مداح - صفحه 6

مرحوم مؤید هر سال در دهه فاطمیه مجلس بزرگ و باشکوهی را با مشارکت برخی از همسایه ها برپا می کرد. مراسم عمومی بود.
بعدها که در جریان طرح‌های توسعه‌ای حرم‌مطهر، مسجد ترک‌ها در صحن پیامبراعظم(ص) قرار گرفت، تخریب شد و سال1380 فضای جدید مسجد در خروجی باب‌الهادی(ع) حرم‌مطهر ساخته شد. مدیریت این مسجد زیرنظر آستان‌قدس‌رضوی است و به همین دلیل برنامه‌های مناسبتی زیادی در طول سال در مسجد برگزار می‌شود که ازجمله آن‌ها می‌توان به «محفل اشک» اشاره کرد.
سید محمدعلی حسینی حافظ بیست جزء قرآن است و عناوینی چون مقام عالی مسابقات قرائت آموزش و پرورش ناحیه5 در سال 1400، نفر برتر مسابقات حفظ کشوری امام علی ابی‌طالب(ع) در قم در سال 1397 و نفر برتر مسابقات کشوری مداحی نوگلان حسینی تهران در سال 1399 را در مسیر فعالیت‌های قرآنی‌اش از آن خود کرده است. زمانی که محمدعلی جزو منتخبان قرآنی ناحیه5 آموزش و پرورش می‌شود، خادمی و مکبری حرم مطهر امام رضا(ع) را به او پیشنهاد می‌کنند.
هیئتی ده ساله که حالا توسط چند جوان فعال اداره می‌شود، جوانانی که ده سال پیش خودشان این هیئت را تشکیل دادند و بزرگ‌ترهای این گروه محسوب می‌شوند. آن‌ها برای پیداکردن مکانی برای عزاداری‌هایشان به هادی هنرپیشه می‌رسند؛ فیروزه‌تراش محله که همان اول پیشنهاد استفاده از زیرزمین خانه‌اش را می‌دهد. از همان روز به بعد اینجا تبدیل به حسینیه کوچک بچه‌های محله می‌شود. به این ترتیب در همین مساحت کم کارهای بزرگ کرده‌اند. هر چهارشنبه جلسه هفتگی خودشان را دارند، به مناسبت اعیاد و شهادت ائمه اطهار(ع) برنامه دارند، عده‌ای از آن‌ها حالا به کمک هادی هنرپیشه در کارگاه مشغول به کار شده‌اند و... این حسینیه کوچک داستان‌های بی‌شماری دارد.
محمدحسین رضایی سیزده‌ساله روزهای شنبه مکبری نماز جماعت در حرم را برعهده دارد. او از شش‌سالگی با قرآن انس گرفته و در مداحی، تلاوت، روخوانی و حفظ قرآن کریم هم مهارت دارد. محمدحسین لباس خادمی‌اش را پوشیده تا در حرم اباعبدالله(ع) هم با همین لباس زیارت کند. دلش می‌خواهد همانند نمازهای مسجد محله و حرم امام رضا(ع)، تکبیر نماز مغرب حرم اباعبدالله(ع) را هم بگوید.
علی اشکذری متولد 1326بود و در سال‌ 1346 چراغ روضه را ‌در خانه کوچکش حوالی‌ کوچه سرآسیاب روشن کرد و 10 سال بعد بیت الرقیه را در خیابان نکاح راه انداخت. حاج‌علی اشکذری، خادم‌الرقیه‌ کوچه نکاح سال 1396 در شب اربعین‌حسینی(ع) از دنیا رفت و میراث تا ابد ماندگارش را به همسر و پسرها و دخترها سپرد که دوتایشان نابینا هستند.از حاج‌علی اشکذری پنج پسر و دو دختر به یادگار مانده که دو‌ پسرش مداح و نوحه‌خوان ائمه(ع) هستند.
قدمت کلاس‌های رایگان آموزش مداحی استاد خوش‌چهره با نام «متوسلین عاشقان ثارالله» به 38سال رسیده است و حاصل این تجربیات، پرورش شمار زیادی از کودکان و نوجوانان مستعد و علاقه‌مند به روضه‌خوانی و مداحی است؛ افرادی که در کنار این ذاکر اهل‌بیت(ع) جز فراگیری فنون و روش، می‌آموزند که متواضع باشند، پیش‌قدم در سلام‌دادن باشند، خوش‌کلام باشند، مغرور نشوند و مقبول نظر مردم باشند.
امیر مهدی از کودکی استعدادش را برای یادگیری نشان داده است؛ مادر که ذوق یادگیری فرزندش را می‌بیند تمایل پیدا می‌کند آموزش‌هایش را بیشتر و منسجم‌تر کند. خانم دربر می‌گوید: «امیرمهدی چهار سال داشت که برای دوچرخه‌سواری بیرون می‌بردمش. هنگامی که از خانه خارج می‌شدیم آیه‌الکرسی و دعای فرج را زمزمه می‌کردم. بعد از چند روز دیدم که پسرم همین دعاها را با خودش تکرار می‌کند. خیلی خوشحال شدم و با همفکری همسرم تصمیم گرفتیم که آموزش‌های دیگری از جمله حفظ قرآن را برایش شروع کنیم.»
برای هرکس با هر علاقه و استعدادی که دارد، در کانون شهید اشرفی اصفهانی محله گلشور شرایط یادگیری فراهم است. شکل‌گیری این مجموعه که مثل خیلی از مجموعه‌های دیگر در روزهای نخست امکانات چندانی نداشت، به سال 1384 برمی‌گردد. بچه‌های کانون مجبور بودند جلسات کوچک و مختصرشان را هر جایی که ممکن است برگزار کنند. سال‌های سال زمان برد تا در قالب مجموعه فرهنگی و هنری متبلور شود.
17سال بیشتر ندارد اما با همین سنش عشق و ارادت همراه با معرفتی به اهل بیت(ع) در وجودش ریشه دوانده است. دو سال است که مسئولیت هیئت نوجوانان شیعه‌الزهرا(س) را برعهده دارد و صدای خوبش او را یکی از مداحان اصلی مسجد ام‌الائمه فاطمه الزهرا(س) کرده است. امین خزاعی امور داخلی مسجد را در زمینه برگزاری کلاس‌های تابستانی و اردوها برعهده دارد و چهره‌ای شناخته‌شده بین اهالی و مسجدی‌هاست.
از کودکی و همراه پدر با هیئت و مکتب امام حسین(ع) آشنا می‌شود و پیش استادان قدیمی و بنام مداحی را آموزش می‌بیند. پدرش روحانی و محضردار بوده و در مجالس مذهبی هم برای اهل بیت(ع) روضه می‌خوانده است. او در محله طبرسی و در فاصله کوتاهی از بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) در کوچه‌ای به نام کوچه حمام حاج نوروز بزرگ شده است. اولین جایی که برای سینه‌زنی به آنجا می‌رود هیئت جوانان علی اصغر(ع) در همان محله بوده است. همانجا بوده که مسیر زندگی‌اش تعیین می‌شود.
سید مصطفی قدمگاهی می‌گوید: اولین مداحی‌ام را در سال 1375 در مسجد ولی عصر(عج) محله‌مان انجام دادم. نوجوانی هفده‌ساله بودم ترس و اضطراب تمام وجودم را فراگرفته بود اولش کمی‌سخت بود اما وقتی چهره‌های مشتاق بچه‌محل‌ها و عزاداران منتظر را دیدم مداحی را با همان ریتم و آهنگی که بارها و بارها تمرین کرده بودم ادامه دادم. مداحی که به پایان رسید با صلوات همه عزاداران مسجد روبه‌رو شدم. چند نفری از بزرگان مجلس به پدرم تبریک گفتند روزها و سال‌های بعد مداحی ماه محرم را ادامه دادم و الان 25سال است که افتخارم مداحی برای امام حسین(ع) است.
داستان و روایت درباره محرم و عزاداری هایش زیاد است. البته این روایت ها این روزها فراموش شده و هیئتی های قدیمی دست وپا شکسته چیزهایی در ذهنشان باقی مانده است. یکی از این خاطرات مربوط به عباس شمر است. این عباس شمر، اوایل انقلاب، خیمه گاه کربلا را بعد از نماز ظهر عاشورا آتش می زد. محافظانی داشت که مردم را کنترل می کردند تا از غیظ و خشم به او آسیبی نزنند. یک سال غافل شدند و مردم، عباس شمر را کشتند. یکی از عالمان شنیده بود که این آقا شهید شده. رفته بود کربلا. شبی در خواب او را دید که می گوید: « امام حسین(ع) آمد دیدنم و شفاعت مردم را کرد و گفت این مردم به عشق من احساساتی شدند؛ از آن ها درگذر.» دستگاه امام حسین(ع) این است؛ بد را خوب می کند.
سیدعلی حسینی که اکنون 15سال از فعالیتش در قرائت و اذان می‌گذرد سال گذشته مقام ممتاز مسابقات کشوری نیروهای مسلح را در رشته اذان کسب کرده است. او که متولد 1380 است توانسته مقام‌های مختلفی را در مسابقات استانی و کشوری کسب کند. با حسینی از ساکنان محله آبشار هم‌کلام شدیم تا از علاقه و رمز موفقیت خود بگوید.
هفته گذشته نهمین سالگرد درگذشت مردی بود که در این شهر غریب بود،‌ اما همه عمر ساده و بی‌ریا به مجاوران و زائران حضرت رضا(ع) خدمت کرد. مرحوم حاج‌رضا انصاریان، از کسبه قدیمی صنف پارچه‌فروشان سرای عالی (خیابان شهیداندرزگو) و مداح اهل‌بیت(ع)، به صلوات خاصه‌ای که از او به یادگار مانده است، شناخته می‌شود. البته حاج‌رضا هربار می‌خواست در یک کلام خودش را معرفی کند، می‌گفت: «من پناهنده حضرتم!»
محمدتقی صداقت پیرغلام محله آبکوه می‌گوید: زمانی را در اتوبوس‌رانی خدمت می‌کردم و پس از آن در شهرداری مشغول به کار شده و در همان‌جا نیز بازنشست شدم. گرچه در طول عمر خود فعالیت‌های زیادی کرده‌ام و حرفه‌های مختلفی مانند آرایشگری، بنایی، جوشکاری و برشکاری را یاد دارم اما همواره نوحه‌خوانی را از واجبات زندگی‌ام دانسته‌ام. در بسیاری از مساجد مشهد نوجه‌خوانی کردم، حتی برای مردم روستاهای اطراف هم این‌کار را انجام داده‌ام. همچنین برای هیئت‌هایی در قوچان، کاشمر، فیض‌آباد، فردوس و یزد نوحه‌خوانی کرده‌ام.
سید محمد تقی رضوی، مداح قدیمی چهاربرج را همه اهالی محل می‌شناسند و بارها و بارها همراه و همگام با مداحی‌های سوزناکش عزاداری و سینه‌زنی کرده‌اند، سید که بیش از 50سال از عمرش را به مداحی برای امام حسین(ع) گذرانده، معتقد است که با نظر و لطف امام رضا(ع)، نوکری خانه و مداحی در وصف ارباب نصیب او شده است. سید چهاربرجی شاگردان زیادی را تربیت کرده که هرکدام از آن‌ها الان برای خودشان یک پا مداح هستند، علی اسلامی نژاد یکی از این افراد است که از سن 12سالگی مداحی را آغاز کرده و علم‌گردانی هم می‌کند. این دو مداح از دونسل متفاوت، ما را با آداب و رسوم اهالی چهابرج در آغاز ماه محرم و عزاداری امام حسین(ع) آشنا می‌کنند.
خانه‌ای کوچک که هر سال ماه رمضان‌ها تبدیل به محفل قرآنی ومعنوی جمع و جور می‌شود. اهالی اینجا می‌آیند و از روز اول تا شب سی‌ام ماه رمضان قرآن می‌خوانند. حسن آقا علاوه‌بر روضه‌خوانی و مداحی، مؤسس و سرپرست مجمع‌الذاکرین متوسلین به حضرت ابالفضل(ع) هم هست. او در این مجمع به افراد مداحی را آموزش می‌دهد. چند سالی هم هست که مداح حرم امام رضا(ع) شده و شب‌های ماه رمضان تا سحر صدای او توی صحن‌ها می‌پیچد.
سید امیرعباس موسوی دوازده‌ساله و ساکن محله وحید است. هنوز در ابتدای راه است، اما در همین مدت چهار مقام برتر در مداحی کسب کرده است و تلاش می‌کند با آموزش و تمرین گام‌به‌گام پیشرفت کند و روزی جزو مداحان سرآمد ایران باشد. امیرعباس از هشت‌سالگی به‌مدت یک‌سال تمرین کرد تا توانست در یکی از اعیاد ائمه(ع)، میکروفون به دست بگیرد و مقابل چشمان دلدادگان اهل‌بیت پیامبر(ص) دکلمه‌خوانی کند.
همه اهالی محله کلاته‌برفی سیدعلی‌اکبر زارعی را می‌شناسند، سال‌هاست که به شغل گچ‌کاری مشغول است. ۲۸ سال است که با شروع ماه محرم و عزاداری امام‌حسین (ع) در و دیوار خانه‌اش را سیاه‌پوش می‌کند و در این حسینیه کوچک به‌اقامه عزای جدش می‌پردازد. دو نسل از اهالی محله با خاطرات این حسینیه عزاداری کرده و بزرگ شده‌اند.