منطقه ۲ - صفحه 100

منطقه ۲

بزرگ‌ترین منطقه مشهد

منطقه ۲ بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین منطقه شهری مشهد است که محله‌های برخوردار و کم‌برخوردار بسیاری را در بر می‌گیرد. کوچه حسین‌باشی که طولانی‌ترین کوچه شهر است و بوستان حجاب که اولین بوستان ویژه بانوان در مشهد است، در این منطقه قرار دارد. مجموعه تفریحی‌گردشگری سپاد با برخورداری از مراکز تجاری و تفریحی و میدان جانباز با برج‌های تجاری و رستوران‌هایش، هر روز شهروندان و مسافران زیادی را برای خرید و تهیه سوغات به این محدوده شهر می‌کشاند. راسته‌بازار‌های مختلف ازجمله، بازارخطی پارچه و پرده در خیابان تعبدی، راسته کفش در خیابان عامل، راسته سرامیک در ابوطالب و... از دیگر ظرفیت‌های این منطقه است. فراوانی زمین‌های رهاشده، زباله‌گردها، فروشندگان مواد و آشپزخانه‌های تولید مواد صنعتی در محدوده توس از مشکلات چشمگیر این منطقه است. در مساحت ۳۸۴۴ هکتاری منطقه ۲ حدود ۵۱۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

«ممتحن‌الدوله»، از رجال ناصری، در باب ورود کبریت به ایران نوشته است: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام اسماعیل‌آتش، کبریت‌ها را در دست می‌گرفت و فریاد می‌کشید با آتش، آتش درست می‌کنم.» آری، درست شنیدید با آتش، آتش‌درست‌کردن در آن سال‌ها برای ایرانیان آن‌چنان آشنا نبود اما بازار کبریت وارداتی برای اعیان و اشراف داغ داغ بود و ایران، مشتری پروپا‌قرص کبریت اتریش، سوئد و روسیه. سال‌ها بعد ولی بالاخره نخستین جرقه‌های احداث کارخانه کبریت‌سازی درایرانِ سال 1276خورشیدی زده شد و با کمک سرمایه‌گذاران روسی، نخستین کارخانه کبریت‌سازی درکشور پا گرفت.
یکی از افتخارات دکتر مدبر‌عزیزی راه‌اندازی بیمارستانی برای تسهیل پیوند اعضا در کلان‌شهر مشهد است. بیمارستان منتصریه، ملکی وقفی و قدیمی بود. آستان قدس تصمیم می‌گیرد با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی آن را به بیمارستانی مبدل کند. از زمان پیشنهاد تأسیس بیمارستان با هدف پیوند اعضا تا زمان بهره‌برداری چهارسال زمان می‌برد. چهارسالی که دکتر مدبر با رایزنی آستان قدس‌رضوی و دانشگاه علوم پزشکی برای احداث و تجهیز این بیمارستان، مسئول نظارت بر ساخت این بنا و پیگیری‌های مرتبط به آن بود.
امیرحسین گنجی می‌گوید: ما بچه‌های حاشیه شهر که برای رسیدن به آرزوهایمان باید مبارزه کنیم زندگی را نوعی مبارزه دائمی می‌دانیم. خاطرم هست زمانی که هفت‌سالم بود با یکی از دوستانم برای دیدن یک مبارزه دوستانه کاراته به باشگاه محله رفتم من محو تماشای دو حریف بودم. یک لحظه خودم را جای یکی از آن‌ها که در ظاهر قوی‌تر بود قراردادم. از لحاظ من چون او قوی‌تر بود می‌توانست در این مبارزه برنده شود. اما در پایان این مبارزه دوستانه حریفی که من خیلی به پیروزی‌اش امید بسته بودم در لحظاتی کوتاه با ضربات ناگهانی شکست خورد.
سید مصطفی قدمگاهی می‌گوید: اولین مداحی‌ام را در سال 1375 در مسجد ولی عصر(عج) محله‌مان انجام دادم. نوجوانی هفده‌ساله بودم ترس و اضطراب تمام وجودم را فراگرفته بود اولش کمی‌سخت بود اما وقتی چهره‌های مشتاق بچه‌محل‌ها و عزاداران منتظر را دیدم مداحی را با همان ریتم و آهنگی که بارها و بارها تمرین کرده بودم ادامه دادم. مداحی که به پایان رسید با صلوات همه عزاداران مسجد روبه‌رو شدم. چند نفری از بزرگان مجلس به پدرم تبریک گفتند روزها و سال‌های بعد مداحی ماه محرم را ادامه دادم و الان 25سال است که افتخارم مداحی برای امام حسین(ع) است.
آقا یدالله سال‌ها شله و حلیم هیئت را می‌پخت وتا 15دیگ و حتی بیشتر را هم می‌توانست آماده کند. نه فقط شله و حلیم بلکه برای هیئت آبگوشت و غذاهای پلویی را هم خیلی خوب درست می‌کرد. کم کم آوازه او در غذا درست‌کردن در هیئت‌ها پیچید و خیلی از محله‌های دیگر مشهد هم غذای هیئت و میهمانی‌هایشان را به او می‌سپردند.
زین‌العابدین سراجی یکی از قدیمی‌ترین روضه‌خوان‌های خیابان توس85 بود. خودش در مصاحبه آخرش گفت 88سال دارد و نزدیک به 38سال در محله زرکش زندگی کرده است. اما هنوز آرامش روستای کودکی‌اش رویین اسفراین را فراموش نکرده است. صدای آقا زین‌العابدین هنوز توی گوشم مانده است: روستای ما به شکل پلکانی بود، روستایی در دره‌ای سرسبز که زمستان‌های پربرف و سردی داشت و تابستان‌های معتدل. در این روستا چهار اصله درخت چنار با قدمتی پانصدساله وجود دارد.او ده‌ساله بود که پدر دستش را گرفت و به مکتب‌خانه فرستاد:معلم مکتب وقتی قرآن می‌خواندم تشویقم می‌کرد و می‌گفت زین‌العابدین صدای خوبی داری. من هم از تعریف میرزا جلو بچه‌ها ذوق می‌کردم.
شکل یخچال های مشهد، مخروطی شکل بود و با دولایه دیوار و کف آن را به عمق یک ونیم متر گود می کردند. در فصل زمستان، مسئول یخچال، آب را از نهر نادری به مخزن یخچال می رساند.