محله راه آهن - صفحه 4

محله

راه آهن

محله راه‌آهن

ایستگاه و محله راه‌آهن روی سه مزرعه بزرگ مشهد قدیم به نام‌های امین‌آباد، عشرت‌آباد و علی‌آباد قرار می‌گیرند. در این میان عشرت‌آباد مزرعه‌ای بزرگ شبیه شهرچه‌ای در شمال غرب باروی شهر مشهد بوده که بخشی از آن در داخل باره قرار داشته است. زمین‌های مزرعه امین‌آباد نیز جزو موقوفه علیشاه افشار بوده است.

محله راه آهن
در انتهای خیابان شهید هاشمی‌نژاد شماری از مغازه‌های فروش کفش در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا اهالی منطقه ما و حتی از دیگر نقاط شهر برای تهیه کفش به آنجا مراجعه کنند؛ محدوده‌ای که می‌توان آن را راسته کفش‌فروش‌ها نام گذاشت.
بیمارستان تخصصی زنان حضرت ام‌البنین(س)، تنها مرکز درمانی تخصصی زنان در شرق کشور است که کادر پزشکی و درمانی و حتی تا حد امکان کارکنان اداری‌ آن همگی از بانوان هستند.
«حسین ماهر» که به «ماهری» شهرت دارد، در مغازه قدیمی‌اش کت و شلوار می‌دوزد و می‌فروشد؛ هرچند که می‌گوید خیاط باید بتواند همه‌چیز بدوزد و او هم دوختن هرگونه جامه‌ای را آموخته است.
سیدکاظم وارسته تعریف می‌کند: آن روزها، عکاسی و تکثیر اعلامیه‌های امام‌خمینی (ره) از حساس‌ترین کار‌ها بود. فتوکپی کم بود و هر برگه‌ای که تکثیر می‌شد، خطر بزرگی داشت.
این مسجد در محله راه‌آهن، خانه‌ای ویژه بود که وقف شد و پیش از وقف هم مراسم و مناسک آزمایشی حج، نشست‌های فرهنگی و حتی پخت‌و‌پز نذری در آن رونق داشت، اما اکنون، نامش مسجد والدین است.
سعید چوگانیان، بچه‌محل و کاسب قدیمی چهارراه خواجه‌ربیع خاطرات زیادی از گذشته این محله دارد. او تعمیرکار شیشه اتومبیل است و همه اهالی را می‌شناسد.
کوچه ثبت کوچه‌ای بن‌بست است که نخستین اداره ثبت مشهد و خراسان، خوابگاه دخترانه مطهره، موسسه خیریه عمید صفوی، حوزه علمیه خواهران، پایگاه بسیج خواهران، خانه اشرافی بینش‌ها، حسینیه بجستانی‌ها را در خود جای داده است.  
کوچه هاشمی‌نژاد ۲۴ مزین به نام شهید دفاع مقدس، مجید واحدی است. خدیجه محمدنیا، مادر این شهید نیز در سال۱۳۶۶ و در واقعه حج به شهادت رسید.
شواهد تاریخی نشان می‌دهد که نادرشاه از همان ابتدا سودای ایجاد فرمانروایی خود را با پایتختی شهر مشهد داشت و با چنین رویکردی، بدیهی است که در ساخت و‌ساز و توسعه شهر می‌کوشید.
پروژه‌ طراحی ایستگاه در سال‌۱۳۳۴‌کلید خورد و یازده سال بعد در آبان سال‌۱۳۴۵‌ افتتاح شد. برخی مدعی هستند که بنای ایستگاه راه‌آهن مشهد، در زمره بیست بنای بزرگ و تاریخی در آسیا قرار می‌گیرد.
محمدتقی‌خان پسیان قهرمانی ملی خفته که در راه آرمان‌هایش جان داده است؛ مردی ساده‌زیست که سیاهه اموال او پس‌از مرگ تنها چند استکان، یک قوری چینی بندزده، چند صندوق پر از کتاب، یک دست لباس و یک قالیچه بود!
ملیحه اسداللهی می‌گوید: حدود هشتاد‌درصد محصولات بازارچه، دست‌سازه‌های بانوان است، اما برخی از محصولات مانند پوشاک از بازار خریداری می‌شود و با حاشیه سود منطقی به فروش می‌رسد.
راحله کریمی‌فیض‌آبادی، معلم نمونه آموزش و پرورش با ترکیب عشق و علاقه‌ به شعر و ادبیات و زبان انگلیسی قواعد خشک و سخت زبان انگلیسی را به زانو درآورد.
اتاق کوچک کانون فاطمه الزهرا (س)، تبدیل به مجموعه‌ای بزرگ شده است؛ مجموعه‌ای با ۱۳۰ مترمربع مساحت که ۸ هزارو ۵۰۰ جلد کتاب و امکانات دیجیتال و کافی‌نت و مهم‌تر از همه ۸۲۲‌عضو ثابت دارد.
سهیلا رکنی، آموزگار موفق زبان انگلیسی است که در محله راه آهن زبان تدریس می‌کند، معتقد است بی هدفی در زندگی مرگ تدریجی است.
یکی از موقوفه‌های منطقه سه که کمتر کسی از اهالی از آن خبر دارد، متعلق به زنده‌یاد حسین فروردین است. این موقوفه، دبستان هفتادساله‌ای است که چند نسل از فرزندان مشهدی در پشت نیمکت‌های آن نشسته‌اند.
یکی‌دو‌هفته پیش از آمدن شب یلدا، گوسفند را می‌کشتند و گوشتش را به‌عنوان آذوقه زمستان قورمه می‌کردند. من و خواهر و برادرهایم، دائم روزشماری می‌کردیم که شب چله زودتر بیاید.
احمد احمدی‌ناصری یا همان «باباناصری» پدر دوچرخه‌سواری استان بود که در محله راه‌آهن زندگی می‌کرد، او آرزو داشت وقتی درحال دوچرخه سواری است از دنیا برود و به آرزویش رسید.
وقتی هنوز خبری از رایانه و فتوشاپ و دیگر نرم‌افزار‌های گرافیکی نبود و اصلا کسی نمی‌دانست که بنر چیست و با آن چه می‌کنند، پرده‌نویس‌ها آقایی می‌کردند. «محمود فدایی» جزو آخرین نسل پرده‌نویس‌هاست؛ کسی که بعد از ۴۷ سال هنوز دست از کارش نکشیده است.
کلنل محمدتقی‌خان پسیان، یکی از نامداران تاریخ ایران است که آرامگاهش در مجموعه باغ‌موزه نادری است. او جزو نخستین خلبانان ایرانی بود و می‌خواست این فن را در ایران به جوانان آموزش دهد.