۱۷ مخترع کوچک در مدرسه شاهد آل طاها
شاید شما هم مثل خیلیهای دیگر فکر میکنید که یک مخترع حتما باید آدمی شگفتانگیز با تواناییهایی فوقالعاده باشد، اما اینطور نیست. همه چهرههای برجسته علمی جهان از اولین انسان که چرخ را اختراع کرد تا روزی که
آلن تورینگ نخستین رایانه را ساخت، انسانهایی کاملا عادی بودند که تخیل و پشتکار فراوان تنها تفاوت آنها با دیگران بود؛ اینکه هر وسیلهای در اطراف، آنها را به فکر ساخت وسیله جدیدتری میانداخت.
اینها را قبلتر شنیده و دیده بودم و در مدرسه شاهد آلطاها در طبرسی ۱۷ و محله پایین خیابان مشهد وقتی ۱۷ مخترع کوچک آن از ایدهها و اختراعات کوچک و بزرگشان -که ثبت یا درحال ثبت شدن هستند- با اشتیاق فراوان میگفتند، دوباره دیدم و شنیدم؛ بچههایی که بدون پشتوانه مالی و با کمترین امکانات، از اشیا و وسایل دورریختنی، ابزاری با کارایی جدید ساختهاند.
ریز که بشوید میبینید که همه این بچهها از شرایط یکسانی برخوردارند؛ بچههایی از قشر متوسط جامعه که هیچوقت معلم و کلاس خصوصی نداشتهاند و شاید اگر کلاس خلاقیت مدرسه نبود، هیچگاه فرصتی برایشان بهوجود نمیآمد تا ساعتی را کنار هم بنشینند و از ایدهها و اختراعاتشان حرف بزنند.
رویای کودکان امروز برای کودکان فردا
در همین کلاس، کنار جمع نوجوانانه و شادشان مینشینم تا کلمه به کلمه در رویاهایشان سهیم شوم. روحیه و خاطرات متفاوت هرکدامشان تو را با دنیای معصومی از رنگها و حرفها آشنا میکند. هرکسی حرفی میزند؛ دوست دارند به همه بفهمانند که با همین سن کمشان چه کارهای بزرگی انجام دادهاند.
صادق صدیقی ۱۱ ساله یکی از همین مخترعان نوجوانیاست که در هشت سالگی وقتی معلم هنر از آنها میخواهد با وسایل دورریختنی یک کاردستی درست کنند، اولین وسیله اختراعیاش را ساخته است.
او میگوید: بچهتر که بودم هر وسیلهای را که در خانه خراب میشد با پیچگوشتی باز و همه وسایل قابل استفاده آن را جمعآوری میکردم. کلاس سوم برای زنگ هنر ابتدا آرمیچر، سیم، لامپ و هر وسیله قابل استفاده دیگری را که از اسباببازیهای شکستهام باقی مانده بود جمع کردم و بعد با آن یک قایق ساختم که میتوانست روی آب حرکت کند. این اختراعم در مسابقات دانشآموزی جایزه اول ناحیه را کسب کرد.
با شوق فراوانی یک کلاس بالاتر میآید و اینطور ادامه میدهد: کلاس چهارم یک آب سردکن ساختم که مثل کولر عمل و با استفاده از نیروی باد آب را سرد میکرد، این اختراع هم در مسابقات دانشآموزی جابربنحیان همان سال مقام نخست را کسب کرد.
مخترع نوجوان ما که این روزها در حال ثبت «گوشپاکن» برقی خود است از آرزوها و ایدههای قشنگی که دارد، میگوید: هر مخترعی همیشه به این فکر میکند که چه وسیلهای بسازد تا با آن راحتی را به انسانهای جهان هدیه دهد. من هم میخواهم در آینده فرد مفیدی برای همه مردم جهان باشم؛ یکی از همانها که دوست دارد مردم همیشه بخندند و شاد زندگی کنند.
صادق که دوست دارد وقتی بزرگ شد یک مخترع و دانشمند هستهای بشود، آسمان آبی رویاهایش را اینطور نقاشی میکند: کاش وقتی من و همنسلیهایم بزرگ میشویم دیگر هیچ جنگی در جهان نباشد و دولتها از انژری هستهای نه برای قدرتطلبی که برای آسایش عموم مردم جهان و بچهها استفاده کنند.
مخترعی که کمک دست مادرش در خانهداریاست
بعضی مخترعان کارهای عجیب و غریب زیادی انجام میدهند، مثل محمدعلی رضایی که یک روز خیلی هوس کرده به مادرش در کارهای خانه کمک کند و سطل آبی را برداشته و روی تلویزیون ریخته و فکر کرده حالا مادرش چقدر از اینکه او تلویزیون را شسته خوشحال میشود!
محمدعلی با «ورمیکوکود» که یک کود طبیعیاست، در مسابقات جابربن حیان شرکت کرده است
کمی بعد از خوابیدن سروصداها، محمدعلی، مخترع ۱۱ ساله ثامنی وقتی که دیگر تلویزیون خانه برای همیشه روشن نشد، آن را با دقت باز کرد و از وسایلش برای ساخت نخستین اختراعش استفاده کرد و با آن ماشینی ساخت که بهجای چراغهایش، یک لامپ یک ونیم ولتی دارد.
حالا، اما او و دوستانش در کلاس پنجم با «ورمیکوکود» که یک کود طبیعیاست، در مسابقات جابربن حیان شرکت کرده و از آنجا به مرحله استانی راه پیدا کردهاند. این مخترع جوان در مورد کودی که ساخته اینطور میگوید: ورمیکوکود نوعی کود است که برای ساختش تنها از زبالههای خانگی و پسماندههای غذایی استفاده کردیم. این کود که نه شیمیایی و نه حیوانیاست، از کودهای موجود در بازار قویتر و سالمتر است.
این دانشآموز مخترع که پس از بررسی و تایید آخرین طرحش توسط کارشناسان قصد دارد کیفی ضدسرقت بسازد، میگوید: ما برای معرفی و تولید اختراعها و ایدههایمان نیاز به حمایت ارگانهای دولتی داریم. این کمترین حق یک مخترع است که برای به نتیجه رسیدن طرحهایش امکانات لازم را در اختیار داشته باشد. به ما اعتماد کنید و تجهیزات لازم را در اختیارمان قرار دهید بعد میبینید که ما میتوانیم حتی رویاهای شما را به حقیقت بدل کنیم.
یک دکتر مخترع فوتبالیست
پسر بچه هفت سالهای سرگرم کشیدن اشکال هندسی بر روی زمین بود تا بتواند با اشیایی که در اطرافش ریخته وسیله تازهای بسازد. او چنان غرق بازی بود که اتفاقات اطرافش را نمیدید. در همین موقع پدرش داخل اتاق شد و پسرش را توبیخ کرد که چرا وقت خود را با کشیدن اشکال هندسی تلف میکند. این پسربچه در ۱۲ سالگی به پدرش ثابت کرد که سه زاویه یک مثلث با دو زاویه قائمه برابر است. این فقط قسمتی از زندگی بلز پاسکال، مخترع نخستین ماشینحساب جهان است که لابهلای حرفهای سینا حیدری بهیادش افتادم وقتی از بازیگوشیهای رنگارنگ دوران کودکیاش میگفت و اینکه چقدر برای ساختن قایق موتوریاش وسایل خانه را خراب کرده است.
سینای ۱۱ ساله که در کارهای فنی مهارت دارد و این را مدیون آموزشهای پدرش میداند، از شکلگیری آخرین اختراعش میگوید: همیشه از دیدن شهرها و کشورهای مختلف روی نقشه لذت میبردم، اما متاسفانه در مدرسهمان به تعداد کافی کره جغرافیا برای هر دانشآموز نداشتیم؛ همین شد که شروع به ساخت یک نقشه مانیتوری کردم؛ این مانیتور نقشه جغرافیا را به صورت دیواری به دانشآموزان نشان میدهد.
او که علاوهبر مخترع بودن، فوتبالیست خوبی هم هست به پزشکی علاقه دارد و تصمیم گرفته وقتی بزرگ شد یک دکتر مخترع فوتبالیست بشود!
حرف و ایده بچهها تمام نمیشود ولی از آنجا که بسیاری از آنان هنوز اختراع خود را به ثبت نرساندهاند، تمایلی به تشریح اختراعشان ندارند. من هم اصراری نمیکنم و از جمع بچهها و آرزوهای بزرگشان جدا میشوم تا در مورد سرنوشت این مخترعان کوچک با مدیر مدرسه هم صحبتی داشته باشم.
باید استعدادهای این گروه را باور کنیم
چند کلاس آنطرفتر، مدیر دبستان شاهد آلطاها که بانی ایجاد کلاسهای خلاقیت در سطح مدرسه نیز هست، میگوید: ما در یکی از مناطق محروم به سر میبریم و بچههای ما بدون هیچ پشتوانهای به این نقطه رسیدهاند که از آنان با نام مخترعهای نوجوان یاد شود و در جشنوارههای مختلف صاحب مقام باشند.
مجید مداح معتقد است: ما بچههای باهوش و مستعدی داریم و باید استعدادهای فراوان این گروه سنی را باور کنیم تا با هدایت آن به راه درست در آینده شاهد ایرانی آبادتر باشیم. مداح با اشاره به تشکیل کلاسهای خلاقیت در مدرسه اینطور ادامه میدهد: این کلاسها که دوسال از برگزاری اولین جلسه آن میگذرد، نخستین و تنها کلاس تشکیلشده برای نخبگان در سطح منطقه ثامن است که در آن طرح، ایده و اختراع دانشآموزان به وسیله استادان مجرب بحث و بررسی میشود تا علاوهبر راهنمایی و آمادهکردن آنان برای جشنوارههای علمی و اختراعی نظیر خوارزمی، طرحهای ارائهشده برای ثبت هم به پژوهشسرا ارسال شود.
راه را نشان دادهایم
او در پایان خاطرنشان میکند که سال گذشته در اختتامیه جشن پایان دوره ابتدایی از این دانشآموزان تقدیر شده و ادامه میدهد: در آن جشن با دعوت از اولیای دانشآموزان درباره راهی که فرزندانشان در پیش دارند، صحبت شد و به سوالات اولیا در خصوص ثبت اختراع و مراحل انجام آن پاسخ دادیم که امیدواریم با حمایت ارگانها و بهخصوص اولیای دانشآموزان بتوانیم مخترعان بنامی را به کشور و جامعه هدیه کنیم.
دوران ابتدایی اوج خلاقیت در بچههاست
کمی آنطرفتر دکتر علیاصغر برهمند، رئیس انجمن مخترعان استان که مربی و راهنمای کلاس خلاقیت دبستان شاهدآلطاها هم هست، حرفهای جالبی برای گفتن دارد. او دوران ابتدایی را سالهای اوج خلاقیت هر دانشآموز میداند و میگوید: بچهها در این سن، هیچ ترسی از بیان افکار و احساسات خود ندارند. اما این خلاقیت با رشد سن به دلیل وجود عوامل بیرونی و درک متفاوت انسان از محیط به مرور کاهش مییابد. پس باید به رویاها و ایدههای کودکان به عنوان یک مرتبه و مرحله بالای ذهنی نگاه کنیم و از کنار این استعدادها به راحتی عبور نکنیم.
مرگ استعدادها در نبود حمایت
او که خود با ۳۲ اختراع ثبتشده نشانهای پر شماری در جوامع علمی کسب کرده، حرف را به ۱۹۴۱ میلادی میبرد و با اشاره به ساخت پنیسیلین درجهان، تصریح میکند: سرالکساندر فلمینگ با ساخت پنیسیلین ۲۰ سال به عمر بشر اضافه کرد، هر اختراعی هرچند کوچک باعث ایجاد فرایندی عظیم در علم و تکنولوزی و در نهایت آسایش انسانها میشود؛ نخبگان دبستان شاهد آلطاها نمونه بارز خلاقیت هستند که در صورت هدایت درست استعدادهایشان، در آینده با حضورشان در کشور صاحب یک گنجینه و ثروت عظیم فکری خواهیم بود.
برهمند یادآور میشود که با اینکه اختراعات این بچهها قابلیت ثبت جهانی دارد، متاسفانه به دلیل حمایت نکردن ارگانها و نبود تمکن مالی برای سرمایهگذاری، این استعدادها به مرور زمان هدر میروند و ما هرروز شاهد مرگ استعدادهای بیشماری هستیم که قدر آنها را نمیدانیم.
اختراع مثل ورزش است
مربی کلاس خلاقیت دبستان آلطاها تاکید دارد که اختراع هم مثل ورزش باعث ایجاد سلامت در جامعه میشود و میافزاید:، اما در کشور ما آنقدر که به ورزش اهمیت میدهند، برای نخبگان و چهرههای علمی سرمایهگذاری نمیشود بهطوریکه ما هنوز یک آزمایشگاه مجهز برای مخترعان در سطح شهر نداریم تا دانشآموز ما برای اختراع ایدهای که در ذهن دارد به آنجا مراجعه و طرحش را ارائه کند.
او ادامه میدهد: با تبادل نظر و گفتمانهای صورتگرفته با شهرداری قرار شده بهزودی خانه نخبگان مشهد را تحتپوشش این سازمان راهاندازی کنیم و بتوانیم با حمایت و هدایت اصولی از استعدادهای منطقه محرومی مثل ثامن، مخترعان بنامی به جامعه تحویل دهیم و به همه ثابت کنیم که فرزندان ما میتوانند جزو بهترینها باشند.
*این گزارش پنجشنبه، ۱۸ آبان ۹۱ در شماره ۲۹ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.