محمدهادی عرفان با استفاده از معماری سبکهای خاص ایرانی و اسلامی حال و هوای متفاوتی به فضای خانه خود بخشیده است.
محله
رضاشهر
رضاشهر از محلات قدیمی و اصیل مشهد است که صاحبان اولیه زمینهایش، کارکنان آستانقدسرضوی بودند. آنها بر اساس طرح موظف شدند خانههایشان را ویلایی و حداکثر در دوطبقه با دیوارهایکوتاه بنا کنند. کسی حق نداشت این الگوی ساختوساز را نادیده بگیرد. طراحی رضاشهر الهامگرفته از شهرکهای حومه پاریس بود.
پیروزی ۱۴ که از سمت دیگر به فکوری ۸۲ میرسد، معبری است در محله رضاشهر که بهنام شهید حمیدرضا طیاری مزین شده است. کاربری شاخص این خیابان از نوع فضای سبز و آموزشی است.
محمد احمدیافزادی از اولینهای محله رضاشهر است. او سالها در مناصب مختلف دولتی به مردم کشورش خدمت کرده است که آخرین آنها معاونت توانبخشی بهزیستی استان خراسان است.
هدررفت آب هنگام استحمام، دغدغه ذهنی مصطفی خلیلزاده، نوجوان محله رضاشهر شده بود.
نرگس دانشور تجربه بازی در فیلم کوتاه باربی را داشته است، در همخوانی موسیقی مهارت دارد و نوزدهمقام کشوری در رشته ورزشی گویرانی کسب کرده است.
محمدعلی توانایی خبازان، بیشتر از چهلسال در هیئتهای مختلف شهر علمکشی کرده اما اوج این افتخارات را مربوط به زمانی میداند که به «علم شاهحسین» شانه داده است.
امیر احمدی میگوید: پستی و بلندیها را مانند پیچوخم گل و بوتههای روی قالی پشت سر گذاشتم. شب و روز برای هدفم جنگیدم.
محمود نادری خادم موسفید کردهای عارف مسلک است که در ۸۳ سالگی همچنان نانِ بازوی خودش را میخورد؛ آن هم از راه مهرسازی دستی و سنتی. خانواده نادری خادم، مهرسازی را از پدربزرگشان «میرزا غلامرضا نادری خادم» به ارث بردهاند.
در کارنامۀ کاری احمد مهرانفر عناوین مختلف شغلی را میتوان پیدا کرد؛ اما پای خاطراتش که مینشینیم رزمندهبودن برایش افتخاریست فرای همۀ سمتها.
محمدحسین عصاران مؤسس ۲ هیئت است. یکی در رضائیه و دیگری در بولوار رضوی که هر دو اکنون فعال هستند. او پیرغلام است و افتخارش به این نوکری خالصانه است.
نازنین صادقی، شهروند محله رضاشهر، قصد دارد آنقدر در این علم تبحر کسب کند که روزی به فرمولی برای رفع مشکل اقتصادی کشور برسد.
استاد غلامحسین برزگر در ۲۷ تیر ۱۳۹۸ چشم از دنیا فروبست و در جوار آرامگاه حکیم فردوسی در مقبره الشعرای توس به خاک سپرده شد.
محمدحسین تقوی گیلانی خاطراتش را با تحقیق و پژوهشی درباره تاریخ و هویت مشهد قدیم درآمیخت و همه را درقالب کتابی با عنوان «خاطرات حگمت» به شهروندان مشهدی تقدیم کرد.
پشت یکی از میزهای بازارچه چهارراه مخابرات قاسمآباد زنی ایستاده است که قصهای شنیدنی دارد.
کوچه خاقانی13 بخشی از محله رضاشهر است، معبری که در سیر تاریخی شهر مشهد تا سال1345 جزو محدوده شهری نبوده و پس از آن بهتدریج وارد محدوده شده است. کوچه خاقانی13 و معابر اطرافش جزو محدودههای قدیمی و بااصالت شهر مشهد محسوب میشوند و بخشی از ساکنان این معابر از خانواده خدمه درمانی و کارکنان بیمارستان امام رضا(ع) هستند که پس از انقلاب در این کوچه ساکن شدهاند.
در کوچه دهخدا 11 که بهنام «پروین اعتصامی» نامگذاری شده است، بسیاری از کاربریهای مورد نیاز شهروندان پیدا میشود، از مدرسه ابتدایی و دبیرستان تا سالن ورزشی چندمنظوره و بوستان خطی سرسبز و دلچسب که منظرهای زیبا را در یک پیادهروی عصرانه پیش چشم شما نمایان میکند. دهخدا 11 از معدود کوچههای منطقه ماست که تعداد خانههای ویلایی در آن بیشتر از آپارتمانهای سربه فلک کشیده است.
ابتدا و انتهای کوچه شهید رضوی24 دو ویژگی هویتی مهم دارد که در آدرسدهی کمک زیادی به شهروندان میکند. ابتدای این کوچه درست روبهروی ورودی هتل پردیسان قرار دارد و در انتهای آن ( در آن سوی بولوار پیروزی) تپه وفا و سیمرغ معروفش چشمنوازی میکند. با وجود ظرفیتهای مختلفی که در این کوچه وجود دارد، از قبیل بوستان و استخر شنا، کوچه شلوغ و پررفتوآمدی نیست و آرامش محله قدیمی رضاشهر را در آن میتوان یافت. سمت چپ این کوچه به نسبت طولانی و بلند را تقریبا تا انتهای دیوار شرکت سهامی آب منطقهای خراسان رضوی تشکیل میدهد.
سید محمد نوربخش نوه صدیقه خانم، دختر سوم آقا بزرگ است. میگوید: پدربزرگ خوشچهره بود و با اینکه سنش زیاد نبود اما محاسنش سفید شده بود. صورت مهربان و اخلاق خیلی خوبی داشت. بسیار معتقد و مؤمن بود. دو پسر و هشت دختر داشت و برای همین نوه و نبیره زیاد دارد. بعد از فوت مادربزرگم فاطمه امیدوار که به «شاه باجی خانم» معروف است دخترها به نوبت پیش پدر میرفتند تا از او مراقبت کنند. ما چشم میکشیدیم کی نوبت مادر ما میشود تا پیش پدربزرگ باشیم و به ما خوش بگذرد. رفتار پدربزرگ برای آقای نوربخش درس زندگی بوده و از ایمان و صداقت تا مردم داری را از او الگو گرفته است.
هرجا ردپایی از هنر باشد این بانوی هنردوست ساکن محله رضاشهر خودش را می رساند. روی دیوارهای شهر هم نقاشی های او دیده میشود. چند سالی است مجوز چاپ کتاب های هنری اش را هم گرفته تا از هر روشی برای کمک به شاگردانش استفاده کند. برای یادگرفتن هنر حتی سختی غربت را هم به جان خریده و چند سالی را در اصفهان زندگی کرده است.
شیهانعلی ملانوروزی میگوید: مسابقه جهانی کیوکوشین در سطح بالا در کشورمان برگزار شد، بزرگترین استادان جهان در تهران حضور یافتند، اما صدا و سیما در حد چند دقیقه کوتاه در اخبار فقط مقامها را اعلام کرد!