با حضور محمدجواد کاشفی که از قاریان بینالمللی قرآن است کلاس شروع شد. پسر بچهها هنوز شیطنت داشتند و به اشکال مختلف سر به سر یکدیگر میگذاشتند اما استاد با شیطنتهای آنها میخندید. دور یکدیگر حلقه زدند تا جوّی صمیمیتر داشته باشند. تلاوتها را شروع کردند. استاد، دنبال بهانه بود تا به هر طریقی هست، حتی به بچههایی که تمرین نداشتند جایزه دهد. بیراه نیست اگر بگوییم همین رویکرد باعث جذب کودکان و نوجوانان به کلاسهای قرآنی مسجد امالائمه فاطمهالزهرا(س) محله فارغالتحصیلان شده است. حضور پررنگ بچهها هم حاکی از آن است که در این مسیر موفق بودهاند.
مسعود لعلاول یکی از دلباختههای کلام الهی است که اول دلش پیش صوت خوش قرائت قرآن گیر کرد و بعد کمکم حس کرد جرعهجرعه این کلام دست از سر دلش برنمیدارد و پا پیشتر گذاشت و حافظ کل قرآن شد. بعدها خانوادهاش هم در این مسیر قدم برداشتند. میگوید: حفظکردن تجربیات قشنگی دارد. گاهی به آیاتی میرسی که دوست داری بیشتر روی معانیاش تمرکز کنی. مسعود لعلاول میگوید: بهتدریج که در تلاوت قرآن پیشرفت کردم، با معانی آن هم آشنا شدم. خیلی از آنها جذاب و دلنشین بود. آیه آخر سوره مبارکه عنکبوت از همان آیات راهگشاست.
سید محمد جواد هاشمی سه ساله بود که در کنار پدر و مادرش مینشست و صدای آهنگین تلاوت قرآن آنها را گوش میداد، شنیدن این صدا آن هم در سن بسیار کم برایش بسیار لذتبخش بود، بهطوری که با وجود نداشتن سواد از پدرش خواست تا خواندن سورههای قرآن را به او یاد دهد. میخواست مانند پدر، مادر و برادر بزرگترش بتواند قرآن را با صدایی زیبا بخواند.
پدر که علاقه او را میدید فرزندش را به جلسات قرآن در خانه استاد محمد بیداد میبرد و بعد از مدتی او را در مهدالرضا(ع) ثبتنام کرد.
«آیات قرآن برای آرامش در زندگی بهترین و پایدارترین آثار را برای هر شخصی در هر موقعیت و شرایط زندگی فراهم میکند زیرا آثار این آیات برای کسب آرامش در زندگی شخصی و مشترک اثبات شده است.» این بخشی از صحبتهای هادی شهابی است که در میان اهالی محله با عنوان ذاکر اهل بیت(ع) شهرت دارد و در تمام سالهای عمرش، یکی از فعالان امور فرهنگی و مذهبی بوده است. او که 35 سال سن دارد و در محله فرامرزعباسی متولد شده است، درباره حس و حالش از تلاوت قرآن میگوید: وقتی قرآن میخوانم سعی میکنم قرائتم با تدبر در مفاهیم قرآنی همراه باشد و به همین دلیل هنگامی که مشغول تلاوت قرآن هستم، احساس شعف و سبکبالی دارم؛ کلام وحی هنگامی که با آهنگ و موسیقی قرآنی توأم است، دلنشین و لذتبخش میشود.
محمد تقدیسیزاده از قاریان مسجد امام رضا (ع) واقع در الهیه ۲۵ است. با اینکه بیش از ۵ دهه از زندگیاش میگذرد، اما به قول خودش روزی نیست که تلاوت قرآن را از برنامههای زندگی خود کنار گذاشته باشد. او از 5سالگی در حسینیه خیاطها با محمدجواد پناهی آشنا شده و در ۳دهه اخیر پای ثابت جلسه «قرآن، محبان عترت» است. مجری گری در برنامه «به سوی ظهور» و خادمی در «مدرسه پریزاد» از دیگر فعالیتهای مذهبی و فرهنگی محمد تقدیسیزاده است.
محمدیزدان آفرین، قاری قرآن کریم میگوید: تمرینات را با سوره الرحمن آغاز کردیم و الان جزء 30ام هستیم. تمرین و تکرار زیاد، سرلوحه کار محمدیزدان است و هر روز بعدازظهر چند ساعت تمرین قرائت دارد. زمانی که میخواهد تمرین کند پدر و مادر و خواهرش نیز با او شروع به خواندن قرآن میکنند. مادرش میگوید: محمد استاد کوچک خانه است. اشتباهات ما را برطرف میکند و نکات لازم را به ما تذکر میدهد.
یکی از شاخصههای قاری، بهرهمندی از صدای خوب است ولی عوامل زیاد دیگری هم وجود دارد. اینطور نیست که حتما یک قاری موفق، یک قاری بینالمللی باشد. مسابقات بینالمللی حالت نمادین دارد و بعضی را شاخص میکند ولی هستند بسیاری از استادان و بزرگان قرائت قرآن در همین مشهد یا کشور که تا به حال حتی یک بار هم در این مسابقات شرکت نکردهاند. البته که زحمات قاریان بینالمللی نیز قابل چشمپوشی نیست.
محمدجواد پناهی کودکیاش در مهدیهها و مکتبخانههای نوغان و تپلمحله گذشته است و این روزها به پاس همان زحمات کودکی جزو قاریان بینالمللی شناخته میشود. کسی که کارش را با تقلید شروع کرده و بعدها با تسلط بر دستگاههای موسیقی، آن را بسط داده است.
حسین جوهری میگوید: در سنین خردسالی با تشویق پدر و مادرم کنار آنها مینشستم و به قرآنخواندنشان گوش میکردم. یک سال قبل از رفتن به مدرسه حفظ سورههای کوچک جزء سیام قرآن را با مربیگری پدرم شروع کردم. در واقع پدرم اولین مربی و معلم من در زمینه حفظ آیات قرآن بود.
برای هاشم روغنی که قاری برجسته کشوری است آموختن قرائت و آموزههای قرآنی بهطور جدی از همان ششسالگی شروع شد و تا چند سال قرائت عبدالباسط که آن روزها باب بود تنها کاستیای بود که در فکر و ذهن هاشم روغنی بارها و بارها مرور و زمزمه میشد و جریان داشت. او درباره تغییر و تحولات قاریانی که در کودکی و نوجوانی قرائتشان را دنبال میکرد، میگوید: ۵، ۶ سال که سبک عبدالباسط را تمرین کردم بعد از آن به قرائت منشاوی علاقهمند شدم. بعد از آن عدل بنا و بعد از آن هم وقتی با نوارهای مصطفی اسماعیل آشنا شدم دیگر تا همین امروز به قبلیها برنگشتم. کلام و قرائت او بینقص است و آهنگ صدایش با معنای آیات و کلمات تغییر میکند.
از روزی که خودم را شناختم یادم است پیاده میرفتم حرم که در محفلهای قرآنی شرکت کنم و پیاده هم برمیگشتم. حتی در ازدواجم هم لطف قرآن شامل حالم شد. آبجیای داشتم که ۶ ماه جلوتر برای برادرخانمم شیرینی خورده بودند. در همین رفت و آمدها که بود من خانمم را دیدم. موضوع را با خانوادهام که مطرح کردم گفتند اول باید بروی خدمت. رفتم آموزشیام را تمام کردم.وقتی میخواستم برگردم شنیدم که برای فلانی خواستگار میخواهد بیاید. شوکه شدم و دست و پایم شل شد. همان جا توی ترمینال که منتظر نشسته بودم نامهای نوشتم و دادم به پدرم و گفتم وقتی رفتم بخوانید. پدرم نامه را که خوانده بود زده بود زیر گریه.
امید حسینینژاد ماجرای دیدارش با رهبری را اینگونه روایت میکند: در سال ۸۴ به عنوان نماینده استان خراسان انتخاب شدم و در محضر آقا سوره مریم را قرائت کردم. این افتخار بزرگ، از بهترین خاطرات زندگی من محسوب میشود که همیشه به آن میبالم. بعد از ۱۵ سال، چهارم اردیبهشت سال 99، آقای علی سرابی (قائم مقام شورای عالی قرآن) با من تماس گرفت و گفت: «امسال نوبت شماست و برای قرائت در حضور رهبری بیا» عازم تهران شدم. ساعت ۴ عصر به مصلی رفتم. قرائت به صورت تصویری انجام شد و من نفر دوم بودم که خواندم. حس و حال وصفناشدنی داشتم.
حمید حقطلب در طول سالها قرائت قرآن، هدایای مادی و معنوی بسیاری دریافت کرده است، اما بزرگترین آرزوی او رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن است. میگوید: چندین سال قبل که در یکی از جلسات قرآنی در حال تلاوت قرآن بودم، یکی از حاضران در آن مجلس تشویقم کرد و هزینه یک سفر زیارتی به کربلا را به عنوان هدیه به من داد، به برکت قرآن این سفر زیارتی نصیبم شد و توانستم در کنار حرم امامحسین(ع)، امام علی(ع) و دیگر عتبات مقدسه کشور عراق به تلاوت قرآن بپردازم اما هنوز آرزومند رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن هستم.
«حنانه قاسمی» دختر 10ساله محله امام خمینی دو جزء قرآن را ظرف دو سال حفظ کرده است. پدر و مادر حنانه هر دو مربی قرآن هستند و این امر در تربیت و حفظ قرآنی دخترانشان نقش بسزایی داشته است. الگوی او در قرائت «حنانه خلفی» است، دختری که همنامش و حافظ کل قرآن کریم است و دوست دارد روزی مانند او قرائتی زیبا داشته باشد.
35سال مؤذن مسجد گوهرشاد بود و بهواسطه صدای خوش و فعالیتهای قرآنیاش به شیخالقراء شهر معروف شد. احمد مهرمشهدی، معروف به افخمی، تاریخ زنده 100سال اخیر مشهد است. کسی که از مجالس سنتی قرآن مرحوم عابدزاده و مسجد کرامت گرفته، تا مبارزات انقلابی چهرههایی چون شهیدان آستانهپرست و نوابصفوی و همچنین رهبر معظم انقلاب را به یاد دارد.
سروش عظیمی رئیس هیئت مدیره جوان مؤسسه قرآنی اظهرالجمیل الاعلی میگوید: بیش از ۳۰ قاری و حافظ ممتاز تربیت کردهایم. هم اکنون تعداد قرآن آموزان حاضر و مشغول در مؤسسه در بخش برادران و خواهران، در بخش مجازی و حضوری، بیش از ۲۰۰۰ نفر است که با توجه به شناخته شدن فعالیتهای مؤسسه در شهر و رغبت خانوادهها به تربیت قرآنی و پرورش استعدادهای فرزندانشان، تعداد علاقهمندان روز به روز در حال افزایش است.
پدرم حاج علیاصغر، قاری قرآن است و به همین دلیل همیشه در خانه ما صوت قرآن پخش میشد و فضای منزل معطر از آن بود. مادرم نیز در زمان بارداری بسیار قرآن میخواند. سال 76در محله طبرسی به دنیا آمدم. بعد از تولدم باز هم نوای قرآن در خانه ما شنیده میشد. در چنین شرایطی قد کشیدم. به خاطر دارم در شش سالگی در یک جلسه قرآن خانگی سوره تبت را در حضور دیگران تلاوت کردم. پدرم وقتی علاقه و اشتیاقم را دید من را در ششسالگی نزد آقامصطفی و حاج محسن کارگر برد و از آنها خواست تا قرائت قرآن را یادم دهند.