جواد مرادی پاکبان شهرداری است. او چندی پیش کیف پولی پیدا کرد و به صاحبانش برگرداند، کیفی که می گوید پول دوا و دکتر یک مریض آبادانی بوده است.
حسن مرزی میگوید: مثل هر روز مشغول جارو زدن پیادهروها بودم که کنار ایستگاه اتوبوس پیدایش کردم. خیلیها وقتی مبلغش را میشنیدند وسوسه میشدند و پیشنهادهایی میدادند اما نمیخواستم چک را به غیر از صاحبش به شخص دیگری بدهم.
۳۵ سال زندگی مشترک آقای حسن مومنی و همسرش با کارآفرینی و کارگری همراه شده است. مومنی میگوید که آنها از همان آغاز زندگی مشترک، پیوند کاری نیز با هم بستهاند.
حمید خاکسار شرکت مبلسازیاش را در انتهای بولوار شهیدساعی محله طرق مشهد به راه انداخته و نزدیک به ۳۰ سال است که اینجا را در زمین بزرگی که ۶ هزار متر مربع مساحت دارد همراه با ۶۰ کارگر زن و مرد اداره میکند.
طراوت گلها و گیاهان معابر و بولوارها مدیون بانوانی است که در سرما و گرما در بولوارها مینشینند و شهرمان را گل آرایی میکنند. برخی با شنکش و بیلچه مشغول کندن علفهای هرز از روی زمین هستند و برخی هم گل کاری میکنند.
حاج رضا صف میگوید: یادم میآید در روزهای اول زندگی مشترکمان، زیراندازمان کارتنهای خالی کیک بود و تمام داراییمان چند قاشق و بشقاب و لیوان، اما همسرم با عشق و مهربانی صبوری کرد.
محمد عباسپورنوغانی همهچیز را از صفر شروع کرده است. او میگوید: تجارت را دوست داشتم و در ابتدا در ماه هزار تن نمک را به امارات و دبی صادر میکردم اما به دلیل مشکل قرارداد سرمایهام را از دست دادم و از صفر با کارگری در کارواش شروع کردم.
کارگرها۶ ماه ابتدای سال برای آماده کردن گل خشتمالی در ساعتی از بامداد که نسیم سرد بر پوست صورت میوزد، پابرهنه وارد چاله پر از آب میشوند و تا سپیدهدمان خاک رس را لگد میکنند که گل آماده قالبریزی شود.
محمد دلیرییساقی، پاکبان ۲۸ ساله محله طبرسیشمالی است. او بابت وظیفه شناسیاش مورد تقدیر و تشکر اهالی خیابان المهدی (عج) قرار گرفته که حتی از زدیدن پیکان یکی از همسایهها هم جلوگیری کرده است.
علیاصغر روانهزاده پس از ترک تحصیل با مهارتآموزی و تلاش، تبدیل به کارخانهدار و کارآفرین شد.
سیدهفریبا رشتی، بانوی خیّر محله سرافرازان مشهد است که اجدادش نیز از جمله پدربزرگ، پدر و عمویش واقف بودند. او در راستای شغل همسرش که ساخت و ساز است، موسسه کارآفرینیاش را وقف کرده و با جذب کارگر به تولید بتن میپردازد.
یک حفره بزرگ مقابلم قرار دارد که همان تونل نیمهساخته قطار است. صدای آقای مهندس را میشنوم که با صدای بلند میگوید: «اینجا کف شفت است و کارکنانش بچههای کف شفت...»
قاسم عبداللهیشکیب با تخلیه روزانه ۳۰۰ کیسه آرد ۴۰ کیلویی، واسطه پخت نان در منطقه ۳ و ۴ است. او باید هرچه زودتر کار را تمام کند و سراغ دیگر نانواییهایی برود که چشمانتظار سهمیهشان هستند.
حسین عابدیپوریاب کارمند فضای سبز شهرداری است. دل جوانی دارد و زندگیاش را میان گل و گیاهان سپری میکند. او ده دفتر شعر دارد و میخواهد آنها را به چاپ برساند.
صفر چمچاخ کارگر ساختمانی است که از ارتفاع ۱۰ متری میافتد، ۱۰ روز به کما میرود و بعد از ۵ ماه کسی مسئولیت او را قبول نمیکند.
نیمهشب چهاردهم خرداد امسال، وقتی محمود اقبالی، کارگر خدماتشهری، طبق وظیفه و شیفت کاریاش در تاریکی خیابان شهیدفکوری مشغولبهکار بود، یک خودرو عبوری او را زیرگرفت و خانوادهاش داغدار شدند.
گلخانه شهرداری منطقه ثامن با گلهای رنگارنگ و درختچههای متنوعش، سالهاست خانه دوم علی محمدپور، جانباز سیدرصد اعصابوروان است، مأمنی سرشار از آرامش که حاصل دسترنج خودش در ۲۱ سال گذشته است.
ماحصل ۵۰ سال کاروتلاش حاج محمدعلی رضایی زمینی است که سنگ بنای مسجد امام حسن مجتبی(ع) در محله شهید آوینی شد. میگوید: سال۱۳۸۴ مکه بودم و با خدا عهد کردم وقت بازگشت مسجدی بسازم.
محسن مهماننواز با قهرمانی در رقابتهای جهانی کارگران در رشته شنا، پرچم ورزش مشهد را در کشور یونان برافراشت و حالا میتوان به او لقب فلپس ایرانی را داد.او در این مسابقات؛ توانست بهتنهایی ۱۰ مدال طلا برای ایران به ارمغان آورد.
محمدتقی اجتاد و صدیقه دیندار مهرآبادی حالا که به پشت سرشان نگاه میکنند، میبینند ثمره زندگی شیرین کارگریشان، پنجفرزند پسر است که همگی درس خوانده، سر به راه و معتقد هستند.