در فاصله هفتاد کیلومتری مشهد دریاچهها و آب بندهایی داریم که در فصلهای مهاجرت، یعنی آبان تا اردیبهشت، میزبان تعداد زیادی پرنده هستند. برای نمونه، سال گذشته ۱۶۷ تا فلامینگو دیدیم.
بوستانی که با دیگر بوستانهای معمولی فرق دارد و حتی اگر یکبار آن را دیده و در آن قدم زده باشید فراموشش نخواهید کرد. این بوستان قدیمی حدود بیستهکتاری در محله جلالیه قرار دارد و بزرگترین و نزدیکترین بوستان به حرم مطهر رضوی است. بیش از همه، دریاچه مصنوعی یک هکتاریاش با قایقهای پدالی رنگارنگ، خوشایند هر زائر و مجاوری است و خاطرات بسیاری را برای آنها در روزهای گرم تابستان رقم میزند.
سندی وجود دارد که نشان میدهد باغ ملی پیشکشی مظفرالدینشاه به حاجکاظم ملکالتجار، پدر حاجحسین ملک است که به این خاندان واگذار شده است. به گفته سیدمهدی سیدی، پژوهشگر و مشهدشناس، چگونگی واگذاری باغ ملی به بلدیه، این گونه است که شهرداری در سال۱۳۰۹خورشیدی (که ثبت املاک دایر شد) تقاضای ثبت باغملی به نام خود را کرد و در سال۱۳۱۱ سند مزبور صادر شد. در ظاهر سالها بعد، شهرداری معارضانی یافته است؛ درنتیجه از حاجحسین ملک تقاضا کرده اسناد مربوطبه مالکیت آن را دراختیار شهرداری قرار دهد. حاجحسین ملک نیز چنین کرده و فرمان مظفرالدین شاه را توسط پیشکار خود به شهرداری فرستاده، متقابلا تقاضا کرده است در محلی از باغ، نوشتهای مبنی بر بخشش وی نصب شود.
در روزهایی که با اوجگرفتن گرمای هوا، مصرف برق درحال رکوردشکنی است و هر لحظه بیم قطعی برق میرود، میخواهیم از روزهایی یاد کنیم که صفویان برای تأمین روشنایی حرممطهر به استفاده از روغنهای گیاهی رو آوردند و با پیشرفتشان در این راه، در تشکیلات دیوانی خود محلی را با نام «عصارخانه» راه انداختند. محلی که افراد شاغل در آن، دانههای گیاهی را از مزارع جمع میکردند و برای روغنگیری به عصارخانه میآوردند.
از هر رهباغی پیاده راهی حرم بشوید، نمایی از حرم امامرضا(ع) چشمتان را پر میکند. البته در کنار این مهم تقویت پیوند فرهنگی زائران، تدارک گذر سبز و برخورداری از آرامش برای ورود به حوزه زیارت، تداوم حرکت ایمن و آسوده عابران پیاده، افزایش کیفیت زیستمحیطی با استفاده از عنصر آب و گیاه، خروج راحت زائران در شرایط اضطرار و دسترسی آسان زائر به فضایی برای استراحت از دیگر اهداف احداث رهباغهاست.
محمد حداد، زابلی است، اما به قول خودش از وقتی چشم باز کرده، در مشهد بوده است، در محله قلعهساختمان. کارگاه دوتارسازی او همیشه خدا، زیر تلی از تراشههای چوب گم است؛ زیرانبوهی از کاسههای دوتار. یک دوتار کندهکاری نگینشده هم به دیوار آویزان است که نشانه هنرنمایی اوست.
استاد حداد، سرشناسترین دوتارساز مشهدی است. بسیاری از دوتارسازهای دیگر افتخار میکنند که شاگرد او بودهاند. او دوتارسازی را از یک هنردستی به یک صنعت نزدیک کرده است.
کاروانسرای عباسقلیخان در حاشیه خیابان شهیدنوابصفوی قرار دارد. یکی از آدمهای قدیمی این بازار، حسن صابری 55ساله است که خودش میگوید 34سال در کار تولید و فروش نخ قالی بوده است؛ کسی که شغلش ارث پدر مرحومش است و حتی در این روزهای سوتوکور به عشق فرش هر روز در مغازهاش را بازمیکند و یکی از دغدغههای اصلیاش این است که باوجود رفتن نخفروشها از این کاروانسرا، این سرای تاریخی را حفظ کنند.
وجود هیئتهای خانگی پیشینهای طولانی در مشهد دارد؛ رسمی که بر خلاف تغییر سبک زندگیها، هنوز به قوت خود پابرجاست. نشانه آن هم وجود پرچمهای مختلف نصبشده روی در و دیوار خانههاست.
این رسم در کوچه خدابنده پررنگتر است. این نکته را محمد خدادادی از اهالی قدیمی و مسئول هیئت چهاردهمعصوم(ع) این کوچه هم میگوید: «این رسم در این کوچه پررنگ است. هیئت چهلساله خانه من هم یکی از همینهاست که در سال1362 با هدف تلاوت قرآن راهاندازی شد و در این سالها هر هفته تشکیل شدهاست.»
کوچه بنبست اقبال لاهوری22 در انتهای بولوار اقبال لاهوری بخشی از زمینهای مرحوم اعتمادرضایی در محله لادن است که اوایل دهه70 قطعهبندی و بهطور قولنامهای فروخته شد. نداشتن سند باعث شده بیشتر خانههای این محدوده ناایمن و بدون استحکام و استانداردهای لازم شهرسازی باشند. از خانههای پنجاهمتری به بالا را میتوان در این کوچه و کوچههای اطرف مشاهده کرد.
داستان کوچه «پنجه» به حضور امام رضا(ع) در مشهد و رد انگشتان دستش روی سنگ سیاهی در این کوچه برمیگردد.
برای رسیدن به این زیارتگاه باید وارد جاده فریمان شوید. در محوطه بیرونی آن تعدادی غرفه تجاری فعالیت میکنند که برای رسیدن به داخل آرامگاه باید از آنها گذشت. اجناس بیشتر این غرفهها محصولات صنایع دستی است و مشتریان آنها اغلب زائران خارجی هستند.
به علت قرار گرفتن آرامگاه در دل کوه باید از یک مسیر شیبدار گذر کرد که همین امر سختیهایی را برای زائران سالمند فراهم میآورد. این زیارتگاه به دلیل بودن در دل کوه بسیار زیباست به همین دلیل در ابتدا بیشتر مراجعان به گرفتن عکسهای متعدد از گوشه و کنار آن اقدام میکنند.
سیدمحمود رئیسالسادات با اشاره به شجرهنامه امامزادگان روستای اندرخ میگوید: مقبره 3 امامزاده به نامهای سیدفتحالله(ع)، سیدعمادالدین(ع) و بیبی ربابه(ع) در کنار هم و در داخل یک ضریح قرار دارد و طبق شجرهنامهای که در زیارتگاه نصب شده است، نسبت شریفشان به امام موسی کاظم(ع) میرسد و مردم مهربان و مهماننواز روستای اندرخ ارادت خاصی به این امامزادگان دارند و طبق شجرهنامهای که در زیارتگاه نصب شده است، نسبت شریفشان به امام موسی کاظم(ع) میرسد
شبها اینجا کاوشهای غیرمجاز میکنند که سکوت تاریخی تپه را در هم میشکنند. تپهای که به قدمت تاریخ مشهد سکوت کرده است با صدای نابخردانه کلنگ و تیشه غیرمجاز جستوجوگران گنجهای اساطیری زخم میخورد و فریاد نابودی سر میدهد. به ازای هر تیزی که در جانش فرو میرود زخمی عمیق بر میدارد تا از اصل خود فاصله بگیرد و حفرههای وجودش هر روز دردناکتر و عمیقتر شود. اینجا تپه نادری است.
جایی که خوش خیالان تاریخ در آن به دنبال گنج نادرند. درحالیکه این نام پر ابهت قدمتش کمتر از 60 سال است. تپهای در همین نزدیکی شهر مشهد که عیارش به تاریخ بلندبالای پشت سرش بالا رفته است ولی سودجویان آن را مفرغی میدانند که باید از دلش طلا بیرون بکشند و اینگونه آن را زخم میزنند و میرنجانند!
نمیدانم نخستین ساعتساز حرم که بوده است؛ این را هیچکس نمیداند. در منابع مکتوب و شفاهی اثری از نام کسی که نخستینبار موظف شد مراقبِ تداوم ثبت وقت در حرم باشد، نیست. در میان اسناد، بیشتر از نام افراد، انگار جایگاه ساعتسازی در حرم مطهر مطرح بوده است. بااینحال، اگر از امروز شروع کنیم و به عقب بازگردیم، به سه نام وحیدی، عنبرانی و درودگر میرسیم که در چند دهه گذشته نگهبانِ زمان در حرم بودهاند.
کوچه کوثر شمالی8 مانند کوچههای پس و پیش از آن به دلیل نزدیکی به بیمارستان فارابی بیشتر کاربری درمانی پیدا کرده است. به طوریکه انواع مطب پزشکان، داروخانه و آزمایشگاه را میتوان در این کوچه مشاهده کرد. اما این کاربری باعث نشده است که رستورانها، فستفودها و مجموعههای پذیرایی مانند آنچه در بیشتر فازهای تجاری بولوار کوثرشمالی دیده میشوند، کلونیهایی را تشکیل ندهند.
در گنبدخشتی هر سهشنبه نذری نانوماست توزیع میشود. سهشنبهها مراسمی از ساعت ۳بعدازظهر تا اذان مغرب برگزار میشود و بعد از خواندن دعای توسل و زیارت عاشورا، نانوماست به مردم داده میشود.
آسمان همیشه برای انسان جذاب بوده است. چه روز، آن گاه که ابرها در آن می رقصند و چه در شب که ستاره ها بر سقف زمین سوسو می زنند. «انگاریوم» گویی قرار است که ما را به این دنیای عجیب و با شکوه ببرد. قرارمان یکی از همین شب هاست تا جای آسمان خدا به سپهر سه بعدی بشرساز چشم بسپاریم و دل بدهیم تا گوشه ای از شکوه کائنات پیش چشمانمان گشوده شود؛ جایی که روی پرده 360درجه انگاریوم که در پهنای 11متری پیش چشمانمان گسترده شده است، می فهمیم که زمین چه تنها به حیات خودش در بی نهایت هستی ادامه می دهد و ما چقدر کوچکیم.
نام «حاجنائب علیاکبرخان» که بیش از ۱۳۰سال از فوتش میگذرد، هنوز هم در اسناد تاریخی مشهد پررنگ است؛ نه بهدلیل کارگزاریاش در حکومت قاجار، بلکه بیشتر بهسبب دست خیری که داشت و دو مسجدی که در بالاخیابان ساخت. یکی از مساجد او «نائب» نام داشت که این روزها مردم آن را به نام امامجماعت سابقش، یعنی «ملاهاشم»، میشناسند.
این مسجد که خشتبهخشتش با روح مردم گره خورده و هر صبح صدای اذان از گلدستههایش بلند میشود، عمرش به حدود 180سال پیش میرسد.
تولید سوغات زیارت از آن موضوعاتی است که همیشه از حد حرف فراتر نرفته و کمتر مشهدی بهصورت تخصصی به آن ورود کرده است. بههمین دلیل وقتی تولیدات یک گروه جوان مشهدی را در فضای مجازی میبینیم، توجهمان جلب میشود. ساخت گنبد و بارگاه امام رضا(ع)، زینبیه، تندیس سردار سلیمانی، شمعدان رضوان تنها بخشی از محصولات آنهاست که ازسوی زائران با استقبال روبهرو شده است.
نوروز 1401 در اطراف حرم مطهر با کاشت یکمیلیون گل آغاز شد و در کنار آنها دهها المان و پاویون هم خودنمایی میکرد.