حاجاحمد چشمهنور از نخستین ساکنان محله زیباشهر میگوید: آنزمان آستانقدس قطعات ۲۵۰ متری زمین را در این محله به کارمندان واگذار میکرد؛ زمینهایی در بیابانی پر از تپه و پستی و بلندی که تنها دلیل سرمایهگذاری در آن، وعده ساختهشدن بزرگترین پارک شهر بود.
محله
زیباشهر
محله زیباشهر یکی از محلههای زیبای مشهد در میان ۲ پارک است. بوستان بزرگ ملت و پارک «مادر و کودک» از منحصربهفردترین مجموعههای تفریحی مشهد در این محله است. در گذشته دو جوی آب از این محله میگذشت که محل بازی بچهها و معروف به «بازیگاه» بود. پنجاه سال پیش، زیباشهر یکی از محلات حاشیه شهرمشهد محسوب میشد وقیمت زمین وخانه در این محدوده ارزان بود.
محمدحسین جهانیان مدیر شیرینیفروشی میگوید نام «نورالقائم» را ۱۴سال پیش علامه تهرانی بر روی این فروشگاه گذاشت و از همان سال به برکت این نام خیر و برکت روانه این فروشگاه شد.
ویدا اورلی، مدیر هنرستان عترت تعریف میکند: یک روز برفی پیشنهاد کردم بچهها باتوجهبه رشتههایی که در آن تحصیل میکنند، مثل تربیت کودک، گرافیک و معماری به سلیقه خود یک آدمبرفی درست کنند.
فاطمه کدخدایی میگوید: بیشاز هفتادنفر در این بازار فعالیت میکنند. چون ورودی بازار معمولا پررفتوآمدتر است، از این رو برای رعایت عدالت هرروز پیش از شروع به کار، قرعهکشی میکنیم.
در خیابان آزادی۲۶، هفتمدرسه دولتی و غیردولتی و مهدکودک فعال هستند که وجههای آموزشی به این کوچه منطقه ما دادهاند. معبری که در احاطه درختان زیاد، سرسبز هم هست.
مهدی محمدپورروحی، جزو اسکیتبازان و اولین مربیان این رشته در مشهد است. به گفته او از حدود سال۶۴ در مشهد اسکیتبازان در پارکها و خیابانها بازی میکردند ولی زمین مشخصی نداشتند.
در ضلع شرقی بوستان بزرگ شهر و در ورودی خیابان امامت، استخر پیر و قدیمی شهر واقع شده است که قدمتش به پیش از انقلاب اسلامی برمیگردد و به همین واسطه، بزرگ و کوچک با آن خاطرات ریز و درشتی دارند.
به نظر میرسد که از همان سالهای ابتدایی احداث بوستان ملت در دهه۴۰ این دریاچه هم بوده البته سال۹۵ مورد بازپیرایی قرار گرفته است. در این سال، نردههای فلزی سبزرنگی که دور آن بوده، برداشته و بهجایش حفاظهای سیمی و طرح چوب کنونی کشیده شده است.
از منظر تاریخی، محلههای زیباشهر، آزادشهر و قسمتی از محله سیدرضی تنها محلاتی بودند که پیش از انقلاب اسلامی، مردم در آن سکونت داشتند و بقیه بخشهای منطقه ۱۱ خالی از سکنه بود.
مجید کشوری، مدیر فروشگاه مواد پروتئینی است که کار فرهنگی جزئی جدانشدنی از آن است، او نویسنده دو کتاب به نامهای «اقتصاد در خانواده» و «مهارتهای تمرکز» بوده و در مغازهاش کتابخانهای دایر کرده است.
معصومه حقیر، گرداننده گالری کاغذ دیواری است که برای ۴۰ ناشنوا شغل ایجاد کرده، او ایده استفاده از نیروی کار ناشنوا را حضور فرزند ناشنوای یکی از آشنایانش و دقت فراوان او در کار بیان میکند.
جواد صبوریان نه بسیجی است و نه سپاهی. یک ماشین دهچرخ یخچالدار دارد. بعداز شهادت سردار سلیمانی، با او تماس میگیرند و میگویند ماشین تو به خاطر بزرگی و داشتن یخچال مناسب مراسم تشییع است.
از سال ۸۵ که بازار موبایل بورس شد، پارچهفروشها و شومینهفروشها از خیابان استقلال رفتندو موبایل فروشها جای آنها را گرفتند.
محراب ماکوئیان که بیش از هزار نوحه سروده میگوید: تا نسوزی نمیتوانی بسوزانی. من هم موقع نوشتن نوحههایم خیلی دلم برای امامحسین (ع) و علیاصغرش میسوزد.
کوچه استقلال یک، معبری فرعی در ضلع جنوبی محله زیباشهر است. فروشگاههای مواد پروتئینی در ابتدای این کوچه قرار دارد و برخی انبارهای متعلقبه صاحبان این کسبوکار را هم در خود جای داده است.
خیابان آزادی۶ از آن دست معابری است که پیداکردنش کار راحتی نیست؛ معبری فرعی در محله زیباشهر که ورودی آن برای خودروها بنبست است و تابلو آن دور میدان استقلال زیر شاخوبرگ درختان گم شده است.
مؤسسه خیریه آفتاب، معجزه زندگی من و فرزندانم بود. اعضای واحد عمران این مؤسسه، زمینی را که ارثیه خانوادگی همسرم در یکی از روستاهای دورافتاده مشهد بود، برایمان ساختند. برای حضورشان در زندگیام خدا را شاکرم.
از سال75 که اولین گوشتفروش در بولوار استقلال مغازه زد، این مکان کمکم بهعنوان جایگزین بازار زیرگذر پارک ملت شناخته شد و اکنون 27واحد صنفی پروتئینی در آن فعالیت میکنند.
خیابان امامت49 را که وارد میشویم نقاشیهای روی دیوار حکایت از نزدیکشدن به فضایی مادرانه و کودکانه دارد. چندصد متر جلوتر، درب ورودی پارک مادر و کودک است. کسی اجازه بردن زیرانداز ندارد چراکه فلسفه ایجاد این پارک نشستن نیست. قرار است مادرانی که بهدلیل داشتن فرزند امکان ورزش کردن ندارند، به اینجا بیایند و در کنار هم در محیطی امن، به ورزش و فعالیتهای حرکتی بپردازند. پس از ورود، اولین چیزی که چشمنوازی میکند رنگآمیزیهای زیبا و متنوع است.