پارک «گل سوسن» نزدیک به دو دهه است تنها پارک محلی در نزدیکی بوستان کوهسنگی است که در گذر زمان هویت خاصی پیدا کرده است و مردم آن را بهنام پارک آزمون رانندگی میشناسند.
بهانه ما برای آمدن به خانه محمدحسن روبندفروش معروف به حسن طیاره، اتفاق نادری است که خرداد نیمقرن پیش رخ داد؛ تصادف هواپیما با تاکسی؛ اتفاقی که بیشتر در بازیهای کودکانه رخ میدهد.
گفتگو با محمدمهدی عباسزاده تاکسی ران هممحلهای که با کتاب از مسافران خود پذیرایی میکند
رضا جان مشهدی میگوید: مدتی بود که یاد دوستان سنگرسازم افتاده بودم؛ آنها با آنکه سنگر میساختند، خودشان در مواقعی که دشمن حمله میکرد، بیدفاعترین بودند. از سوی دیگر خاطرههای خوبی از لودر در جبهه داشتم.
علی آقایی چندین حرفه را آزموده تا سرانجام نشسته است پشت پیکان تاکسی زرد رنگ مدل۷۸ و حالا سالهاست با آن، چرخ زندگیاش میچرخد. مسیرش هم بیشتر مواقع اطراف حرم است.
حمیدحسننژاد راننده اورژانس مرکز ۱۱۵ است که روز و شب زندگیاش را تقدیم انسانهایی میکند که با مرگ دست و پنجه نرم میکنند.
احمد نصیرایی، تاکسیران پایانه مسافربری معتقد است زائران امام رضا (ع)، میهمانان مردم مشهد هستند و حالا که او در این شهر زندگی میکند، باید رسم میزبانی را بهدرستی بهجا آورد.
آتشنشانها همچون یک خانواده هستند، آنها کنار هم غذا میخورند، ورزش میکنند، نماز میخوانند و استراحت میکنند. به همین خاطر است که باهم گرمی و صمیمی هستند.
همشهری کوچه بیستون مدعی است رکورددار رانندگی با خودروهای سنگین است.
محمدعلی حاجتبیگی رزمنده محله راهنمایی میگوید: آخرین قوطی لوبیا را بهسمت تانک آنها پرتاب کردیم. عراقیها فکر کردند، خمپاره است و از تانک بیرون ریختند و فورا دستها را بالای سر گرفتند.
حسن علیدوستحسینآباد از اولین تاکسیرانهای پایینخیابان است، میگوید: آن زمان خیابانهای پایینخیابان هنوز آسفالت نشده بود و مردم کنار پنجراه پایینخیابان میایستادند تا گاریهای اسبی، سوارشان کنند.
نرگس اصغری بانوی راننده اتوبوسی است که هر روز کلی مسافر را جابجا میکند، او که جزو اولین رانندههای خانم اتوبوسرانی مشهد است آروز دارد دوباره در خط وکیل آباد به حرم مطهر رضوی کار کند.
جواد شیداییفر راننده تاکسی مشهدی برای استقبال از زائران و مجاوران در آستانه بهار با چسباندن گل بر روی تاکسی نوشته است: «هر شهروند مشهدی یک نماد مهربانی» و «استقبال از بهار با دلهای مهربان».
سلیمان براتی تعریف میکند: در این رفتوآمدها بالاخره گرفتار رشیدخان و نوچههایش شدم. هنوز هجدهسال کامل نداشتم. به او گفتم «این ماشین مال من نیست و من هم مثل خودت گرسنه هستم؛ حتی ناهار نخوردهام.
جواد صبوریان نه بسیجی است و نه سپاهی. یک ماشین دهچرخ یخچالدار دارد. بعداز شهادت سردار سلیمانی، با او تماس میگیرند و میگویند ماشین تو به خاطر بزرگی و داشتن یخچال مناسب مراسم تشییع است.
عبدالله شاکری ۵۰ سال است که با خودرو ترانزیتی در جادهها سفر میکند، او در طول این نیم قرن حتی یک تصادف را هم تجربه نکرده است.
تاکسیرانان خط سهراه راهنمایی تا میدان فردوسی در روز اربعین به یکهزار و ۵۰۰ تن از زائران و مجاورانی که پیاده به سمت حرم آقا علیبن موسیالرضا (ع) رهسپار بودند، غذای نذری دادند.
صادقخان کسرایی، اولین صادر کننده گواهینامه در مشهد بود. طبق اسناد اداره شهربانی او از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۴۴، یعنی در دوران پهلوی اول و دوم این پست را برعهده داشت.
علیاکبر مجیدی معین در ۶۱ سالگی به عنوان یک تاکسیرانِ خاص شناخته میشود. مسافرانش او را با مجلات و نشریات جدول میشناسند، اما شهرتی به نامِ «آقا جدولی» ندارد.
زینب وکیلیزارچ با وجود متعارفنبودن رؤیایش، از آن دست نکشید. با آنکه کاردانی ارتباطات دارد، تعلیم رانندگی پایهیک را برای فعالیت در جامعه انتخاب کرد.