قهرمان - صفحه 21

گوش راستم در مسابقات ده‌ جانبه بندر‌عباس شکست. حریفم شمالی بود و مقام سومی کشور را داشت. قبلش به من اخطار داده بودند که کشتی‌گیر قدری است و تندر می‌زند. به‌‌دلیل ترسم حریف همان ابتدا سه امتیاز از من جلو افتاد؛ اما کم‌کم لِم مسابقه دستم آمد و فهمیدم می‌توانم برنده شوم. لحظه آخر که می‌خواستم ضربه فنی‌اش کنم ناگهان سرش را بالا آورد که به گوش راستم خورد. شدت ضربه به حدی بود که گوشم شکست.پس از آن هم گوشم چندین وچند بار ضربه خورد. ضربه‌هایی که در طول این سال‌ها آن را به‌ چوبی خشک تبدیل کرده است.
پنج سالی می‌شود که ورزش کاراته را شروع کرده است و توانسته مقام سوم استانی مسابقات نوجوانان هیئت کاراته را کسب کند. یونس یوسفی ساکن محله کوشش 19سال دارد و هدفش را مربیگری در کاراته تعیین کرده است. او که مشوق بسیاری از دوستان و هم‌محله‌ای‌هایش برای پرکردن اوقات فراغتشان با ورزش بوده است از انتخاب رشته کاراته می‌گوید.
شیهان‌علی ملانوروزی می‌گوید: مسابقه جهانی کیوکوشین در سطح بالا در کشورمان برگزار شد، بزرگ‌ترین استادان جهان در تهران حضور یافتند، اما صدا و سیما در حد چند دقیقه کوتاه در اخبار فقط مقام‌ها را اعلام کرد!
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار می‌گیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقه‌ای که دارد در این حوزه تمرین می‌کند، شیوه زندگی را تمرین می‌کند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث می‌شود تا فرد طعم سختی‌ها را بچشد و درس‌هایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد می‌خورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه می‌کنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حوالی سال 1355 بود که تیم برق پا گرفت. آن زمان اطراف چهارراه برق هنوز ساخت‌و‌سازی نشده بود. بچه‌های محله‌های طلاب و طبرسی برای بازی فوتبال این مکان را انتخاب کردند. محل بازی‌شان میدانی بود که فقط دو تا میله دروازه داشت. خط‌هایش تقریبا فرضی بود، شنی و خاکی. احمد محدث، مربی و سرپرست تیم، بچه‌ها را دور هم جمع کرده بود. جالب این است که تیم برق که بعدها با چند تیم دیگر ترکیب و نامش فردوسی شد و اکنون نیز به نام شهید محدث شناخته می‌شود، برای خودش در محله قدرتی بود و با تیم‌های مطرحی در سطح مشهد بازی می‌کرد. در بیشتر مواقع هم برنده می‌شد. همین چیزها بود که بچه‌های ده‌دوازده‌ساله محله‌های طلاب و طبرسی را واداشت جدی‌تر دنبال زمین مناسب بیفتند.
«سرهنگ2 علی کمالی» در نوزده‌سالگی‌ رشته سنگ‌نوردی را به‌طور حرفه‌ای انتخاب کرد و تا به امروز در آن فعالیت کرده است. رشته ورزشی‌ای که تا قبل از ورودش به دانشگاه افسری امام علی(ع) شناخت چندانی از آن نداشت و فکر نمی‌کرد یک روز بتواند در مسابقات این رشته مقام‌آور باشد. کسب مقام اول در نهمین دوره مسابقات سنگ‌نوردی قهرمانی ارتش گرایش سرطناب در سال گذشته؛ سبب شد تا گفت‌وگویی با این ورزشکار سی‌وهشت‌ساله داشته باشیم که معتقد است تلاش و کوشش در زندگی می‌تواند هر مشکلی را مانند موم نرم کند.
ورزش حرفه‌ای را از سنین نوجوانی شروع می‌کند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی می‌پرداخت و در این راه مقام‌هایی نیز کسب‌ کرده، بزرگ‌ترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانه‌روزی خود پله‌های ترقی و موفقیت در عرصه‌های ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمی‌آید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفه‌ای، در رشته‌های رزمی رتبه‌های مختلفی را کسب می‌کند.
وقتی اولین بار در میان همکاران آتش‌نشان خود سه تیر را به سمت تخته دارت پرتاب کرد، همه تعجب کردند چطور کسی که تجربه بازی در این رشته ورزشی را ندارد تیرها را یکی پس از دیگری نزدیک به هدف پرتاب می‌کند. در هر صورت، شیرینی اولین بازی و تشویق همکاران باعث شد ناخودآگاه به سمت این رشته ورزشی کشیده شود و اوقات فراغتش را با تمرین دارت پر کند. نتیجه این تمرین‌ها کسب ده‌ها عنوان برتر در رقابت‌های مختلف ورزشی است. سید‌جعفر سیدی‌زاده در حالی که پانزدهمین سال حضور در سازمان آتش‌نشانی مشهد را می‌گذراند، به‌تازگی توانسته است مقام سوم لیگ برتر دارت کشور و رتبه سوم رنکینگ برترین قهرمانان دارت ایران را کسب کند. او ساکن محله ایثار است و اکنون خود را برای مسابقات برون‌مرزی آماده می‌کند.
تالاری که در دل مجموعه ورزشی شیک و مدرن امام‌رضا(ع) مانند نگینی درخشان، ویترین افتخارات شمار زیادی از بزرگ‌مردان و زنان ورزشکار کشورمان است؛ از مدال‌های رنگارنگ تا جام‌های قشنگ. گالری و موزه ورزش رضوی در ورزشگاه امام‌رضا(ع)، اسفند1397 هم‌زمان با میلاد حضرت فاطمه‌زهرا(س) افتتاح شد و حالا با گذشت نزدیک به چهار سال از افتتاحش، رفته‌رفته با ویترین افتخارات ورزشکاران ایرانی که ارادت ویژه‌ به ساحت مقدس امام مهربانی‌ها دارند، تکمیل می‌شود. این موزه شامل سه بخش افتخارات ورزشی، گالری تصاویر ناب و ابزارهای ورزشی قدیمی است.
ماهان میرآفتاب از بچگی آن‌قدر دنبال توپ بود که وقتی شش‌ساله شد پدرش راه افتاد دنبال فضایی که علاقه و استعداد پسرش در آن رشد پیدا کند. او را در باشگاه سیاه‌جامگان ثبت‌نام کرد و از همان ابتدا مربیانش از استعداد خوب او صحبت می‌کردند. نتیجه تمرین‌ها و بازی‌های پیاپی او به کسب مقام قهرمانی فوتبال در لیگ دسته یک نوجوانان کشور در سال 1400 منجر شد. ماهان سال88 نیز به عنوان نخبه ورزشی استان در سن زیر 12سال معرفی شده و به دنبالش به اردوی تیم ملی دعوت شده است.
طاهره سروری‌زاده، ورزشکار جوان محله شهید آوینی این روزها در کناره مبارزه در مسابقات، دست استعدادها را هم می‌گیرد و با آموزش‌هایش پشت رؤیای دختران کودک و نوجوان ایستاده است. تازه‌ترین موفقیت او هم سال گذشته رقم خورد و موفق شد حکم داوری درجه1 و مربیگری درجه2 را بعد گذراندن دوره‌های آموزشی در دو بخش تالو و ساندا از فدراسیون ووشوی کشور دریافت کند.
چند هفته قبل، زمانی که مینا دانش‌آموز رشته تربیت بدنی هنرستان فنی و حرفه‌ای فاطمة‌الزهرا در محله پنجتن، عازم مسابقات رزمی کشوری در لرستان می‌شد، تصورش را نمی‌کرد یکی از پرافتخارترین رقابت‌های ورزشی خود را پشت سر بگذارد. او با کنار زدن همه مشکلاتی که در مناطق کم‌برخودار سد راه دختران است بین رزمی‌کاران شرکت‌کننده کیک‌بوکسینگ کمربند طلا را از آن خود کرد.
با وجود دردی که در حین مسابقه گاهی در پایش می‌نشست، فقط به عشق ایران توانست زود‌تر از همه دونده‌ها از خط پایان عبور کند. بعد، از شدت درد پا بر زمین افتاد. دقایقی بعد، روی سکوی قهرمانی ایستاد و همان روز با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتش‌نشانان به اهتزاز درآورد. محمد اسلامی با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتش‌نشانان به اهتزاز درآورد و نام قمر بنی‌هاشم روی لباسش برای او دلگرمی بسیاری در مسابقات جهانی آتش‌نشانان بود. او چهار مدالی را هم که از مسابقات المپیک اردیبهشت در چهار رقابت سخت به دست آورد در همان مسابقات به شهدای آتش‌نشان تقدیم کرد.
جوان‌ترین عضو تیم ملی سوارکاری است. دوبار موفق به شکست رکورد قهرمانی پرش با اسب شده است. یک‌بار در نوزده‌سالگی در مسابقات قهرمانی کشوری جوانان پرش با اسب اول می‌شود و بعد از 28سال جام قهرمانی را از دست پایتخت‌نشین‌ها می‌رباید. دومین‌بار ‌در آبان‌ سال 1400 بعد از 48سال، طلسم سوارکاری خراسان رضوی را با دریافت مدال طلا می‌شکند و جام قهرمانی کشور در رده بزرگسالان را در این رشته ورزشی برای استان و مشهد به ارمغان می‌آورد.
برادرم که سه سال از من بزرگ‌تر است، به ورزش ووشو علاقه‌مند شده بود اما برای اینکه پدرم ناراحت نشود پنهانی به باشگاه می‌رفت. من نیز شش‌ساله بودم که همراه برادرم می‌رفتم. آنجا مجذوب حرکات نرم، هماهنگ و منظم ورزش ووشو شدم. برای مدتی بدون اینکه پدرم متوجه شود باشگاه می‌رفتیم. اما بالأخره پدرم با دیدن لباس‌های رزمی ما در منزل متوجه ماجرا شد. همان شب من و برادرم را صدا کرد و از ما خواست که درباره ورزشی که انجام می‌دهیم توضیح دهیم. راستش اول کمی ‌ترسیده بودیم. بعد از دقایقی سکوت، برادرم گفت: من و عزیز‌الله مثل شما قوی‌جثه و تنومند نیستیم که بتوانیم کشتی بگیرم. اما قد و قواره کشیده و چابکی داریم و فرم بدنمان برای ورزش‌های رزمی ‌مناسب است.
سراج شکری از سختی‌ها و ناملایمات زندگی این‌طور می‌گوید: بارها شده که به خاطر کار و مسائل اقتصادی زندگی مجبور شدم ورزش را در برهه‌ای کنار بگذارم. من به عنوان یک انسان متأهل، مسائل زندگی مشترک را در اولویت قرار داده‌ام. در مبارزات ما بحث آمادگی جسمانی و نوع تغذیه حرف اول را می‌زند. گاهی پیش آمده با وجود اینکه حریف خود را به خوبی می‌شناختم و می‌دانستم که قطعا در مبارزه با او پیروز می‌شوم اما به دلیل مسائل اقتصادی‌ای که وجود داشته است از مبارزه انصراف داده‌ام.
شمشیربازی که دوباره راه افتاد کارهای من هم شروع شد. این ورزش طوری اعتیادآور است که اگر مدت زمان زیادی هم از آن دور باشید، باز نمی‌توانید وسوسه خودتان را کنترل کنید و سراغش نروید. این دقیق حکایت من بود که بعد از 15 سال تعطیلی مثل روز اولی که با این ورزش آشنا شده بودم، دوباره به سمتش رفتم. این‌بار در کسوت مربی. می‌خواستم مثل اروپایی‌ها مدرسه شمشیربازی تأسیس کنم. آن اوایل راه‌اندازی دوباره این ورزش سازمان تربیت‌بدنی وقت خیلی توجهی به آن نشان نمی‌داد. ما در شمشیربازی قهرمان آسیا بودیم و پنجم جهان اما هرجا رفتم گفتم می‌خواهم آموزشگاه شمشیربازی راه بیندازیم، کسی تحویل نگرفت.
احمد حاتمی خیّر و سازنده مجتمع ورزشی المهدی(عج) است. کسی که پیش از این هم مدارسی در حاشیه شهر ساخته است.
با خودم عهدبستم ورزش را کنار بگذارم و دیگر به دنبال ورزش حرفه‌ای و قهرمانی نروم اما بعد از چند ماه و با تشویق‌های مادرم، ورزش ووشو را از یازده‌سالگی و به صورت حرفه‌ای شروع کردم. مادرم به من اطمینان داد به‌زودی مدال طلای قهرمانی کشور را بگیرم و در گردنم بیاویزم، بعد از آن نیز برنده مسابقات بین‌المللی شوم. همان‌جا به او قول دادم اگر مدال طلای مسابقات کشوری را به دست آوردم، به عنوان هدیه به او تقدیم کنم. آرزویی که خیلی زود برای مهدی شبانی محقق می‌شود.
مهرو روشنایی دانش‌آموز هفده‌ساله است که در کنار درس، ورزش را به‌طور جدی دنبال می‌کند و توانسته به تیم ملی بدمینتون راه یابد. او ورزش را از سه‌سالگی با شنا آغاز کرده است. 10ساله که بوده چون دخترعمه‌اش کلاس کاراته می‌رفته است به این رشته علاقه‌مند می‌شود و در همان سن و سال،‌ مقام دوم کاراته استان را کسب می‌کند.