مسابقه - صفحه 41

من چند ماه مدام تمرین می‌کردم و مطالعه داشتم، اما در روز برگزاری آزمون متوجه شدم چند نفری خیلی خوب و آماده هستند. یکی از استان گیلان و یکی از البرز. راستش تا وقتی هم که فردای آزمون برای مراسم اختتامیه به همراه پدرم به هتل ثامن رفتیم، تردید داشتم اول شده باشم؛ اما شک نداشتم یکی از سه نفر اول من خواهم بود.‌ معرفی برترین‌های این المپیاد از آخر به اول بود. وقتی نفرات سوم و دوم را صدا کردند و اسم من نبود، متوجه شدم که مقام اول این المپیاد را به دست آورده‌ام.
برای گرفتن هر امتیاز، توپ تا 5دقیقه روی میز جا به جا می‌شد. استرسم آن‌قدر بالا بود که اشک ناخودآگاه از چشمانم می‌ریخت دوباره هر دو10 شدیم. فقط از خدا خواهش می‌کردم که ببرم. 11 بر 10 به نفع من شد و برای امتیاز آخر فقط اشک می‌ریختم. داورها می‌دیدند چطور اشک می‌ریزم. 12 به10 بازی تمام شد. حریفم ناراحت و عصبی شد و راکت را به سمت میز پرتاب کرد و از سالن بیرون رفت. آن‌قدر خوش‌حال شده بودم که فقط می‌پریدم و احساس می‌کردم چند سانتی قد کشیدم. این روایتی است که ریحانه رسولی از هیجان روز مسابقه و قهرمانی‌شان بیان می‌کند.
علیرضا رضایی ابتدا ورزش کاراته را شروع و بعد از مدتی به سبک کیوکوشین علاقه‌مند می‌شود. او که جدیت و تلاش خاصی در انجام تمرینات داشته است به‌زودی نظر استادش را جلب می‌کند. در این سه سال همیشه تمام تمرکز و انرژی‌ام را سر کلاس روی تمرینات و حرف‌های استادم ‌گذاشته‌ام و حتی بعد از اتمام کلاس نیز سؤالاتی را که برایم پیش آمده است از او می‌پرسم.
هانیه دختری است که برای آینده‌اش هدف‌های بزرگی دارد و خودش را در قامت یک قهرمان می‌بیند. هانیه شیرزاد در ده‌سالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمی‌ای که هیجان روزهای کودکی‌اش را بیشتر کرده و همان‌طور که در مسابقات کشوری و استانی درخشیده است، این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه خودش را برای مسابقات بین‌المللی خاورمیانه که سه‌هفته آینده در مشهد برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
الهه تاج پور، نوجوان موفق محله خاتم الأنبیا(ص)، توانسته در چهاردهمین المپیاد دانش آموزی فرش دست باف ایران1401، مقام سوم را به دست آورد.الهه 18سال دارد و فرزند چهارم و آخر خانواده و دانش آموز پایه دوازدهم رشته طراحی فرش است. می گوید: نقاشی و طراحی را دوست نداشتم. برخلاف من خواهرم عاشق نقاشی بود. او همیشه نقاشی های مدرسه ام را می کشید و لوح های افتخارش نصیب من می شد.
گوش راستم در مسابقات ده‌ جانبه بندر‌عباس شکست. حریفم شمالی بود و مقام سومی کشور را داشت. قبلش به من اخطار داده بودند که کشتی‌گیر قدری است و تندر می‌زند. به‌‌دلیل ترسم حریف همان ابتدا سه امتیاز از من جلو افتاد؛ اما کم‌کم لِم مسابقه دستم آمد و فهمیدم می‌توانم برنده شوم. لحظه آخر که می‌خواستم ضربه فنی‌اش کنم ناگهان سرش را بالا آورد که به گوش راستم خورد. شدت ضربه به حدی بود که گوشم شکست.پس از آن هم گوشم چندین وچند بار ضربه خورد. ضربه‌هایی که در طول این سال‌ها آن را به‌ چوبی خشک تبدیل کرده است.
«ریاضی درس شیرینی است، فقط باید این طعم را بچشیم تا متوجه شویم یادگیری آن ساده و تنها راهش هم تمرین کردن زیاد است.» این جمله را می‌گوید و شروع می‌کند به توضیح دادن اینکه چطور روزی هشت‌ساعت درس می‌خواند تا به همه کارهای روزمره‌اش هم برسد. محیا ماروسی نوجوان سیزده‌ساله محله نیروهوایی سال قبل در جشنواره ریاضی جابربن حیان با محوریت «یادگیری با طعم ریاضی» به همراه تیم پنج‌نفری مدرسه موفق شد رتبه اول کشور را کسب کند.
شیهان‌علی ملانوروزی می‌گوید: مسابقه جهانی کیوکوشین در سطح بالا در کشورمان برگزار شد، بزرگ‌ترین استادان جهان در تهران حضور یافتند، اما صدا و سیما در حد چند دقیقه کوتاه در اخبار فقط مقام‌ها را اعلام کرد!
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار می‌گیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقه‌ای که دارد در این حوزه تمرین می‌کند، شیوه زندگی را تمرین می‌کند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث می‌شود تا فرد طعم سختی‌ها را بچشد و درس‌هایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد می‌خورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه می‌کنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
روزگار کودکی ما یعنی دهه60 اوج فیلم‌های بروسلی، جکی چان و دیگر ورزشکاران هنرهای رزمی‌ بود. همه پسربچه‌های هم‌سن وسال من بعد از دیدن این فیلم‌های رزمی ‌با صداهای عجیب و غریبی همان حرکات را تکرار می‌کردند. چند دقیقه‌ای به در و دیوار خانه می‌پریدیم تا اینکه با صدای پدر یا مادر آرام و ساکت می‌شدیم. من تحت‌تأثیر همین فیلم‌ها به ورزش‌های رزمی ‌علاقه‌مند شدم. چون اتفاقا در نزدیکی خانه ما یعنی خیابان موسوی قوچانی یک باشگاه ورزشی رزمی ‌وجود داشت آن‌قدر اصرار کردم تا پدرم اسمم را در این باشگاه نوشت و از کودکی ورزش تکواندو را شروع کردم.
اردیبهشت امسال مقام سوم کشوری را در مسابقات کُشتی آزاد و در رده سنی نونهالان کسب کرده و به تیم ملی این رده سنی نیز دعوت شده است. امیررضا علی‌پور، دانش‌آموز سال نهم، ساکن محله شاهد است. خودش می‌گوید از وقتی این مقام را کسب کرده است، دوستانش در مدرسه نیز به رشته کشتی علاقه‌مند شده‌اند و او در حد توان آن‌ها را راهنمایی می‌کند. امیررضا از دوستان هم‌سن و سالش می‌خواهد ورزش را جدی بگیرند و باعث افتخارآفرینی برای خانواده، هم‌میهنان و کشورشان شوند.
ورزش حرفه‌ای را از سنین نوجوانی شروع می‌کند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی می‌پرداخت و در این راه مقام‌هایی نیز کسب‌ کرده، بزرگ‌ترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانه‌روزی خود پله‌های ترقی و موفقیت در عرصه‌های ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمی‌آید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفه‌ای، در رشته‌های رزمی رتبه‌های مختلفی را کسب می‌کند.
از سال سوم دبستان، ورزش را در رشته ووشو به‌طور حرفه‌ای دنبال می‌کند. زینب عباس‌زاده متولد سال1384 است و در محله هدایت به دنیا آمده است. خودش می‌گوید: یکی از خوشبختی‌هایم این است که پدر و مادرم هر دو درکار ورزش و باشگاه‌داری بودند. کلاس سوم که ورزش ووشو را در باشگاه محله شروع کردم مادرم توران یعقوبی سرپرست باشگاه بود و مدیریت بخش خانم‌ها را برعهده داشت من هم بیشتر اوقات فراغتم را به همراه مادرم در باشگاه می‌گذراندم و تمرینات ورزشی ووشو را انجام می‌دادم.
عبدالله محمدزاده از هشت سالگی کاراته را شروع کرده است. می‌گوید: خیلی اتفاقی به دنیای کاراته پا گذاشتم و حالا شیفته این ورزشم. برگه تبلیغ کلاس‌ها را روی در خانه زده بودند. آن را به پدر نشان دادم و از او خواستم من را در این کلاس‌ها ثبت‌نام کند. عبدالله برخلاف هم‌سن و سال‌هایش فوتبال و ورزش‌های توپی را دوست ندارد. اما ورزش‌های رزمی و مبارزه‌ای مورد علاقه‌اش هستند.
قصه موفقیت‌های فائزه متولد سال1386 خیلی زود و از همان سن پیش‌دبستانی آغاز شد. او که همراه مادرش برای شرکت در مراسم مذهبی یکی از حسینیه‌های اصفهان برنامه‌ریزی می‌کردند، هنگام پیداکردن آدرسی که از آن مکان داشتند، اشتباهی از حسینیه دیگری سردرآوردند. هنگام ورود، متوجه دوربین صداوسیما و حضور جمعی از دختربچه‌ها شدند که در حال دادن آزمایش صدا بودند. مادر جوان فائزه با زیرکی چند و چون موضوع را جویا شد و بدون معطلی فائزه پنج‌ساله را برای آزمون صدا آماده کرد.
آسیه آقایی دانش‌آموز سال دهم رشته علوم تجربی و راه‌یافته به مرحله دوم المپیاد کشوری کامپیوتر در این سال تحصیلی است که در سال‌های گذشته هم با عناوین مختلف علمی، هنری، ورزشی و دینی جزو دانش‌آموزان موفق و پرتلاش بوده است. آسیه دوره دبستان خود را در یکی از محلات کم‌برخوردار گذراند و خانواده او برای دوره متوسطه اول به محله رضاشهر نقل مکان کردند تا او بتواند از تحصیل در مدارسی با سطح بالاتر برخوردار شود.
رئوف پاشایی متولد سال1392در محله ابوطالب (موسوی قوچانی) است. خودش با زبان کودکانه می‌گوید: با شاهنامه قبل از اینکه مدرسه بروم آشنا شدم. پدر و مادرم به‌ویژه مادرم علاقه زیادی به خواندن شاهنامه داشتند. مادرم داستان‌های شاهنامه را برایم می‌خواند و من با علاقه گوش می‌کردم. در کلاس دوم زمانی که خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودم شعرهایی از زال، سیمرغ، رستم و سهراب را برای خانواده و اطرافیان می خواندم و آن‌ها تشویقم می‌کردند.
جوان‌ترین عضو تیم ملی سوارکاری است. دوبار موفق به شکست رکورد قهرمانی پرش با اسب شده است. یک‌بار در نوزده‌سالگی در مسابقات قهرمانی کشوری جوانان پرش با اسب اول می‌شود و بعد از 28سال جام قهرمانی را از دست پایتخت‌نشین‌ها می‌رباید. دومین‌بار ‌در آبان‌ سال 1400 بعد از 48سال، طلسم سوارکاری خراسان رضوی را با دریافت مدال طلا می‌شکند و جام قهرمانی کشور در رده بزرگسالان را در این رشته ورزشی برای استان و مشهد به ارمغان می‌آورد.
علی‌اصغر و محمدحسین دو برادر ساکن محله الهیه هستند که در خانواده‌ای مذهبی متولد شده‌اند اما هیچ‌وقت پدر و مادرشان آن‌ها را به حفظ قرآن مجبور نکرده‌اند. علت علاقه‌مندشدن این برادران به حفظ آیات الهی برمی‌گردد به زمانی که علی‌اصغر 9سالش بود و در کنار مادر، حفظ سوره‌های کوتاه جزء30 قرآن را آغاز کرد. او مدتی بعد در مسابقات دانش‌آموزی حفظ قرآن کریم در ناحیه و شهر مشهد عنوان اول را کسب کرد و همین موضوع او و سپس محمدحسین را به حفظ قرآن علاقه‌مند کرد.
فاطمه خانی، نوجوان نقال محله شریعتی، 18سال دارد و دلبسته ادبیات فارسی و اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی است. او دانش آموز سال دوازدهم علوم تجربی است و می خواهد در آینده دندان پزشکی بخواند. با این حال هنر نقالی را دوست دارد و آن را در کنار درس هایش دنبال می کند.