رزمی‌کار - صفحه 25

ورزش حرفه‌ای را از سنین نوجوانی شروع می‌کند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی می‌پرداخت و در این راه مقام‌هایی نیز کسب‌ کرده، بزرگ‌ترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانه‌روزی خود پله‌های ترقی و موفقیت در عرصه‌های ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمی‌آید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفه‌ای، در رشته‌های رزمی رتبه‌های مختلفی را کسب می‌کند.
از سال سوم دبستان، ورزش را در رشته ووشو به‌طور حرفه‌ای دنبال می‌کند. زینب عباس‌زاده متولد سال1384 است و در محله هدایت به دنیا آمده است. خودش می‌گوید: یکی از خوشبختی‌هایم این است که پدر و مادرم هر دو درکار ورزش و باشگاه‌داری بودند. کلاس سوم که ورزش ووشو را در باشگاه محله شروع کردم مادرم توران یعقوبی سرپرست باشگاه بود و مدیریت بخش خانم‌ها را برعهده داشت من هم بیشتر اوقات فراغتم را به همراه مادرم در باشگاه می‌گذراندم و تمرینات ورزشی ووشو را انجام می‌دادم.
عبدالله محمدزاده از هشت سالگی کاراته را شروع کرده است. می‌گوید: خیلی اتفاقی به دنیای کاراته پا گذاشتم و حالا شیفته این ورزشم. برگه تبلیغ کلاس‌ها را روی در خانه زده بودند. آن را به پدر نشان دادم و از او خواستم من را در این کلاس‌ها ثبت‌نام کند. عبدالله برخلاف هم‌سن و سال‌هایش فوتبال و ورزش‌های توپی را دوست ندارد. اما ورزش‌های رزمی و مبارزه‌ای مورد علاقه‌اش هستند.
برادرم که سه سال از من بزرگ‌تر است، به ورزش ووشو علاقه‌مند شده بود اما برای اینکه پدرم ناراحت نشود پنهانی به باشگاه می‌رفت. من نیز شش‌ساله بودم که همراه برادرم می‌رفتم. آنجا مجذوب حرکات نرم، هماهنگ و منظم ورزش ووشو شدم. برای مدتی بدون اینکه پدرم متوجه شود باشگاه می‌رفتیم. اما بالأخره پدرم با دیدن لباس‌های رزمی ما در منزل متوجه ماجرا شد. همان شب من و برادرم را صدا کرد و از ما خواست که درباره ورزشی که انجام می‌دهیم توضیح دهیم. راستش اول کمی ‌ترسیده بودیم. بعد از دقایقی سکوت، برادرم گفت: من و عزیز‌الله مثل شما قوی‌جثه و تنومند نیستیم که بتوانیم کشتی بگیرم. اما قد و قواره کشیده و چابکی داریم و فرم بدنمان برای ورزش‌های رزمی ‌مناسب است.
سراج شکری از سختی‌ها و ناملایمات زندگی این‌طور می‌گوید: بارها شده که به خاطر کار و مسائل اقتصادی زندگی مجبور شدم ورزش را در برهه‌ای کنار بگذارم. من به عنوان یک انسان متأهل، مسائل زندگی مشترک را در اولویت قرار داده‌ام. در مبارزات ما بحث آمادگی جسمانی و نوع تغذیه حرف اول را می‌زند. گاهی پیش آمده با وجود اینکه حریف خود را به خوبی می‌شناختم و می‌دانستم که قطعا در مبارزه با او پیروز می‌شوم اما به دلیل مسائل اقتصادی‌ای که وجود داشته است از مبارزه انصراف داده‌ام.
مهدی قرآنیان مداح فقط 15سال دارد اما افتخاراتی که از آن خود کرده است، از 10مدال طلا، نقره و برنز گذشته است. پسربچه‌ای کم‌حرف و خجالتی که برخلاف ظاهر آرام، مبارزی قهار و سخت‌کوش است و بیشتر حریف‌هایش را در همان راند اول ناک‌اوت می‌کند. مهدی رکورددار شکستن اجسام سخت در سطح کشوری در رده سنی نوجوانان است و چند صباحی می‌شود که در اردوهای تیم ملی کاراته نوجوانان ایران حضور مستمر دارد.
ابتدای داستان علاقه این خانواده به ورزش، با مادر خانواده شروع می‌شود و اولین قدم را او برمی‌دارد. روزی که تصمیم می‌گیرد با ورزشکار‌شدن الگویی برای بچه‌هایش باشد! بعد از او اولین نفری که به واسطه مادر به ورزش رزمی علاقه‌مند می‌شود، ستاره است.بعد از ستاره، ساناز پا به میدان مبارزه می‌گذارد آن هم درست در سنی که به قول مادرش دست چپ و راستش را نمی‌تواند از یکدیگر تشخیص بدهد. سعید هم مثل دو خواهر دیگرش تمرین‌هایش را در این رشته سخت و پرقدرت شروع می‌کند و در مسابقات انتخابی استان موفق به کسب مقام اول می‌شود.درست بعد از ورود سعید به ورزش است که کیسه بوکس وسط خانه را می‌خرند تا دیگر مجبور نباشند ضربات یکدیگر را تاب بیاورند!
کوروش رفاهی می‌گوید: یک روز دیدم بچه‌های کلاس ششمی مدرسه، یک بچه کلاس دومی را می‌زدند تا خوراکی‌هایش را از او بگیرند. من هم به کمک این بچه رفتم و نگذاشتم او را اذیت کنند. او دوبار در مسابقات استانی، به طور عمد خودش را بازنده کرده است که علتش را این‌گونه بیان می‌کند: حریفی داشتم که خیلی ضعیف بود اما در عین حال دوست داشت من را ببرد. یک حریف هم از شهرستان محروم به امید قهرمانی پا در مسابقات گذاشته بود. پدرم گفت طوری مبارزه کن که این‌ها پیروز شوند.
یک‌سال بیشتر نیست که پا به این مسیر گذاشته، اما در همین مدت کوتاه سه مدال کسب کرده است. آخرین مدالش هم برمی‌گردد به مسابقات کشوری دفاع نوین بانوان که فدراسیون ورزش‌های رزمی برگزار کرد. او در این مسابقات موفق به کسب مدال طلا شد که یکی از اهداف و آرزوهای زندگی‌اش بود. ستایش رحیمی‌دهسوری رزمی‌کار یازده‌ساله شهرک شهیدباهنر است که با همین سن‌وسال کم، تجربه فراوانی در رشته دفاع‌شخصی دارد؛ تجربیات و خاطراتی که قرار است برایمان تعریف کند.
پانزده‌ساله بود که رشته کاراته را در سالن ورزشی شهدای مدافع حرم خواجه‌ربیع آغاز کرد. اول قرار بود فقط برای پرکردن اوقات فراغتش به سالن ورزشی برود، اما خیلی زود چنان شیفته شد که تا قهرمانی پیش رفت. او خیلی زود به این آرزو رسید و حالا مقام‌ها و افتخارات زیادی به کارنامه ورزشی‌اش اضافه شده است. زینب ترغوی اکنون عضو تیم‌ملی است و‌ همچنان می‌خواهد قهرمانی‌هایش را بیشتر کند.
کوثر قریشی 23مقام قهرمانی دارد که مقام‌های سوم2018 مالزی در دو بخش کاتا و کومیته، بین‌المللی است و خواهرش کیمیا قریشی نیز 18مقام دارد که در بین آن‌ها مقام سوم کومیته2018 و مقام اول کاتای2018 بین‌المللی است. هردو کمربند مشکی دارند که معمولا به رده سنی زیر پانزده‌سال تعلق نمی‌گیرد اما کوثر در دوازده‌سالگی و کیمیا در یازده‌سالگی این کمربند را از آن خود کرده‌اند.
مهدی ظریف در حال حاضر در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی فعالیت ورزشی‌اش را ادامه می‌دهد، چند مدال رنگارنگ استانی و کشوری هم در کارنامه ورزشی‌اش دارد. مشکل تنفسی و آسمی که سال‌های اول فعالیت ورزشی به سراغش آمده بود دیگر باعث نمی‌شود که دست از تمرین و ورزش بکشد. او نوجوان ١7ساله محله کارمندان اول، قرار است برایمان از تجربه‌های ورزشی‌اش بگوید.
سیدمحمدطاها هاشمی متولد سال ١٣٨٦ در ده‌سالگی فعالیت ورزشی‌اش را در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی شروع می‌کند و حالا چند مدال رنگارنگ دارد. مهم‌ترین این مدال‌ها، مقام سوم استانی است که در اسفند سال ١٣٩٧ کسب می‌کند. حالا آرزوهای زیادی در سر دارد. اینکه بتواند یک روز مقام‌های بین‌المللی کسب کند. او برای همه این آرزوها هم سخت در حال تمرین و تلاش است.
همه چیز از کلاس اول ابتدایی اش شروع شد. نجمه کشاورز که هم آموزگار بود و هم مربی کاراته، از دانش آموزانش خواست برای آزمون ورزش در رشته های رزمی به سالن ورزشی تختی سعدآباد بروند. از بیست دانش آموز دعوت شده فقط دو نفر مستعد بودند و یکی از آن ها ملیکا بود. به همین دلیل ادامه راه زندگی اش با کاراته و رشته های رزمی گره خورد.همان سال اول که قدم در این راه گذاشت، به مسابقات راه پیدا کرد و با قدرت بدنی خوبی که مربی در او دید، تمرینات پرقوت ادامه پیدا کرد و شرکت در رقابت ها هم.او پشت سر هم در مسابقات ناحیه، استانی، کشوری و بین المللی شرکت می کرد و مقام می آورد و برای مدرسه افتخار آفرین شد.
نازنین رقیه ایوبی تنها دختر خانواده و فرزند آخر است. او همانند دو برادر بزرگش از کودکی ورزش را با تشویق‌های پدر و مادر شروع می‌کند و بعد از هفت سالگی ووشو را دنبال می‌کند. او که حالا 13سال دارد، می‌گوید: برای استادان ما موفقیت در همه بخش‌های زندگی اهمیت دارد. آن‌ها در کنار تمرینات ورزشی به ما احترام به بزرگ‌تر، صبوری و آرامش را نیز آموزش می‌دهند و از ما می‌خواهند که برای کسب موفقیت برنامه‌ریزی کنیم.
مهدی حامدی‌فر متولد سال1385 و دانش‌آموز کلاس دهم هنرستان است. در رشته تعمیر موتور خودرو درس می‌خواند و ساکن محله بهمن است. از سال1397 مسیر زندگی‌اش با ورزش رزمی کیک‌بوکسینگ هم‌سو شده است. حالا 8مقام قهرمانی استانی، کشوری و بین‌‍‌المللی او را در این عرصه ثابت‌قدم و ماندگار کرده است. او در پایگاه بسیج مسجد الزهرا(س) کلاس ورزشی برگزار می‌کند و شاگردانی بین 7سال تا 12سال دارد.
5سالی می‌شود که مریم روی ویلچر می‌نشیند اما این چرخ‌های دایره‌ای هیچ‌وقت او را ناامید نکرده و نه‌تنها مانع شور و نشاطش نشده‌ است، بلکه او را در تحمل سختی‌ها و تلاش برای رسیدن به پله‌های بالاتر راسخ‌تر کرده‌است. در این مدت نه خودش ناامید شده‌ و نه خانواده‌اش. بعد از شروع بیماری تا سه‌سال هر روز صبح فیزیوتراپی می‌رود و عصرها هم در باشگاه ورزش می‌کند. بعد از سه سال که کمی احساس بهبودی می‌کند، درس و مشق و مدرسه را از سرمی‌گیرد و درحال حاضر هم دانشجوی سال آخر رشته گرافیک است.
بهار سال قبل بود که گروهی‌ برای استعدادیابی بچه‌ها به محله آمدند. محمدصالح مهتاب توانست خودش را نشان دهد و گزینش شد و بعد از یک‌سال مقام استانی را از آن خود کرد. حالا به توانمندی‌هایش ایمان دارد، زیرا توانسته است در رشته رزمی «فن زی‌چوآن» خوش‌بدرخشد.
کمتر ورزش‌دوستی هست که سعید نمازی را نشناسد. رزمی‌کاری که بیشترین اوقات روزگار نوجوانی و جوانی‌اش را مشغول تمرینات سخت بوده و در مبارزه‌های طاقت‌فرسا کم نیاورده است. به همه این‌ها علاقه‌اش به موفقیت هم‌محلی‌هایش را اضافه کنید که تمرکزش را روی آن گذاشته است. مدال‌آوری که در کارنامه ورزشی خود یک حکم دومی‌ هم ندارد. کسب 2مدال و کمربند طلای مسابقات آذربایجان (باکو) بهانه‌ای شد تا به سراغ استاد‌ نمازی برویم.
فاطمه چهارده‌ساله است و در کلاس نهم درس می‌خواند. او این روزها در کنار درس‌خواندن، ورزش را به‌طور جدی پیگیری می‌کند. هنگامی که با او هم‌کلام می‌شوم، آغاز روی‌آوردن به ورزش را این‌طور برایمان توضیح می‌دهد: تیرماه امسال باشگاه رزمی نزدیک منزلمان افتتاح شد. سال‌ها به ورزش‌های رزمی علاقه داشتم، اما به‌دلیل اینکه باشگاهی نزدیک‌ خانه‌مان نبود، نتوانستم فعالیتی داشته باشم.