محله کارمندان دوم

محله

کارمندان دوم

وقتی کارمندان اول افتتاح شد، رضایت مردم از این اتفاق موجب شد کارمندان دوم نیز در زمان کوتاهی ساخته و سکونتگاه کارمندان شود. ویژگی بارز این محله سرسبزی خیره‌کننده آن است و بالاترین سرانه فضای سبزمحلی درمشهد مربوط به این محله است تا آنجاکه برای رسیدن به نزدیکترین نقطه فضای سبز تنها یک دقیقه زمان کافی است.

محله کارمندان دوم
زهرا بهادری، همسر سردار شهید بابا رستمی است. او می‌گوید: شهید تنها فرزند خانواده‌اش بود و برای همین پدر و مادرش به دلیل علاقه زیادی که به او داشتند، نام «بابا» را برایش انتخاب کردند.
سال۵۹ حاج‌آقاقرائتی، کلنگ مسجد بقیه‌الله (عج) را زد. از همان زمان زنان و مردان فعال در این مسجد با هم همکاری می‌کنند. دوران جنگ چرخ بافتنی و ۱۲ دستگاه چرخ‌خیاطی گذاشته بودند و برای بیمارستان امداد بانداژ درست می‌کردند.
جانباز آسایشگاه امام خمینی(ره) هنوز در عملیات کربلای ۵ است، زمان برای او همان ۱۹‌دی سال‌۶۵ است و مکان شلمچه. هوا برایش بوی همان گاز اعصاب ۲۶، ۲۷ سال پیش را می‌دهد.این حال خیلی از جانبازان اعصاب و روان است.
حاج‌حسین عامری سال‌ها در مناسبت‌های مذهبی، در خانه‌اش مراسم برگزار می‌کرد اما از زمان شیوع کرونا تصمیم گرفت مراسم دهه صفر را به خیابان بیاورد؛ رسمی که همچنان در محله رواج دارد.
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روز‌های ابتدای کار، تلاش می‌کند شاگردهایش را به غواصی در دریای بی‌پایان مثنوی دعوت کند. می‌گوید: همه‌چیز در خانه ما بهانه‌ای بود برای یادگیری!
سیدمحمد میراکبری تعریف می‌کند: یکی از تفریحات همیشگی بچه‌های محله در روز‌های گرم سال، آب‌تنی در جوی آب وسط کوچه شهید‌رستمی‌۲۲ بود؛ جویی که آب باغ‌تره‌های اطراف را تأمین می‌کرد و پناهگاهی برای بچه‌ها از گرمای تابستان بود.
این هنرمند می‌گوید: سروده‌های محرمی هرسال عمق بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا هرسال این واقعه را عمیق‌تر درک می‌کنم و معنا تازه‌ای از آن دریافت می‌کنم. واقعه کربلا هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود.
بازنشسته‌های محله کارمندان دوم به‌واسطه سال‌ها همسایگی نه‌تنها خیلی خوب یکدیگر را می‌شناسند که به یک خانواده بزرگ شبیه شده‌اند و پیوند همسایگی خود را از گذشته تا امروز حفظ کرده‌اند.
معرق‌کاری بازار خوبی نداشت، اما من امید و انگیزه زیادی داشتم و با هر سختی ادامه می‌دادم. از یک جایی به بعد فهمیدم نمی‌توانم با بازار رقابت کنم. چینی‌ها همین آثار دستی ما را به‌صورت ماشینی تولید می‌کنند.
حالا برخی دختران، از مهارت‌هایشان مثل خیاطی، شیرینی‌پزی و... درآمد کسب می‌کنند. در تلاشم که این طرح را به آموزش‌و‌پرورش استان خراسان رضوی ارائه کنم.
آمدم بیرون و روبه‌روی پنجره فولاد ایستادم و گفتم: آقاجان نمی‌خواهم هیچ‌کس پارتی من شود اگر لیاقت دارم خودتان اسمم را بنویسید.
دیدم مال و منال برای سفره‌داری ندارم و از طرفی هم در ذاتم لاتی و داشی نیست. برای همین چرخی را انتخاب کردم تا در میان مردم صاحب ارزش و احترام شوم.
بوی خوش آجیل تفت‌داده‌ از مجتمع عظیم تجاری مواد غذایی و خشکبار مصلی، از فاصله دور به مشام می‌رسد و نام «کوچه آجیلی» را سر زبان ساکنان و کسبه محله انداخته است.
بهمن‌ماه تا اسفند را اوج کاری آجیل فروش‌های این میدان می‌داند. آن‌ها آجیل خام را به همکارانشان می‌فروشند تا بپزند. ماه اسفند این آجیل‌ها برای شب عید توسط مغازه‌داران شهر به فروش می‌رسد.
کارمندان دوم، از محلات قدیمی مشهد است که طراحی منحصر‌به‌فرد آن، این محله را از دیگر محلات منطقه6 متمایز کرده. یکی از معابر اصلی محله کارمندان دوم، خیابان شهید‌رستمی‌۱۶ است؛ معبری طولانی که از معابر پررفت‌وآمد‌ محله به شمار می‌رود و فضا‌های فرهنگی مختلف را در خود جا داده است؛ از مسجد و مدرسه بگیرید تا بوستان و فضا‌های تفریحی. این کوچه از یک‌سو به خیابان شهید‌رستمی و از سوی دیگر به خیابان شهید‌باقری می‌رسد.
آدم‌هایی که شبانه‌روز با جانباز‌ها سروکار دارند، این اضطراب و تشویش را خوب می‌فهمند. آن‌ها که سال‌ها هم‌نفس و همراه جانبازان بوده‌اند، با اشاره سر، با یک حرکت دست و یک نگاه به چشم‌ها حرف‌هایشان را ترجمه می‌کنند و می‌فهمند. بهیاران و پرستاران جانبازان اعصاب و روان مرکز روان‌پزشکی امام خمینی(ره) محله کارمندان دوم، حالا عضوی از خانواده جانبازان هستند.
احمد خوش‌نیت متولد سال١٣٦١ در دو سالگی به دلیل تزریق اشتباه آمپول، دچار فلج مغزی یا همان سی‌پی می‌شود. حالا اندام‌های او اختلال حرکتی غیرپیشرونده دارند اما او در تمام این سال‌ها سعی کرده بر محدودیت‌هایش غلبه کند.ورزشکار، بازیگر تئاتر، شاعر، خواننده، ترانه‌سرا و... همه این‌ها را در قسمت معرفی صفحه‌اش نوشته تا این‌ها معرف توانایی‌هایش باشد، نه مشخصات ظاهری‌اش. معتقد است با دست، بی‌دست، با پا، بی‌پا و... انسان در هر حالتی انسان است و باید بتواند نیازهای اولیه‌اش را برطرف کند، باید بتواند هر کجا که می‌خواهد برود.
سال‌ها پیش از طریق هم‌کلاسی‌هایش با ورزش رزمی آشنا می‌شود و برای گذران اوقات فراغت پا به باشگاه می‌گذارد. به‌طور تفریحی به کلاس کاراته می‌رود و مدتی بعد هم آن را کنار می‌گذارد اما با آغاز سال1401 پرقدرت‌تر و مصمم‌تر از قبل دوباره به میدان مبارزه برمی‌گردد. مبینا نامدار، مدال‌آور نوجوان محله کارمندان دوم، فقط پس از یکی دو ماه تمرین در اولین مسابقه زندگی‌اش شرکت می‌کند و مدال طلای استان را به دست می‌آورد.
صدیقه اردکانی زندگی پرماجرایی دارد. زندگی‌اش اگر فیلم سینمایی بود چند ژانر مختلف را در بر می‌گرفت. هر گوشه از زندگی‌اش را که ببینی داستان پرطول و درازی برای تعریف‌کردن دارد، اما شاید پررنگ‌ترینش خاطرات او از انقلاب باشد! حلیمه گلی دستی در هنر نقاشی داشته و امور هنری مدرسه برعهده او بوده است. تعریف می‌کند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی چهره امام خمینی(ره) را روی دیوار اصلی مدرسه نقاشی می‌کند. فاطمه معدنی حالا پا به دهه هفتم زندگی‌اش گذاشته است و پرسن و سال‌ترین بانوی بسیجی محله به حساب می‌آید. خاطرات زیادی از انقلاب دارد. خاطراتی ساده و دلچسب از روزهای دور که همه را با دقت و حوصله تعریف می‌کند.
کوچه شهید طالبی یکی از سرسبزترین خیابان‌های محله کارمندان دوم است و در هرگوشه این خیابان درخت‌هایی پوشیده از پیچک‌های سبز دیده می‌شود. سال‌ها پیش این کوچه بین اهالی به نام کوچه شهید رستمی22 معروف بوده است اما بعدتر به نام یکی از شهدای این کوچه نام‌گذاری می‌شود. ابتدای این کوچه بافتی تجاری دارد و شیرینی‌فروشی و آجیل‌فروشی در آن به چشم می‌خورد اما در ادامه به بافت مسکونی می‌رسد.