اراده محمدعرفان حسینی برای حرفهآموزی در تابستان
کوچه پنجتن۵۴ مملو از جمعیتی است که عزاداری شبهای محرم را زیر سقف بلند آسمان و مقابل مسجد قائمیه انجام میدهند. وقتی صدای سخنران، تنها برای لحظاتی از بلندگوها قطع میشود، همه نگاهها برمیگردد بهسمت محمدعرفان حسینی، پسرک چهاردهسالهای که مسئولیت سیستم صوت مسجد را برعهده دارد.
هرچند امید محله شهیدقربانی، امسال برای چندمین تابستان متوالی، حرفهآموزی و اشتغال را برای داشتن آیندهای بهتر دنبال میکند، بااینحال میگوید پیگیری برنامههای مسجد برایش در اولویت است و در انجام مسئولیتی که برعهده گرفته است، کوتاهی نمیکند.
-حرفهآموزی را اولینبار، کی تجربه کردی؟
تابستان دو سال پیش، وقتی کلاس پنجم بودم، همراه پدرم رفتم آرماتوربندی و از ساخت اسکلت ساختمان چیزهایی یاد گرفتم.
-اولین دستمزد را یادت هست؟
۵۰هزارتومان بود. هدیه دادم به مادرم و آنقدر خسته بودم که بلافاصله بعد از آن، خوابم برد.
-کار سنگینی بود؟
نه. همین که صبح زود باید بیدار میشدم تا با پدرم ۷صبح تا ۲ عصر، سر کار باشیم، خستهام کرده بود.
-از هدیهای که به مادرت دادی، بیشتر بگو.
مادرم شاغل است و در کارگاه خیاطی کار میکند. از بچگی، من را با خودش سر کار میبرد و از حقوقی که میگرفت، هرچه لازم داشتم، برایم میخرید. خواستم اولین دستمزدم برای او باشد.
-از کودکیهایت که در کارگاه خیاطی گذشت، چه تصویری در ذهن داری؟
برای اینکه شیطنت نکنم، مقداری دکمه میریختند مقابلم تا با چسب به کلاههای دوختهشده، بچسبانم.
-آرماتوربندی، تنها حرفهای است که از آن سردرمیآوری؟
کمی مکانیکی بلدم. پارسال تابستان در یک مغازه شاگرد بودم. امسال، آن مغازه دیگر شاگرد لازم نداشت. من هم یک پیشنهاد کاری دیگر داشتم و قبول کردم.
-چه کاری؟
در یک کارگاه خیاطی که در طبرسی شمالی۱۲ است، برشکاری پارچهها را انجام میدهم.
-از ساعت کاری و دستمزدت بگو.
۸صبح میروم تا ۶عصر. فعلا که شاگردم، هفتهای ۲میلیونتومان میگیرم.
-برای این دستمزد، برنامهریزی کردهای؟
میخواهم موبایل بخرم برای درسهایم. امسال که کلاسها مجازی بود، مادرم مجبور میشد گوشیاش را نبرَد سر کار تا من در کلاس آنلاین شرکت کنم.
-پس میشود گفت بهخاطر داشتن گوشی، سرکار رفتن را انتخاب کردهای.
فقط این نیست. دوست داشتم یک حرفه را یاد بگیرم و تا وقتی میروم دانشگاه، دستم در جیب خودم باشد.
-عصر که خستهای. به برنامههای مسجد میرسی؟
خانواده خیلی تشویقم میکنند برای شرکت در برنامههای مسجد و مسئولیتی که برای صوت دارم.
-کار با سیستم صوت، چه نکتههایی دارد؟
نکتههای فنی اش را از مسئول هیئت یک سال است یاد گرفتهام. مهم این است قبل از شروع مراسم یعنی ساعت۶:۳۰ عصر باید بروم مسجد تا صوت را آماده کنم. تا ساعت۱۰ شب هم باید بمانم و وسایل را جمع کنم.
-قبل از آن هم تجربه مشابهی داشتهای؟
فقط گاهی میرفتم یک مسجد در بولوار پنجتن. ما را دعوا میکردند و میگفتند سروصدا نکنید. دیگر نرفتم آنجا. بعد دیدم دوستم محمدجواد مجاوری، صدای اذان را که میشنود، بازی را ول میکند میرود مسجد قائمیه. کنجکاو شدم و آمدم دیدم چه مسجد خوبی است. اینجا دعوایمان نمیکنند و هوایمان را دارند.
* این گزارش یکشنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۹ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.