موتورسوار قهرمان محله شهید رجایی از ۱۲سالگی پا به رکاب بود
اگرزمانی شتر سواری دولا دولا نمیشد، در این عصر نو که شترها از سکه افتادهاند، باید این ضربالمثل قدیمی را اینطور اصطلاح کنیم که؛ «موتور سواری دولا دولا نمیشود.»
دلیلش هم میتواند شهامت و مهارتی باشد که موتورسواری طلب میکند. شهامت برای پا بهرکاب بودن و مهارت برای آنکه حافظ جان خودمان و دیگران باشیم. اما این وسط کسانی هستند که موتور را نه یک مرکب برای رسیدن به مقصد که یک فرصت برای کسب سکوهای قهرمانی میدانند.
«علی برزوزاده» از جوانان موفق منطقه ما که ساکن شهرک شهید رجایی میباشد، توانسته با همین وسیله قهرمان کشور شود و در مسابقات موتور کراس آسیا، کلاس ۲۵۰ سیسی هم خوش بدرخشد و مقام چهارم این قاره کهن را کسب کند.
۱۲ساله بودم که پا به رکاب شدم
«موتورسواری برای من از همان بچگی و از نشستن روی باک موتورسیکلت پدرم آغاز شد. آن موقعها به خاطر داشتن آن موتور حسابی به بچهمحلهایمان فخر میفروختم. یادم هست ۱۲سال بیشتر نداشتم که برای اولینبار با کلی ترس و لرز، موتور پدرم را تنها سوار شدم و با آن مصافتی را طی کردم. وقتی پایم به زمین رسید، قلبم داشت قفسه سینهام را پاره میکرد از شدت ترس.»
برای اعزام به مسابقات آسیایی در کشور فیلیپین انتخاب شدم یکروز مانده به حرکت با موتور زمین خوردم
این دقیقا نقطهایست که علی علاقهاش را به موتورسواری کشف میکند و از اینجاست که با تشویقهای پدرش و بهرغم هزینههای سرسامآور این رشته، در کمتر از هفتسال مقام نخست کشور در رشته موتور کراس ۴۵۰ سیسی را کسب کند و با فاصلهای اندک عنوان چهارمی آسیا را هم درکارنامه خود قرار میدهد.
«متأسفانه از سوی تربیتبدنی استان هیچ حمایتی از ورزشکاران این رشته صورت نمیگیرد و همیشه مراجعات ما نیز بیپاسخ میماند.»
تأمین هزینههای سرسامآور رشته موتور سواری بهحدی است که علی میگوید: «اگر کسی قصد دارد این رشته را بهصورت حرفهای ادامه دهد، تنها لباسی که باید به تن کند و کفاف هفتماه تمرین وی را میدهد، پنجمیلیون تومان است و موتور نیز که مهمترین ابزار این رشته است، ۱۲میلیون و پانصدهزار تومان خرج روی دست ورزشکار میگذارد و تنها ۶ماه برای صاحبش میتازد.»

تلخ و شیرین موتورسواری
بهترین خاطرات موتورسواری برای هر قهرمان زمانی است که حاصل تلاش خود را با دریافت نشان قهرمانی کسب میکند؛ «تلخترین خاطره من هم مربوط به آذرماه سال گذشته است که برای اعزام به مسابقات آسیایی در کشور فیلیپین انتخاب شدم و بهمدت یکماه تمام در اردوی آمادگی شرکت کردم، اما یکروز مانده به حرکت متأسفانه با موتور زمین خوردم و پایم شکست و از رفتن به مسابقات بازماندم.».
اما علی موتورسواران را دو دسته میداند یکی آن دستهای که با یک بار زمین خوردن دیگر بلند نمیشوند و با موتورسواری خداحافظی میکنند و دسته دیگر موتورسوارانی که با همان زمین خوردن جسورتر میشوند و جدیتر از قبل به موتورسواری روی میآورند.
این ورزشکار نمونه دغدغهای هم برای محلهای و بچهمحلههایش دارد: در منطقه ۶ تا دلتان بخواهد استعدادهای ناب ورزش را میتوانید پیدا کنید. اما چهکسی از اینها حمایت میکند؟ بسیاری از این استعدادها فدای نبود امکانات میشوند. پرداختن به ورزش همگانی خوب است، اما این بحث باید مسیری شود تا چهرههای قهرمان شناسایی شوند.
* این گزارش در شماره چهارم شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ آذرماه سال ۱۳۹۰ منتشر شده است.