شاهرختیموری سالها صبوری و تلاش کرد تا بالاخره توانست دیبای فاخر ایرانی را بر دیوارهای خانه خدا بیاویزد. اتفاقی که حدود ۶۰۰ سال رخ داد و بهنوعی جابهجایی قدرت میان شاه مصری و حاکم خراسان بود.
سنگ مقام امامرضا (ع)، از کهنترین نمونههای شناختهشده در میان کتیبههای حرم است که اکنون در موزه آستانقدسرضوی نگهداری شده و در معرض نمایش زائران و علاقهمندان حضرت قرار گرفته است.
باید مشهد را در سال گزارش حافظ ابرو، شهری فاقد بارو و بدون خطوط مرزی آشکار بدانیم. با چنین فرضی که مبتنی بر شواهد موجود و از اعتبار مناسبی برخوردار است، میتوان چنین پنداشت که فضای شهری و فضای حاشیه شهر، چندان قابلتفکیک از یکدیگر نبود.
به جز آثار بهجایمانده از گوهرشادبیگم در حرم امامرضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونههای آنهاست. پنجرهای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرمرضوی اهدا شده است.
خطاطان مشهدی از دیرباز، نقشی مهم و اساسی در تکمیل و زیباتر کردن هنر فاخر خوشنویسی داشتهاند. سلطانعلی مشهد، یکی از نخستین مفاخر این عرصه است که افتخار مجاورت بارگاه منور رضوی و اطلاق عنوان مشهدی را نیز دارد.
هجوم تیمورلنگ به ایران مصیبتبارتر از هجوم چنگیز بود. هنگامی که تیمور تصمیم به آغاز هجوم گرفت، ایران بهتازگی زیر بار ضربات سهمگین اجتماعی و سیاسی دوره چنگیزی کمر راست کرده بود اما هجوم تیمور، همان مختصر بازسازیها را هم از بین برد.
قدمت پنجره فولاد صحنعتیق در حرمرضوی به دوره تیموری بازمیگردد. پنجره امروزی از جنس برنج است و سه دهانه مجزا دارد اما پنجره اولیه، از جنس فولاد بود و برایهمین همگان آن را با نام پنجره فولاد میشناسند.
امیر غیاثالدین شاه ملکشاه در مقبرهای که در جوار امامرضا (ع) برای خود ساخته بود، دفن شد که بعدها به مسجدشاه معروف شد. این بنای معروف از زیباترین یادگارهای عصر تیموری در مشهد است.
جغرافیای مشهد طی تاریخ هزارودویستساله خود تغییرات مکرری را تجربه کرده؛ آغاز این تغییرات با آغاز تاریخ مشهد یکی است و حتی ایجاد باروی شهر هم مانع از تغییر و تحول در ساختار محلات نشد.
تردیدی نیست که ورود مغولان و گریختن مذبوحانه سلطانمحمدخوارزمشاه از مقابل آنها، باعث ایجاد شکافی عمیق در ارتش شد و پیامدی تلخ و دهشتناک در پی داشت، اما از آن طرف، مردم مقاومت سختی را در برابر مغولان سازمان دادند.
میل اخنجان یا اخنگان یک میل یا برج آرامگاهی است که در مجاورت روستای اخنگان ساخته شده است؛ این بنا که ترکیبی از آجر و معرق کاشی است، برج آرامگاهی به ارتفاع هفده متر است که بر روی سکویی مدور قرار گرفته است.
حسینالموسوی، مینیاتور منحصربهفردش را به شیوه نقاشیهای قهوهخانهای کشیده و سالها تجربهاش را برای خلق این اثر ماندگار به کار بسته است تا بتواند از پس ترسیم مقرنسهای سقف و کاشیهای سنجری برآید. او بر جزئیات روضه منوره تسلط کاملی داشته است.
تعمق در تاریخ نشان میدهد که دوره تیموری، دوره شکوفایی هنر است. بایسنقرمیرزا پادشاه تیموری خطاط بود و نقش زدن با دوات و جوهر را خوب میدانست؛ برای همین هم دست به قلم برد و قرآن را کتابت کرد.
از مجموع مدارس دینی فراوانی که گرداگرد حرمرضوی شکلگرفته بودهاند، فقط چهار مدرسه، آنهم به واسطه حلشدن در ابنیه حرم، باقیمانده است. یکی از این مدارس، مدرسه تاریخی دودر است.
در دوره سلاطین، چهارباغ مشهد اقامتگاه پادشاهانی میشده است که بهقصد زیارت به مشهد میآمدهاند؛ چنان که رضاقلیخان هدایت از دو سفر شاهعباس صفوی به توس یاد کرده که هر دو بار، پس از زیارت در چهارباغ اقامت کرده است.
مریضخانههای مشهد به دلیل شکلگیری در کنار بارگاه ثامنالحجج (ع)، شفاخانه نامیده میشدند و در گذر تاریخ، جای خود را به بیمارستانهایی دادند که نخستین و مهمترین آنها، بیمارستان امامرضا (ع) است.
کافی است سر بلند کنی و بر کاشیکاری هفتصدساله مسجد گوهرشاد چشم بدوزی تا در زمان سفر کنی؛ از دوره تیموری به صفوی، از دوره صفوی به قاجار، یا حتی به دوره معاصر بیایی.
وقتی سلطانحسینمیرزا نیرالدوله والی خراسان شد، تلاش کرد آب پاکیزهای برای مسجد گوهرشاد فراهم کند. او آب لولهکشی را از باغ منبع به مسجد گوهرشاد آورد تا نخستین لولهکشی به سبک جدید در مشهد رقم بخورد.
قدر مسلم آن است که مشهد، دستکم تا دوره تیموری، کارگاه کاشیسازی نداشته است و کاشیهای مربوطبه قبل از این دوره، در شهرهای دیگر ساخته و به مشهد حمل میشدند. کارگاه خاندان ابوطاهر در کاشان، در این دوره، یکی از مراکز مهم تولید کاشی در ایران بود.
سند تاریخی نام اسلامیه بسیار قدیمی بوده که حداقل از سال ۸۱۵ مطرح بوده است. این روستای تاریخی پساز الحاق به شهر و تلفیق با روستاهای توس سفلی و علیا امروز به نام محله فردوسی شناخته میشود.