ورزش اعتمادبه نفس حنانه درهمی را بالا برد
چهرهاش پر از خنده میشود وقتی گذشتهاش را برایمان مرور میکند و به یاد میآورد چقدر کمرو و کمحرف بود و بیدلیل از همهچیز خجالت میکشید. آنچه حنانه درهمی، قهرمان کشوری و امید محله ایثار، از گذشتهاش میگوید با دخترک شاد، امیدوار و با اعتمادبهنفسی که روبهرویمان نشسته است، از زمین تا آسمان، تفاوت دارد و او دلیل این رشد را در یک کلمه خلاصه میکند: «کاراته».
-از خودت بیشتر بگو.
متولد ۱۳۹۱ هستم. دانشآموز پایه هشتم مدرسه حداد در خیابان وحید۱۶. تقریبا دهساله بودم که با کاراته آشنا شدم.
-ازطریق کلاسهای تابستانی؟
بله. توی باشگاهی که ثبت نام کردم در خیابان مفتح، با مربیام، شیهان طیبه صادقی، آشنا شدم. تابستان تمام شد، اما علاقه من به کاراته تمام نشد و تصمیم گرفتم ادامه بدهم.
-این هنر رزمی را از قبل میشناختی؟
دخترخالهام کاراتهکار بود و گاهی تمرینهای دونفره انجام داده بودیم.
-پس خانوادگی ورزشکار هستید.
راستش نه، ورزشکار دیگری نداشتیم. بعد از اینکه من جذب کاراته شدم و ورزش را با علاقه ادامه دادم، نوجوانهای خانواده پدری هم در رشتههای مختلف مثل بوکس، بدنسازی و تکواندو ثبت نام کردند.
-از افتخاراتی که به دست آوردی، بگو.
کمربند بنفش دارم و تا الان ۱۰ مدال به دست آوردهام، پنجطلا، چهارنقره و یک برنز؛ مثل مقام دوم استان در بخش کاتا و قهرمان کشوری در بخش کومیته در سال۱۴۰۲، مدال نقره کاتای کشوری و طلای کومیته کشوری در سال۱۴۰۳.
-برنامههای تمرینت چطور است؟
سه روز در هفته ساعت ۱۸ تا ۲۰ میروم به باشگاه. در ایام مدرسهها مخصوصا زمانی که مدرسهها حضوری بود، برنامه فشرده و سنگینی بود.
-چطور به هر دو میرسی؟
با برنامهریزی. مثلا وقتهایی که شیفت عصر بودم، بلافاصله بعد از مدرسه، لباس عوض میکردم و میرفتم باشگاه. یادم است یک بار وقتی رسیدم خانه، آنقدر خسته بودم که دیگر لباسهای باشگاهم را عوض نکردم و خوابیدم تا صبح فردا. درسهایم را هم صبح تا ظهر میخواندم.
-چه چیز کاراته را آنقدر دوست داری که حاضری به خاطرش این خستگیها را تحمل کنی؟
خوبیهای زیادی دارد. یکی از فایدههایش برای من این بود که اعتمادبهنفسم را برد بالا. من قبل از کاراته، یک حنانه دیگر بودم؛ بدون اعتمادبهنفس، کمرو و خجالتی. شخصیتی که الان دارم، به خاطر ورزش است و مسابقاتی که شرکت کردم و رتبه آوردم.
-با این حساب بنا نداری این رشته را رها کنی.
نه، اصلا. تا آخرش میروم و یک مربی خوب میشوم مثل مربی خودم خانم صادقی که مشوق من است. پدر و مادرم هم هوایم را دارند و اگر ببینند کمانگیزه شدهام، من را وادار به ادامهدادن میکنند. معلمهای خوبم در مدرسه حداد نیز همینطور.
-برای آینده درسیات برنامهای داری؟
امسال درسهایم کمی افت کرد. تصمیم دارم حتما کاهش معدلم در ترم قبل را جبران کنم. میخواهم موقع انتخاب رشته، بروم هنرستان و طراحی دوخت بخوانم و همین رشته را ادامه بدهم تا یک طراح حرفهای شوم.
-ولی طراحی دوخت، دنیای متفاوتی با کاراته دارد!
هردو یکجور هنر هستند و من خیلی دوستشان دارم. از وقتی کوچک بودم، انواع لباس را خوب نقاشی میکشیدم و الان هم این موضوع برایم جذاب است.
* این گزارش یکشنبه ۲۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۳ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.