود به سهبخش خانه است. در این فضا، راهپلهای مهمانان را به طبقات بالای عمارت شمالی که ویژه آنهاست، هدایت میکند؛ بدون اینکه به بخش اندرونی خانه وارد شده باشند.
پلههایی هم بهسمت شرقی خانه که انبار مغازههاست، وجود دارد. از سویی نیز میتوان به حیاط وارد شد. در برخی موارد شکل هندسی هشتی، هشتضلعی است، اما این نام به مفهوم عدد هشت نیست؛ چنانکه هشتیهایی بهشکل مربع و اشکال دیگر نیز داریم. هشت یعنی چیزی که از فضای داخلی خانه بیرون آمده و تنها عنصر و فضای خانه است که با بیرون ارتباط دارد.
ورودی بنا
ورودی بنا تنها نمایی است که از خیابان قابل مشاهده است. این نما شامل بخش تجاری و مسکونی میشود. قسمت تجاری، نمایی با پوشش فلزیکرکرهای دارد که بهجز یکی از مغازهها بقیه بدون استفاده مانده است. تزیینات این بخش، از آجر و کاشی است.
حیاط
عنصر اصلی حیاط خانه داوودیها، باغچه و حوض آب است. حیاط با آجرهایی در اندازه ۴ *۱۸*۱۸ سانتیمتر کفپوش شده است.
همه را خودم راندهام که خانه خراب نشود. مجبور بودم از خانه مراقبت کنم. فکرش را بکنید این خانه با این قدمت، الان نباید سرپا میبود
بخش شرقی بنا
این قسمت در یک طبقه و دارای کاربری خدماتی ازجمله آشپزخانه، انبار، سرویس بهداشتی و سرویس پله برای ارتباط با قسمت شمالی بناست. در این ساختمان تزیینات آجری بهصورت خفتهراسته بهکار رفته است.
تزیینات نمای قسمت شمالی بنا
تزیینات آجری، چراغدان، کتیبه آجری بالای پنجره، رخبام
تزیینات نمای غربی بنا
آجرکاری، کاشیکاری، رخبام، کتیبه آجری بالای پنجره
طبقه همکف شمالی
این قسمت، بخش تجاری بناست و راه ورود به آن از بخش بیرونی عمارت.
طبقه اول شمالی
این بخش دارای اتاقهای متعدد برای پذیرایی از مهمانهاست. در این اتاقها تزیینات چشمگیری در مقایسه با دیگر اتاقها دیده میشود؛ ازجمله تزیینات سقف، گچبری، چراغدان، طاقچه و شومینه گچبری رنگآمیزیشده.
طبقه همکف غربی
این بخش دارای دو اتاق است؛ اتاق حوضخانه که حدود یکمتر پایینتر از سطح حیاط است و حوضی در وسط اتاق قرار گرفته است. اینجا در قدیم بخش تابستاننشین ساختمان داوودیها بوده است. اکنون از این اتاق بهعنوان آشپزخانه استفاده میشود. اتاق کناری آن نیز کاربری انباری دارد و با پلههایی به دالان ورودی خانه میرسد.
طبقه اول غربی
این بخش دارای دو اتاق نشیمن و پذیرایی بوده و اکنون کاربری آن مسکونی است. وجود راهپلههایی در دوسوی این اتاقها، دسترسی به زیرزمین را میسر میکند.
ابراهیم داوودی کیست؟
به استناد سنگ قبر شماره ۱۰۹ در ردیف نهم - بلوک ۴۴ بهشت رضا (ع) ابراهیم داوودی خباز متولد ۲۳ اردیبهشت ۱۳۰۹ است. روی این سنگ، اما ننوشته که او که بود و چگونه زیست؟ برای دانستن در این خصوص باید رجوع کرد به دو گفتوگوی مختصر از او.
یکی در سال ۱۳۹۱ به واسطه بازدید اتفاقی دکتر محمدحسین پاپلی، استاد بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد و دانشجویش از خانه صورت گرفته و دیگری گفتوگویی است که مسعود نبیدوست و لیلا کوچکزاده، خبرنگاران شهرآرامحله منطقه ۱ در زمستان ۱۳۹۳ گرفتهاند و یک ماه بعد از فوت او در
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ منتشر شده است. در گفتوگوی نخست ابراهیم داوودی گفته بود: «تحصیلاتم را به صورت آزاد تا پایان پنجم متوسطه ادامه دادم. بعد از آن کارمند بانک صادرات شدم و تحصیلاتم را تا دیپلم کامل کردم و بلافاصله عازم اروپا شدم. در اروپا تحصیل را در کنار کار ادامه دادم تا اینکه لیسانس اقتصاد کشاورزی را از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کردم. پس از آن دو سال را در آلمان، مدتی در کوبا، مکزیک و شمال آفریقا گذراندم و سرانجام به تقاضای سفارت ایران، به کشور برگشتم و کارشناس اداره صنایع و معادن شدم. چند کتاب تدوین و ترجمه کردم و در حال حاضر در این خانه زندگی میکنم.»
ابراهیم داوودی علاوه بر این گفته بود که «من برای حفظ این خانه زحمت بسیاری کشیدهام پانزده. سال قبل پنج کامیون خاک از پشتبام خانه جمع و سقف خانه را قیرگونی و آسفالت کردم وگرنه تا به حال خانه سرپا نمیماند! در طول این مدت حتی یک مستأجر هم در این خانه نیاوردهام با اینکه اتاقهای زیادی دارد. حتی مغازههای حاشیه خیابان را خالی کردهام. تمام آجرهای ریخته شده را از بنا جمعآوری و بستهبندی کردهام تا اگر روزی قرار به مرمت بنا شد از آنها استفاده شود، اما دریغ از اینکه کسی بیاید و این کار را بکند!
دوازده سال پیش این خانه ثبت میراث شد و سازمان میراث فرهنگی خراسان رضوی متعهد شد که اینجا را تعمیر و درست کند تا قابلیت تبدیل شدن را به یک فضای کاربردی بیابد. از آن زمان تا سال ۸۵ هیچ اقدامی انجام نشد. بعد از آن تمام کاری که انجام شد این بود که آمدند کنار دیوار حیاط یک داربست زدند و همان دیوار را به نیمهراه نرسانده، رفتند!
دو سال است که میخواهند همان یک قسمت را درست کنند! بندکشی آجرهای بالای دیوار که مربوط به دوران قاجار است، هنوز سالم مانده، اما قسمتهایی که مرمت شده با گذشت کمتر از دو سال، ریخته است! مسئول این کار که برای بازدید آمد خودش خجالت کشید!
من دنبال اینها نرفتهام. آنها آمدند سراغ من که خانه را ثبت کنم. الان هم سنی از من گذشته و نمیتوانم پیگیر همه این کارها باشم. آن روز که من سرحالتر بودم و هوش و حواس بهتری داشتم، کلی وعده دادند، اما امروز از زیر کار شانه خالی کردهاند! مرتب هم نامه میفرستند که لطفا در این خانه سلیقهای عمل نکنید و به بنا دست نزنید. چون خانه ثبت میراث شده است خودم هم کاری نمیتوانم بکنم. روزنامههای مختلفی از اینجا گزارش نوشتهاند و شبکه استانی صدا و سیما هم فیلم تهیه کرده، اما هیچ اتفاقی نیفتاده است.»
او که هرگز ازدواج نکرده بود، در پاسخ به علت تنها زندگی کردنش نیز به شهرآرامحله ۱ گفته بود: «همه را خودم راندهام که خانه خراب نشود وگرنه تا الان این خانه هم رفته بود پی کارش. اگر من نبودم، این خانه هم نبود. مجبور بودم از خانه مراقبت کنم. فکرش را بکنید این خانه با این قدمتی که دارد، الان نباید سرپا میبود. من پیگیر ثبت خانه شدم. بعد هم برای مرمت و تعمیر خانه اقدام شد، وگرنه اینجا الان مخروبهای بود مثل خیلی از خانههای دیگر. من اینقدر نگران این خانه هستم که از فکر اینجا، بارها مریض شدهام.
حتی یکبار فکر میکردم دیگر خوب نمیشوم. همه نگرانی من همین خانه است. چون این خانه در بین خانههای تاریخی هم منحصربهفرد است. نگذاشتهام هیچ کجای این خانه را تغییر بدهند. هیچکدام از خانههای مشابه اینقدر روپا و سالم نیستند. ما حتی چاه آب و حوضخانهای را که در حیاط است، تغییر ندادهایم. ولی چه فایده، الان سالهاست کسی از من خبر نگرفته است. همه نگرانیام این خانه است. نصف عمر من صرف این خانه شد ولی چه میشود کرد؟ آن کسانی که باید دل بسوزانند، دلشان نمیسوزد.»
خانه داوودی چه میشود؟
نگاهی به تنوع آثار ملی ایران به ما میگوید که در ثبت بناها یا مکانها و محلهها فقط قدمت اهمیت ندارد؛ بلکه اتفاقها و وقایع مهم تاریخی که در آن بنا، کوچه یا محله روی داده نیز حائز اهمیت است. از طرفی معماری ویژه بناها نیز که به تأیید نظر کارشناسان میراث فرهنگی میرسد، میتواند دلیلی بر ثبت آنها باشد. چنانکه معماری ویژه خانه داوودی، واجد ارزش شناخته شده و دلیل ثبت آن در فهرست آثار ملی بوده است.
یکی دیگر از دلایل مهم ثبت بناهای تاریخی و حفظ آنها از تخریب، حس تعلق خاطری است که شهروندان از زندگیکردن درکنار این بناها یا بازدید از آنها بهدست میآورند. از همین رو حالا که خود ابراهیم داوودی خباز نیست و چوب حراج به خانهاش خورده، باید از خودمان بپرسیم: سرنوشت خانه داوودی چه میشود؟
اگرچه طبق قانون امکان مداخله صاحبان فعلی خانه داوودی برای تغییر کاربری یا تعمیرات در آن وجود ندارد و هر اقدامی باید بهصورت قانونی و از طریق مجوز شهرداری انجام بگیرد، اما سابقه مشهد نشان داده است که چنین قوانینی کارساز نیستند و خانهها و بناها میتوانند تخریب شوند و جای خود را به سازهای جدید بدهند بدون اینکه کاری از کسی برآید. حال سؤال این است که خانه داوودی هم در مسیر سود و سوداگری دچار همین سابقه شده و تخریب میشود یا شهروندان و نهادهای مسئول اینبار میفهمند که «دریغ سود ندارد چو رفت کار» و علاج واقعه پیش از وقوع میکنند.
* این گزارش یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۳۲ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.