غلامعلی اللهدوست میگوید: کامیون حامل زنبورها در شیراز حوالی صبح رسید و وقتی در بار را باز کردیم، زنبورها حمله کردند و تا توانستند ما را نیش زدند. جای نیشها آنقدر میسوخت که تا چند روز بعد توان بلندشدن از جایمان را نداشتیم!
محله
سعدآباد
محله سعدآباد در میان اهالی بهواسطه خیابان معروفش، به نام سناباد نیز شناخته میشود. اما خیابان سناباد امروزی در زمینهای روستای سناباد قدیم قرار ندارد و فقط در مسیر رسیدن به قنات آن بوده است. مزرعه سعدآباد از قدیمیترین مزارع وقفی خراسان و شهر مشهد است. بنا بر وقفنامه گوهرشاد تمامی مزرعه سعدآباد وقف مسجد گوهرشاد شده است.
حسین آینهچی، ورزشکار باسابقه تکواندو سالهاست که مربی و داور بینالمللی این رشته است و بارها در سنین مختلف بهعنوان ورزشکار و مربی، مدالهای مختلف استانی، کشوری و بینالمللی کسب کرده است.
مراسم عروسی ما با چهارشنبهسوری مصادف شده بود. من هم از روی آتشی که درست شده بود، پریدم. همان لحظه یکی از جوانها ترقهای درون آتش انداخت و اتفاقی که نباید، رخ داد و گوشه دامنم آتش گرفت.
آخوندپور فیلمهای بسیاری را ساخته و کارگردانی کرده است که همهی آنها در شبکههای سراسری پخش شدهاند. میگوید: بهدنبال این هستم که کاری در ارتباط با مشهد و فضای معنویاش یا یکی از قصههای شاهنامه کار کنم.
آندریا میگوید: علاقهام با کتابخواندن شروع شد. تقریبا هرروز یک کتاب میخواندم. بعد از یکسال عضو کانالی شدم که داستانهای کودکانه در آن قرار میگرفت و با خواندن آنها به نویسندگی علاقه پیدا کردم.
دفنوازی، بسکتبال و شرکت در مسابقات المپیاد ریاضی ساسمو از فعالیتهای عسل حسنپور، دانشآموز کلاس ششم مدرسه حضرت زینب(س) است. او توانسته در مسابقات مختلف مقام کسب کند.
سعدآباد امروز که یکی از محلات پیشرفته و توسعهیافته واقعدر منطقه یک شهرداری مشهد است، روزگاری نهچندان دور در احاطه باغها و زمینهای کشاورزی بود و بسیاری از ساکنان قدیمی از نزدیک، شاهد این توسعه بودهاند.
خانواده شاملوها از زمان نادرشاه به خطاطی و نویسندگی معروف بودند اما میرزاغلامعلیخان شاملو، پدربزرگ پروفسور فریدون شاملو این سنت خانوادگی را تغییر داد و درکنار میراث خطاطی، بهدنبال آموختن علم طب رفت و خانواده شاملوها را بهسمت طبابت برد.
پروفسور فریدون شاملو کسی است که علاوهبر راهاندازی درمانگاههای خصوصی خودش، اولین رئیس بیمارستان قائم (عج) بوده، مدتی ریاست بیمارستان شاهرضا را برعهده داشته و با کمک خیران، بیمارستان امید را راهاندازی کرده است.
بانوان کارآفرین محله سعدآباد بههمراه بانوان دیگر محلات مشهد، ماهی یکبار به اینجا میآیند و تولیدات خانگیشان را عرضه میکنند.
اسماعیل دباغتبریزی میگوید: با اعتمادی که عموی خدابیامرزم به من کرد، کار نقاشی گنبد مسجد گوهرشاد را براساس عکسهای قدیمی زیر گنبد شروع کردم. جایی که به آن ایوان مقصوره میگویند.
پروفسور علی شاملو میگوید: پدرم همیشه به من توصیه میکردند طبابت را صبح زود شروع کن. چون بیماران شب تا صبح را با درد گذراندهاند و طاقت ندارند بیشتر از این صبرکنند.
جواد غفوریان تعریف میکند: عراقیها که از سرنگونی هواپیماهای تدارکاتی ناامید شده بودند، نقشه ترور خلبانان آن ازجمله من را کشیده بودند که البته نافرجام ماند.
اصغر حسیننژاد میگوید: در دورهای که خبر از غذاهای فستفودی نبود، محبوبترین غذای مردم مشهد، آبگوشت بود. اینطور نبود که برنج در بازار نباشد؛ اتفاقا بهترین برنج دمسیاه ایرانی وجود داشت، اما گران بود.
پژوهشگر قدیمی تاریخ مشهد، این مسیر را از پدرش به ارث برد و پس از فوت او بر سر این کار نشست. ابتدا یادداشتهای پدر را سامان داد و منتشر کرد و بعد کتابهای خودش متولد شد.
مادر شهید قائمی هنوز هم لباسهای پسرش را درون ساکی که همراه همیشگی راه مشهد-کرمانشاهش بود، نگه میدارد. لباسهایش بعد از گذشت ۳۰ سال هنوز نو و اتوکشیده است.
محمد مهرابی که جانبازی را با دست و پا و چشمان خود لمس کرده در سالهایی که سعی دارد به عنوان یک رزمنده در میدان باشد، از هنر و عشق و علاقهاش به هنر خوشنویسی هم نمیگذرد.
موذنی، آغازی شد برای ورود رضا خراسانی به دنیای اصوات و صداهای پرطنین. او تنها مدرس آواز دارای کارت صلاحیت تدریس از وزارت فرهنگ و ارشاد در خراسان است.
محمد نداف میگوید: میدان سعدآباد با آجرهای رنگی قرمز پوشیده شده و بخش دیگری از خیابان خاکی بود. دور و اطراف خیابان تکوتوک خانههایی ساخته شده بود.بیشتر صاحبان خانهها باغداران و کسبه بودند.
به عقیده حاچی کفاش تمام مردهها در سهشب چراغبرات آزادند و منتظر خیرات قوم و خویشان خود؛ خیراتی که هرکس بهاندازه توانایی خود انجام میدهد.