محله شهید قربانی - صفحه 5

محله

شهید قربانی

محله شهید قربانی پرجمعیت‌ترین محله مشهد است. بر اساس آخرین سرشماری، ۷۱ هزار و ۵۰۲ نفر در این محله سکونت دارند. محله شهیدقربانی تا حدود ۲۵سال پیش، همراه با محله‌های اطرافش به محدوده التیمورمعروف بود. بعد از تقسیم‌بندی محلات به‌دلیل سکونت شهید امیررضا قربانی، به‌نام «شهید قربانی» نام‌گذاری شد.

محله شهید قربانی
هر روز، خروس‌خوان صبح تا زوال آفتاب، پای دار می‌نشیند و بلند‌بلند می‌خواند؛ یک قرمز و دو تا زرد به زیر، یک زرد به رو.... حاج‌علی رنجبر محله شهید‌قربانی هنرمندی خاموش است.
بیشتر منازل محله شهید قربانی را خانه‌های ریزدانه‌ای تشکیل می‌دهند که بدون هیچ گونه اصول و مقاوم‌سازی بین همان خانه‌های قدیمی بنا شده‌اند.
این کوچه اکنون با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این تعبیر بسیاری از ساکنان کوچه شهیدقربانی16 است که به‌دلیل طولانی شدن اجرای طرح اگو در این کوچه، این روزها خلقشان تنگ است؛ معبری که مشابه خیلی از کوچه‌های این حوالی، تنگ، طولانی و باریک است و عبور‌ومرور را برای اهالی سخت می‌کند، چه برسد به تردد خودروها. این معبر محل استقرار چند مجموعه آموزشی، فرهنگی و درمانی است. حداقل انتظاری که اهالی از مسئولان شهری دارند، تدبیر برای پیاده‌رو‌های زخمی و آسفالت خراب اینجاست.
زندگی علی‌اکبر زوار که دو‌کودک خردسال داشت اما عشق به دفاع از حرم بی‌بی، بر حس و محبت پدری‌اش غلبه کرد. زندگی علی‌اکبر و هفت شهید مشهدی مدافع حرم که با ترفندی متفاوت به پیکار داعش شتافتند، در‌قالب مجموعه تلویزیونی «بچه‌زرنگ» این روزها از شبکه2 سیما پخش می‌شود. در این روایت، ما میهمان پدر و مادر و خواهر شهید بودیم اما همسر شهید برای گفت‌و‌گو رضایت نداد.
در آخرین سرشماری مشهد در سال 1395، محله شهید‌قربانی با داشتن جمعیت بیش‌از 71هزار‌و‌502نفر بر صدر نشست؛ محله‌ای پرتراکم که خانه‌های نقلی کوچک آن در معابر فرسوده و قدیمی کنار هم نشسته‌اند. بیشتر خانه‌های این محدوده، قولنامه‌ای است و کمتر از هفتاد‌متر مساحت دارد.
امیرعلی ذوق هنری هم دارد و خطاطی می‌کند. مدعی است این هنر را از خانواده‌اش به ارث برده است. علاوه بر این در پایه ششم ابتدایی رتبه ممتاز ناحیه در رشته اذان را به دست آورده است. او موفقیت‌های قرآنی، درسی و هنری‌اش را مدیون تشویق‌ و پیگیری‌های خانواده در لحظه‌لحظه زندگی‌اش می‌داند. آن‌ها ساکن محله شهید قربانی هستند.
نشانه‌های بیماری در بدن سرباز لشکر77 ثامن‌الائمه ظاهر شد. او باز هم سکوت کرد. می‌کوشید این نشانه‌ها را از همه پنهان کند. محمدرضا خاکساری هفتم اسفند سال 83 سربازی را به پایان رساند به این امید که نوروز 84 را در کنار خانواده سپری کند و لحظات خوبی برای همه آن‌ها باشد، غافل از اینکه یک تومور در سرش چندان رشد کرده بود که هر لحظه می‌توانست جانش را به خطر بیندازد.
سجاد قاسم پور که فعالیت در رشته رزمی پای او را به رشته های ورزشی دیگری مثل کشتی فرنگی باز کرده است، همه موفقیت هایش را مدیون حمایت ها و تلاش دایی اش می داند که شیهان است و کلی تجربه دارد. سجاد قاسم پور متولد سال 1383 است و ساکن محله شهید قربانی. او سال 1391 در مسابقات کشوری مقام سوم رشته کاتا را به دست آورده است. یک مقام دوم استانی هم در رشته کاتا در سال 98 دارد. دو مقام اول استانی در رشته کمیته و کاتای امسال هم محصول تلاش و پشتکار اوست.
علی‌اکبر مولایی یکی از کسانی است که با همت و همراهی مردم توانسته است در قالب فعالیت‌های خیریه‌ «پنجتن شهر توس»، یاری‌رسان خانواده‌های فراوانی در محله پنجتن باشد. او روایتگر آدم‌هایی از همین بافت شهراست که پول را با هزار زحمت به دست آورده‌اند اما آن را انفاق می‌کنند و می‌داند هنوز کم نیستند افرادی که به ثروت‌اندوزی نمی‌اندیشند، آدم‌های سخاوتمندی که نان سفره‌شان را قسمت می‌کنند.
لیلا خانم حدود 23 سال فرمانده پایگاه بسیج است. همان سال‌های آغاز خدمت، عازم محله‌ای در حاشیه شهر شد. محل سکونتشان در مرکز شهر بود اما او به عنوان کسی که درس حوزوی خوانده بود وظیفه تبلیغ و ترویج فرهنگ قرآنی و اسلامی را بر دوش احساس می‌کرد و می‌خواست در محله‌ای دور از خانه، بخشندگی و مهربانی را تمرین کند. او محله شهید قربانی را برای آموزش قرآن و فعالیت‌های مربوط به آن انتخاب کرد و برای خدمت به اهالی این منطقه ماندگار شد.
وارد پنجتن 48 که بشوید،‌ در شهید قربانی3 به خیابان ابرار می‌رسید، این خیابان بخشی از محله شهید قربانی است و روزگاری در آن گندم،‌ جو و جارو کشت می‌شده است. این محدوده در گذشته روستامانند بوده و آب و برق و گاز نداشته است. گفته می‌شود آب این خیابان در گذشته نه‌چندان دور مالک شخصی داشته و از اهالی بر حسب میزان مصرف پول می‌گرفته است. خیابان ابرار در کنار همه مجموعه‌های فرهنگی‌ای که دارد، ‌از آذرماه امسال صاحب تنها مجموعه‌ آبی منطقه4 می‌شود.
مونا لوخی متولد 1389 و ساکن محله شهید قربانی است و دبستان غیردولتی شکوفه‌های انتظار درس می‌خواند. او یک برادر دارد که پنج سال از خودش بزرگ‌تر است و در رشته‌ مکاترونیک هنرستان مشغول تحصیل است. هم‌چنین دو خواهر دوقلو دارد که پنج سال از خودش کوچک‌ترند. می‌گوید: «عاشق شعر خواندن هستم و این عشق سبب شده است در نقالی هم موفق باشم. معلم‌ها هم بی‌تأثیر نیستند. خانم بیات، معلممان، هم تشویقم کرد تا در مسابقات در رشته نقالی شرکت کنم.»
برای بی بی اعظم حسینی این حس زیبا از همان دوران کودکی شروع شد؛ وقتی خاک باغچه کوچک خانه با دستانش در زلال آب در هم می تابید و ظرف های خاله بازی اش را می ساخت و زیر نور خورشید آن ها را خشک می کرد. بزرگ ترین عشقش سفالگری بود. سال ها از آن زمان می گذرد و بی بی اعظم از کودکی اش فاصله گرفته است. او ساکن محله شهیدقربانی و کدبانویی تمام عیار است و از هر انگشتش یک هنر می ریزد، اما سفال و عشق به آن حرف اول را می زند.
بافت فرسوده و قدیمی در کوچه شهیدحسینی‌محراب87 واقع در محله شهیدقربانی و کوچه‌های مجاور بیش از هر چیزی چشمگیر است. فرعی‌های تنگ و باریک و جوی‌هایی که میانه هرکدام از آن‌ها را گرفته است، نخستین تصویر از کوچه‌ای است که ورودی آن زمین بزرگ خاکی و رهاشده‌ای قرار دارد و به گفته اهالی بیشتر از 15سال به همین شکل مانده است. همه دلخوشی اهالی به استخری است که می‌تواند اوقات فراغتشان را پر کند.
زوجی جوان تصمیم گرفتند که خرج مراسم عروسی‌شان را هم‌زمان با عید غدیر به‌صورت اطعام ویژه افراد تهیدست صرف کنند. آنان در دورانی که شیوع کرونا بیداد می‌کند و برگزاری هرگونه دورهمی نتایج ناگواری به دنبال خواهد داشت، دست به این ابتکار زدند تا ضمن شادکردن افراد نیازمند به طوری شایسته به خانه مشترکشان پای گذاشته باشند. در ادامه جزئیات ماجرا را از زبان این نوعروس و نوداماد خواهیم شنید.
از روزی که ویروس کرونا جهان را تحت‌تأثیر قرار داد، اهمیت کار پرستاران بیشتر پیش چشممان آمد. تحمل چندساعته گان‌ها در تابستان، بیداری‌های شبانه و ندیدن‌های چندروزه خانواده، فداکاری‌هایی نیست که به این زودی از ذهن مردم پاک شود. یکی از سخت‌ترین دوران کار پرستاران در این 2سال، تماشای پرپرشدن بیماران کرونایی جلو چشمشان بود. آنان که در خط مقدم مبارزه با این ویروس بودند، در این راه جانشان را نیز فدا کردند و به جمع شهدای سلامت پیوستند. روز پرستار بهانه‌ای است تا نگاهی بیندازیم به داستان زندگی 4پرستار مشهدی که نشان می‌دهند در هر برهه‌ای آماده‌باش هستند و جانشان را برای سلامتی مردمشان می‌دهند.
چندسالی می‌شود که قبولی در کنکور دیگر شکستن آن شاخ غول معروف نیست؛ دلیلش کمترشدن جمعیت شرکت‌کنندگان است یا زیادشدن تعداد دانشگاه‌ها، موضوع بحث ما نیست. ورود به دانشگاه سخت باشد یا آسان، فرقی در احوال دوران دانشجویی ندارد. هر دانشجو داستان خودش را در عبور از سد کنکور دارد. برخی آن‌قدر قبل از ورود به دانشگاه سختی می‌کشند و درس می‌خوانند که ترجیح می‌دهند بعد از دانشجوشدن دست‌کم برای مدتی دور درس‌خواندن را خط بکشند! برخی سعی می‌کنند در کنار درس‌خواندن، خودشان را مشغول کاری دیگر کنند. عده‌ای هم دانشگاه برایشان صرفا محل تحصیل است و بس. روز دانشجو بهانه‌ای است تا نگاهی بیندازیم به داستان 4دانشجو و یک مکان دانشجوپرور.
این روز‌ها به‌خصوص با شیوع ویروس کرونا، بیشتر مردم روزشان را با تماشای تلویزیون آغاز می‌کنند و به پایان می‌رسانند. وابستگی ما به جعبه جادویی تا این اندازه قوت گرفته است که خیلی‌ها طاقت خاموشی آن را حتی برای یک روز ندارند و در صورت خرابی این وسیله، هرطوری شده، آن را در اولین فرصت تعمیر می‌‌کنند. در محدوده محله پنج‌تن آل‌عبا تعمیرگاه لوازم صوتی‌وتصویری علیرضا پهلوان شناخته‌شده است. مشتریان می‌گویند در این حوزه تخصص دارد و می‌تواند از ضبط خودرو تا ال‌ای‌دی‌های جدید و حتی رایانه را تعمیر کند. علیرضا پهلوان متولد1361 و ساکن همین محله است.
کوچه پنجتن54 به طبرسی‌شمالی و ده‌متری شهیدمطهری منتهی می‌شود. به همین دلیل یکی از کوچه‌های پررفت‌وآمد محله شهیدقربانی است. در این کوچه خانواده‌های شهید ایزانلو، شهید غلامی، شهید مدافع حرم حسینی وبرادران شهید شکری ساکن هستند و به محله هویت بخشیده‌اند. مسجد قائمیه یکی از مساجد فعال این منطقه است که خدمات زیادی را ارائه می‌دهدازجمله حمایت از نیازمندان، تأمین دارو برای بیماران محروم، برگزاری کلاس‌های علمی‌ و فرهنگی.
روحانی پرتلاش محله شهید قربانی در مدت 15سال که نقش امام‌جماعت مسجد حضرت زینب(س) را دارد، با همکاری جوانان این محله به این مرکز مذهبی شور و حال خاصی داده و با بسیجی‌کردن نمازگزاران و خیران، گام‌های مؤثری برای کاستن از مشکلات اقتصادی و فرهنگی محله برداشته است. ارتباط صمیمی حجت‌الاسلام علی‌اکبر جعفری با نمازگزاران و اهالی محله شهیدقربانی به شکلی است که حتی از وقتی محل سکونتش را تغییر داده است، باز هم بدون هیچ چشمداشتی، مسافت طولانی را فقط به عشق جوانان و نمازگزاران مسجدی برای اقامه نماز طی می‌کند.