رزمی‌کار - صفحه 24

دست روزگار نرگس انگزبانی را به سمت ورزش کشاند تا با وجود قبولی در رشته دندان‌پزشکی کرمانشاه، به دانشگاه فردوسی مشهد برود و تربیت‌بدنی بخواند.
آنیسا دختر سخت‌کوشی است و حداقل روزی سه‌ساعت تمرین می‌کند و تا امروز هیچ‌وقت تمریناتش را متوقف نکرده است. گاهی هم با خواهر کوچک‌ترش به پارک محله می‌رود و آنجا تمرین می‌کند.
فرانک طالعی می‌گوید: مادربزرگ می‌دانست که من چقدر ورزش را دوست دارم و همیشه دوست داشت که بتواند برایم کاری کند.
پهلوان خلیل یک مکانیک تمام‌عیار است و کارآفرین. صاحب چندین و چند عنوان قهرمانی کشوری و جام و مدال در رشته جودو.
۱۱ سال ماه بیشتر ندارند و از یک‌سالگی به‌خاطر حرکات و جست‌وخیز‌های تند و تیز و حرفه‌ای موردتوجه پدر ورزشکار خود قرار گرفته‌اند. علی‌آقایی‌فر دلش می‌خواسته دخترانش وارد رشتۀ ووشو شوند، اما دوقلو‌ها سر از رشته کوهنوردی درمی‌آورند.
مریم یزدانی می‌گوید: یکی از دلایلی که همیشه پرانرژی هستم، این است که هیچ‌روزی را بدون ورزش تمام نمی‌کنم.
برای من که به همه این رشته‌ها علاقه داشتم، ادامه‌ندادن و رها‌کردن حتی یکی از آن‌ها هم سخت بود. برای بهره کامل از همه این رشته‌های ورزشی تلاشم را چند‌برابر کردم.
یکی از مسابقات مهمی که امیررضا توانسته است در آن مدال طلا کسب کند، مسابقات قهرمانی کشور در اسفند سال گذشته بود که همه حریفان را شکست داد.
اولین‌بار که سهیل در مسابقات بین‌المللی مشهد شرکت می‌کند، دو حریف تهرانی و ترکیه‌ای را شکست می‌دهد، اما مغلوب حریف ژاپنی‌ می‌شود و روی سکوی مقام دوم می‌ایستد.
پدر، مادر و خواهر سالار عرب، همگی دستی در ورزش رزمی دارند، انگار او در باشگاه رزمی به دنیا آمده است.
خواهرم در باشگاه رزمی ثبت‌نام کرده بود، اما بعد مدتی از رفتن منصرف شد؛ با هم به توافق رسیدیم که من به جای او به کلاس بروم. از همان اول به نظرم رشته خیلی جذاب و شیرینی آمد و به‌همین‌دلیل مدام تمرین می‌کردم.
محمدرضا غیوری راد، طلبه جوانی است که مدتی پیش در مسابقات جهانی هاپکیدو در کره جنوبی موفق شد بر سکوی دوم بایستد و مدال نقره را به گردن بیاویزد.
دلم می‌خواهد شب و روز مبارزه کنم. وقتی رفتم باشگاه و مبارزه بچه‌ها را دیدم، خیلی خوشحال شدم. از آن روز به بعد هر روز منتظر بودم که عصر شود و به باشگاه بیایم.
اگر در کنار تلاش و کوشش خودش حمایت خانواده را نداشت، یک جای کار می‌لنگید و به اینجا نمی‌رسید. آن‌ها علاوه بر حمایت عاطفی، هزینه مسابقات او را هم تقبل می‌کنند.
ابوالفضل مقدسی شش سال پیش کاراته را شروع می‌کند و در حال حاضر به دان یک این رشته رسیده است. کاراته برای او به معنی نظم و پشتکار است.
فریبا نورزهی می‌گوید: زمانی‌که فعالیت را در این رشته شروع کردم، در‌میان دوستان و آشنایان، ورزش برای یک دختر زیاد موجه نبود، اما حالا خیلی‌ها مشتاق شده‌اند که به ورزش بپردازند.
با وجود مزاحمت‌های پسر همسایه و دید بدی که به این ورزش داشتم، با خودم فکر می‌کردم که اگر من هم کاراته بلد بودم، می‌توانستم از خودم دفاع کنم.
حسین علی وظیفه شناس که در نوجوانی عازم جبهه شد می‌گوید: شروع عملیات خیبر پرده بی‌تجربگی را پاره کرده بود و همین شد که هرازگاهی ترس به سراغمان می‌آمد.
سارا صابری می‌گوید: کتاب داستانی درباره کاراته در کتابخانه مدرسه پیدا کردم. برایم جالب بود و آن را خواندم. با این کتاب بود که علاقه‌ام به کاراته بیشتر شد.
ایلیا افشارکهن با اینکه نزدیک به دو سال است که کاراته را شروع کرده، در همین مدت کوتاه توانسته مدال طلای استانی و مقام سومی کشوری را در رشته کاراته به دست آورد.