علی پهلوان که وارد هفتمین دهه از زندگی خود شده اولین بار در ۷ سالگی کفشداری را در حرم امام حسین (ع) تجربه کرده است. خادم حرم امام رضا (ع) درباره اولین تجربه کفشداری خود در حرم امام حسین (ع) میگوید: پدر من خواربار فروش بود و به سفرهای زیارتی علاقه زیادی داشت به طوری که هر سال بین ۴ تا ۶ ماه ما به عراق میرفتیم. اولین بار در کودکی من کفشداری را در یکی از همین سفرها تجربه کردم.
مجلس یا جشن سلام از قدیمیترین آیینهایی است که در حرم مطهر برگزار میشود. مجلس سلام دربار ولایتمدار رضوی هرسال باشکوه هرچه بیشتر و بهطور مخصوص در شب ولادت حضرت رضا(ع) در تالار تشریفات برگزار میشود. در این جشن به حسب دعوت قبلی و کتبی اداره تشریفات آستان قدس رضوی، عدهای از روحانیان، استاندار وقت، رؤسای ادارات دولتی، افسران ارشد لشکری، اعضای عالیرتبه آستان قدس و جمعی از مشاهیر شهر در تالار تشریفات آستانه حضور مییابند.
هرکدام از این گلها هزاران حاجت را با خود به حرم میآورند. هزاران دعا و خواسته را با خود میآورند و حرم مطهر را غرق در عطر دلانگیز خود میکنند. از سراسر ایران میآیند؛ محلات، اصفهان، تهران، رامسر، کرج و... .
در کنار تمام نذرهایی که در حرم مطهر مرسوم است، نذر گل برای ولادت حضرت رضا(ع) از آن نذرهایی است که با نزدیک شدن به روز میلاد منطقه ثامن را به تکهای از بهشت تبدیل میکند. نذری که خیران و بانیان سراسر کشور گلهاشان را همراه با دلهای گرهزده به پنجره فولاد راهی صحن و سرای حرم یار میکنند.
اولین ساخت و سازهای خیابان احد از دهه ۴۰ آغاز شده و پس از آن شهروندانی از تمام نقاط شهر و دیگر شهرهای اطراف استان بهویژه شهر نیشابور و تربت حیدریه در آن ساکن شدند.
حسین اسکندری 20سال است که در این حرفه فعالیت دارد. او درباره این 2سال اخیر و تأثیرش بر کار وکالت میگوید: «از سال98و با شیوع کرونا اختلافها و درگیریهای خانوادگی و مالک و مستأجری بیشتر از قبل شده است. بسیاری از شهروندان در این مدت کارشان را از دست دادهاند. این امر بر روی زندگی خانوادگی و روابط اجتماعیشان اثر گذاشته و صبر و تحملشان کمتر شده است.»
فقط 3سال است به طراحی آرم و لوگو روی آورده است اما در این مدت با خلاقیت و تواناییای که در طراحی از خود نشان داده، در بین طراحان هم سن و سالش برای خودش جایی پیدا کرده بهطوری که دوستان و اطرافیانش از سید علیرضا رئیس الساداتی میخواهند برای کسب و کارشان آرمی طراحی کند که در خاطر دیگران ماندگار شود. این دانشآموز سابق دبیرستان فردوسی و ساکن محله امام خمینی(ره) توانسته با هنر خود مقامهای بسیاری را به دست بیاورد.
مهدی بهرمند تراشکار محله پروین اعتصامی است. با اینکه 20سال دارد سالهاست در حرفه تراشکاری مشغول به کار است. او که از 14سالگی کارش را آغاز کرده است میگوید: «دل به کار داشته باشید با کمتر از 2سال شاگردی میتوانید چم و خم کار را یاد بگیرید. شاید اینکار به ظاهر آسان باشد، اما فوت و فن کوزهگری خودش را دارد که بیتوجهی به آن سبب میشود گاهی کارتان برگشت بخورد و زحماتتان هدر برود.»
تمام آدمهایی که در اینجا مشغول به کارند، حواسشان به این است که داروها در کمتر از 24ساعت از زمان سفارش شده به داروخانهها برسد. تفاوت این فضا با قسمت مرسولات پستی در این است که باید هر چیزی در جا و قفسه خودش گذاشته شود. یک خطای کوچک دردسری بزرگ به بار میآورد.
شما نمیتوانید داروی یخچالی را در قفسه داروهای معمولی بگذارید؛ فضایی که تحملش برای ما فقط چند دقیقه است و کمتر از 5دقیقه نمیتوانیم سرمایش را تحمل کنیم، یا داروهای شیمیایی که مکان نگهداری خاص خودش را دارد
کافی است از پلیسراه که خارج میشوی از بریدگی کوچکی که باز شده است به سمت مشهد دور بزنی تا خودت را به مرکز تحقیقات جهاد کشاورزی برسانی. حدود 200متر پایینتر از جایی هستیم که مردم از مشهد خارج میشوند و چشممان به تابلوی مرکز تحقیقات میافتد. از همان بدو ورود متوجه میشویم اینجا به گستردگی یک شهر اما با ساکنان متفاوت است. زمینهای کاشته شده که هر کدام برچسب خاص خودشان را دارند، میگویند: «اینجا شهر گیاهان است.»
ساخت مجتمعهای تجاری متعدد در مشهد باعث شده مغازههای قدیمی خیابان خسروی یکی بعد از دیگری تعطیل شوند.
کمبود آب در مشهد ایجاد سقاخانه و شغل سقایی را در سدههای گذشته بیشتر در معرض توجه قرار داده بود. سابقه وجود سقاخانه و سنگاب در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه برمیگردد. در موزه آستان قدس رضوی، سنگاب خوارزمشاهی وجود دارد که گفته میشود پیش از این در راهرو سقاخانه نصب بوده و آب آشامیدنی زوار را تأمین میکرده است.
اعظم سالاری متولد سال60 و کارشناس رشته مکانیک است. اقدامات فرهنگیاش بهخصوص در حوزه حجاب و عفاف را از دانشگاه آغاز کرده است. او درباره اینکه چطور از یک مهندس مکانیک به فعال فرهنگی تبدیل شده است، میگوید: رفتن به دانشگاه همیشه برای من آرزو بود، اما متأسفانه به محض اینکه پا به دانشگاه گذاشتم، برخی از رفتارهای دانشجویان برای من خیلی ناراحتکننده شد. چندبار به رئیس دانشگاه مراجعه کردم و از ایشان برای سروسامان دادن به این اوضاع خواهش کردم، اما متأسفانه ایشان هم طرفدار همین نوع رفتار و حتی پوشش بودند.
تا اوایل قرن حاضر، حدود 12باغ مشهور در شهر وجود داشته و حتی به روایتی محله چهارباغ مشهد، نام خود را از 4باغ که پیرامون آن قرار داشته، گرفته است. سرسبزی در مشهد قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع زیرزمینی فراوان بوده است. بر اساس منابع تاریخی، تا اوایل سالهای دهه 1300شمسی مشهد فقط دارای یک خیابان از غرب به شرق شهر بود که به فرمان شاهعباس بزرگ بهصورت چهارباغی با 4ردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود.
خیریه «قائم آل محمد» از شعبههای خیریه آبشار عاطفهها، یکی از مراکزی است که بسیاری در محدوده سیدی و طرق چشم به کمکهای او دارند. 2سال از شروع به کار شعبه خیابان قائم آبشار عاطفهها میگذرد. همین مدت اندک کافی است که ساختمان این شعبه به خانه امید صدها خانواده ناتوان از پرداخت هزینههای زندگی تبدیل شود.
ساختمان مقر اطلاعات و عملیات، حلقه وصل بچههای هیئت انصارالمهدی و بچههای جنگ است. این ساختمان که در خیابان امامرضا(ع) 40 است، خودش روایت جدایی دارد؛ اما امروز به سراغ کسی رفتهایم که این ساختمان را با یاد روزهای جنگ در اختیار بچههای رزمنده سابق گذاشته است. او که جبهه، جنگ و آدمهای وارسته را دیده است حالا به مرام همانها زندگی را میگذراند. نمیدانم کدامیک از انگیزههایش قویتر است تا او بخواهد یک ساختمان میلیاردی را به چنین کاری اختصاص بدهد و راضی باشد.
شهید سپهبد صیاد شیرازی از آن شخصیتهای خاصی است که هر زمانهای کمتر به خود میبیند. مردی که ممکن است نامش در جایی از زمان و گوشهای از تاریخ جا بماند ولی شرح منش و مجاهدتهایش بر زمان و مکان چیره میشود. این پرونده تلاش کوچکی است تا دریچههای تازهای از زندگی او را به روی مخاطب بگشاید.
جزئیات در نقاشیهای محمدطاها سیدی آنگونه دیده میشود که در سایر همسن و سالهایش کمتر به چشم میخورد. او با سن کمش، داستانگوی خوبی هم هست، قصههایی که ذهن کودکانه خلاقش آن را خلق میکند. اینها نشان از توجه پدر و مادرش به استعدادهای او دارد، بهویژه مادرش الهه زاهدی که خودش هم در نقاشی دستی در آتش دارد و فرزند 6سالهاش را در این زمینه به خوبی حمایت میکند. محمدطاها و خانوادهاش ساکن محله امامخمینی(ره) هستند.
پزشکان برای ویزیت بیماران نشسته بودند و مردم با رعایت فاصلهگذاری منتظر ویزیت بودند. پس از پرسوجو متوجه شدیم بیماران کرونایی که حال مناسبی ندارند و باید به پزشک مراجعه کنند به این مرکز میآیند و معاینه میشوند. یکی از ویژگیهای مرکز درمانی احداث داروخانهای در ورودی حسینیه است که داروهای بیماران کرونایی را دارد و بیماران یا همراهانشان قرار نیست به دنبال خرید دارو در به در جاهای دیگری شوند. اگر هم برای بیمار تزریق آمپول یا سرم تجویز شده باشد، همان جا رایگان انجام میشود.
با تماشای سختی زندگی عشایر، دوران کودکی همسرم را تصور میکردم که او در کودکی چگونه از مسیرهای صعبالعبور عبور میکرده و تمام اینها اطمینانم را به او بیشتر میکند. البته این اطمینان همچنان ادامه دارد طوری که اگر 5مرد قوی ویلچرم را برای عبور از یک راهپله بلند کنند من نگران هستم که مبادا ویلچر از دست آنها رها شود اما اگر همسرم تنها با یک دست اینکار را انجام دهد مطمئن هستم او من را سالم بر زمین قرار خواهد داد.
او هم مثل بیشتر معتادان، با مصرف نخستین نخ سیگار گام در بیراهه اعتیاد گذاشت و وابستگی شدید به انواع موادمخدر از تریاک و شیره گرفته تا الکل، حشیش، هروئین و... را با بدترین شیوه مصرف در دوران نوجوانی و جوانی تجربه کرد و به اصطلاح خودش تا ته خط رفت.
پس از 17سال رفتار یکی از دوستان نزدیکش او را تغییر داد و عزمش را جزم کرد تا از آن سیاهی رهایی یابد و حالا 16سال از دوران پاکی و رهایی«مجتبی» از بند اعتیاد میگذرد.