زابلیها، سیستانیها و بلوچها در برهههای مختلف بهدلیل خشکسالی و برخی نیز اقتصادی به مشهد مهاجرت کردند.
ترکها از قدیمیترین قومهای مهاجر ساکن مشهد هستند که در برهههای تاریخی دور و نزدیک و از شهرها و کشورهای مختلف به مشهد کوچ کردهاند و اکنون بیشترین آمیختگی را با فرهنگ این شهر دارند.
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشهای از فرهنگش را بهجا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگهای این شهر برداشته است. گاه خردهفرهنگ مهاجران در شهر حل شده است و گاه برعکس.
خانوادههای مشهدی به رسم ادب و قدرشناسی برای زندهنگهداشتن یاد عزیزان درگذشته خود به بهشت رضا (ع) آمدهاند تا با خواندن فاتحه و دادن خیرات این روزهای چراغبرات را دلنشین کنند.
اولین تخریبهای بالا خیابان و پایین خیابان از دوره احمد شاه شروع شده است. به نظر میرسد آن زمان هر کس برای خودش ایوانی رو به خیابان ساخته و آن را تا هر جایی که میتوانسته کش میداده است.
آنچه زائران میبینندآدمی است که ردای خادمی پوشیده و صحن و سرای حضرت را میروبد، اما آنچه دیده نمیشود ارادتی است که در قلب غلیان دارد و تمام نمیشود.حکایت این عاشقی عمری دارد به بلندای ۴۰۰ سال.
تاجماه بیگم در شعبان ۱۲۶۲قمری کتابهای برادرش موسیخان، شامل یکصد و چهل مجلد کتاب، را وقف کتابخانه آستان قدس رضوی کرده است. او در حرم مطهر رضوی و در رواق پشت سر در، کنار برادرش موسیخان مدفون شده است.
مشهد یعنی محل شهادت امام رضا(ع)؛ پیش از آن، ما در تاریخ این خطه با سه نام رو به رو هستیم؛ «نوغان» به عنوان یک شهر، «توس» به عنوان یک ولایت و «سناباد» به عنوان یک روستا.
میزان راحتی یا دشواری دسترسی به کتاب فروشی ها در مشهد، ارتباط مستقیمی دارد با مکان زندگی شما در این دیار. مرکز شهر، بهشت کتاب خوان هاست و هرچه از مرکز به جهت های مختلف دور شوید، میزان و امکان دسترسی به کتاب فروشی ها دشوارتر می شود.خیابان ابن سینا، خیابان دانشگاه و پاساژ مهتاب در خیابان سعدی، محل اجتماع بیشترین و قدیمی ترین کتاب فروشی هاست و همان طور که می دانید، همه این خیابان ها در مساحتی محدود واقع شده اند؛ البته کتاب فروشی های دیگری نیز در نقاط مختلف شهر هستند و برهوت کامل نیست، اما بسیار پراکنده، کم تعداد و البته از نظر تنوع و موجودی کتاب نیز به اندازه کتاب فروشی های مرکز شهر غنی نیستند!
شیخ هادی راثی در 94سالگی(1373) در حالی از دنیا رفت که 78سال از عمرش را به فروش کتاب گذراند. همین است که او را یکی از کتاب فروشان باسابقه و قدیمی مشهد در قرن چهاردهم می دانند که مهارت بسیاری هم در کتاب شناسی داشته است. او که 30سال پیش در ضلع قبله باغ نادری روی کرسیچه ای می نشست و کتاب هایش را مقابلش می گستراند، هنرش این بود کتاب های نایاب را که بیشتر دانشجویان و طلاب دنبالش بودند برایشان تهیه کند.
شاید نام ابوالفضل غلام حسین زاده به گوشتان نخورده باشد، همه او را با نام امیر قویدل می شناسند. نام او با بسیاری از فیلم های خاطره انگیز سینما که در دوران کودکی و نوجوانی دیده ایم گره خورده است. بسیاری از فیلم های او فراتر از نام های یک کارنامه هنری است و از آثار جریان ساز سینمای ایران به شمار می آید. قویدل یک سینماگر برجسته تاریخ سینمای ایران است که در مشهد به دنیا آمد و در محله سرشور بزرگ شد و رشد کرد.
خیابان توس70 از نظر وجود کاربریهای اصلی همچون مذهبی، آموزشی، درمانی، فضای سبز و ورزشی در وضعیت مناسبی قرار دارد. وجود تمام کاربریهای مورد نیاز شهروندان در این محدوده با عملکرد محلی، مجموعهای سازگار را ایجاد کرده که بهویژه جوانان و دانشآموزان و کودکان را به خود جلب کرده و مرکز محلهای پویا و زنده را در تمام ساعات شبانهروز رقم زده است.
درست چند روز قبل از اینکه کرونا نفسهایش را تمام کند. مطالبی که حالا در قالب یک کتاب با عنوان«منظومه مشهدیهای قدیمی» جمع شده است. در واقع مجموعه تصاویری از گذشتههای مشهد و مردمش، فرهنگ و آداب و رسوم و اخلاق اهالی ارض اقدس را میتوان در این کتاب که خودش آن را«یکشهرانگیزبلند» توصیف کرده، دید. آمدن 10مهر که سالروز تولد او به سال 1327خورشیدی است، سببی شد تا چند سطرهایی از او، کتابش و شعرهایی که مشهد قدیم در آنها به یادگار مانده، بگوییم.
شهر مشهد بر همین قاعده، روزگاری نهتنها سنگر، که پایگاه و پناهگاه رزمندگان کشور بود؛ شهری که در نقطهنقطه آن، مردم از مدار زندگی عادی خود خارج و جزئی از یک کل شده بودند که برای حفظ میهنشان از خود میگذشتند. از خانه به کوچه، از کوچه به مسجد، از مسجد به مدرسه و از آنجا به جایجای شهر میرفتند و نقش خودشان را در دفاع از قامت کشورشان اجرا میکردند تا خمیده نشود.
طبق شنیدههای حاجآقا امینی، یکی از قدیمیهای خیابان خسروینو، ملاحیدر در دوره قاجار به مسجدیها عربی و قرآن میآموخت و این محل به نام او مشهور شد. گویا آن زمان مسجد، خانهای کوچک و قدیمی بود که حاجمحمدعلی اتحادیهقراجهداغی بخشی از زمین خانهاش را وقف آن کرد و وقتی در سال 1299شمسی فوتکرد، طبق وصیتش داخل مسجد به خاک سپرده شد.
کوچه ارمغان14 در مرکز شهرک ارمغان در انتهای محله فارغالتحصیلان قرار گرفته است. بیشتر امکانات و فضاهای خدماتی شهرک در این معبر قرار دارد و از این جهت، معبر مرکزی شهرک محسوب میشود. با وجود عرض کم این کوچه، تردد زیادی در آن میشود و ساختوساز هم در این سالها در کوچه ارمغان14 رونق داشته است.
محسن حاجیحسنیکارگر قبل از آنکه در فاجعه منا به شهادت برسد، برای ما مشهدیها و البته زائران هر چهارشنبه صبح بهصورت زنده در حرم امامرضا(ع) اذان میگفت یا با آن صوت دلنشین قرآن قرائت میکرد. او که در خانهای در همسایگی حرممطهر بزرگ شده بود، از سهسالگی قرآن میخواند و نفر اول مسابقات جهانی تلاوت قرآن بود.
جوانی عشق قرآن که بعد از آخرین تلاوتش، در حج سال1394 نزدیک کعبه به شهادت رسید. در پاسداشت یاد او، شهریور1396 بخشی از بولوار شارستان رضوی در خیابان شهید نوابصفوی9 به نام او شد.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حوالی سال 1355 بود که تیم برق پا گرفت. آن زمان اطراف چهارراه برق هنوز ساختوسازی نشده بود. بچههای محلههای طلاب و طبرسی برای بازی فوتبال این مکان را انتخاب کردند. محل بازیشان میدانی بود که فقط دو تا میله دروازه داشت. خطهایش تقریبا فرضی بود، شنی و خاکی. احمد محدث، مربی و سرپرست تیم، بچهها را دور هم جمع کرده بود. جالب این است که تیم برق که بعدها با چند تیم دیگر ترکیب و نامش فردوسی شد و اکنون نیز به نام شهید محدث شناخته میشود، برای خودش در محله قدرتی بود و با تیمهای مطرحی در سطح مشهد بازی میکرد. در بیشتر مواقع هم برنده میشد. همین چیزها بود که بچههای دهدوازدهساله محلههای طلاب و طبرسی را واداشت جدیتر دنبال زمین مناسب بیفتند.
۷۲ سال پیش در همین خردادماه، آنچنان سیل مهیبی اتفاق افتاد که تاریخش میانه اسناد و روزنامهها با عنوان مهیبترین و ویرانگرترین ثبت شده است.
چندی پیش بود که تغییرنامش تصویب شد تا انگار نام محلهای که هرروز رنجورتر از گذشته میشود، دیگر وجود نداشته باشد؛ محلهای که زمانی در همسایگی نوغان، آخر شهر حساب میشد و چون در انتهای آن پلی روی کال قرار داشت، به آن تهپلمحله میگفتند. پلی که ته شهر بود. حالا ما رفتهایم دنبال آدمها و خانههایی که هنوز در این محله ماندهاند و قصهدار هستند؛ آنها که انگار با بازگویی نام اشخاص و جایها تاریخ را بازسازی میکنند.