منطقه ۶ - صفحه 36

منطقه ۶

رنگین‌کمان قومیت‌ها

حضور قومیت‌های بلوچ، کرد، ترک، فارس، عرب و... رنگین‌کمانی از قومیت‌های مختلف را در منطقه ۶ به وجود آورده است. مجتمع شهید بهشتی که محل سکونت خوزستانی‌های مشهد است در چند سال اخیر یکی از مناطق گردشگری مشهد شده است. سکونت بلوچ‌ها، سیستانی‌ها و افغانستانی‌ها در شهرک‌های شهید رجایی و باهنر ترکیب قومیتی این منطقه را کامل کرده است. بنای تاریخی مصلی در خیابان مصلی که روزگاری محل برگزاری نماز‌های جمعه مردم مشهد بوده و ثبت‌ملی نیز شده از ظرفیت‌های منطقه ۶ است که اکنون پاتوق و کارگاه هنرمندان صنایع‌دستی است. بخشی از خیابان سرخس (شهدای فاطمیون) که فعال‌ترین راسته مشاغل سنتی و قدیمی مشهد است، در منطقه ۶ قرار دارد. بزرگ‌ترین مشکلات منطقه۶، زمین‌های بلاتکلیف، نداشتن اگو، وجود افراد بدون هویت و شناسنامه و بیکاری جوانان است. شهرداری منطقه ۶ مشهد  سال ۱۳۷۰ شکل گرفته و در مساحت ۱۸۶۹ هکتاری آن ۲۳۲ هزار نفر زندگی می‌کنند.

خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روز‌های ابتدای کار، تلاش می‌کند شاگردهایش را به غواصی در دریای بی‌پایان مثنوی دعوت کند. می‌گوید: همه‌چیز در خانه ما بهانه‌ای بود برای یادگیری!
اربعین سال ۹۲ حدود ۸۰ نفر از نوجوانان محله چهنو برای نخستین‌بار هیئتی‌مذهبی ویژه پسران دوازده و سیزده‌ساله را تشکیل دادند و نامش را سربازان ولی‌عصر (عج) متوسلین به قاسم بن‌الحسن (ع) گذاشتند.
حسن پورجانی مسئول هیئت‌امنای مسجد شجره از تاریخچه این مسجد می‌گوید: مسجد شجره در سال ۱۳۴۶ با گرفتن قطعه‌زمینی به مساحت ۵۰۰ مترمربع، بین خیابان چهنوی ۴ و ۶ ساخته شد.
جواد کریمی، ۴۴‌سال پیش همراه خانواده‌اش از یکی از محله‌های اطراف حرم به خیابان موعود در محله کنه بیست نقل مکان کردند و هنوز هم در همین خیابان زندگی می‌کند.
حسن پورجانی و حسین ظریف از فعالان انقلابی محله چهنو هستند که نقش پررنگی در آغاز و ادامه حرکت‌های انقلابی محله چهنو داشته‌اند. پورجانی با راه‌اندازی روضه خانگی و مسجد، قدم‌های مهمی در راه انقلاب برمی‌دارد.
همسایه‌های کوچه شهید‌درکی۳۶ حالا بیش از نیم‌قرن است که کنار هم به‌خوبی و خوشی زندگی می‌کنند. آنها هر‌روز احوال هم را می‌پرسند و مثل یک خانواده از جزئیات زندگی یکدیگر باخبرند.
آقا‌علی‌اکبر می‌گوید: اصلا کسی از زیر کار بلیت‌خریدن در نمی‌رفت. در شهرک رضوی بلیت می‌فروختم و زمانی‌که برای نماز می‌رفتم، مردم بلیت را از پشت نرده دکه برمی‌داشتند و پولش را می‌گذاشتند.