محمدرضا و فائزه زوج معلولی هستند که خدا به آنها فرزندی عطا کرده به نام «یاسین». خانم تئاتر کار میکند و آقا در بخش سمعی و بصری موسسه باران مشغول به کار است.
حسن آخوندپور که از سال ۱۳۸۶ بهعنوان مدیرعامل شرکت فیلمسازی فعالیت میکند میگوید: مراحل رشد فکری و فنی یک فیلمساز از لحظه مشخصی شروع نمیشود. همیشه یک دوربین «وی اچ اس» بر دوشم بود و از هرچه که میدیدم فیلم میگرفتم.
حسام حصاری بازیگر، کارگردان و مسئول یکی از آموزشگاههای هنری که در محله آزادشهر قرار دارد. او سازنده چندین سریال و مینی سریال و تله فیلم در حوزه دفاع مقدس بوده است.
معصومه سبکخیز همسر شهید بروسی میگوید: وقتی سپاه شکل گرفت اوستا عبدالحسین دیگر وقت سرخاراندن هم نداشت.بعد از شروع جنگ دیگر همیشه در جبهه بود و همراه با آیتالله خامنهای و شهیدچمران و شهیدرستمی در کردستان خدمت میکردند.
زهرا بهادری، همسر سردار شهید بابا رستمی است. او میگوید: شهید تنها فرزند خانوادهاش بود و برای همین پدر و مادرش به دلیل علاقه زیادی که به او داشتند، نام «بابا» را برایش انتخاب کردند.
اشک پدر شهید جعفر کارگر راضی زودتر از دل سوختهاش، دلم را تکان میدهد. زجر ۳۰ سال دوری از فرزندش هنوز در کلامش پیداست، میگوید: ما جعفر را برای خدا دادیم، ۳۰ سال است که برای پسرم سالگرد میگیرم.
حسین عباسزاده، نویسنده مشهدی کتاب «خوشبحال هیچ کس نیست» میگوید: اگر نگاهی به اطرافمان بیندازیم میبینیم که خیلی از ما حسرت زندگی دیگری را داریم، حسرتی که برخواسته از آگاهی کمِ ما نسبت به واقعیت زندگی آن شخص است.
من شمام میخائیل هستم. متولد ۱۳۱۵ در لسآنجلسِ آمریکا، مادرم روس بود و پدرم آمریکایی، بعد از آمدن به ایران مسلمان شدم و نام فتانه افشار را برای خودم انتخاب کردم.