ثبت ملی - صفحه 2

حرم مطهر رضوی به عنوان آغوش امن مشهد سال‌ها نگین مرز و بوم خراسان و ایران بوده است که تا ۹۲ سال پیش کسی به آن با‌عنوان اثری تاریخی فکر نکرده بود.
«شام عاشورا» و «اسماء الحسنی»، ۲ اثر هاشم طلائیان بجستانی هستند که ثبت موزه ملی ایران شده و در پای هر دو اثر، امضای استاد فرشچیان است.
این کاوش قطعا می‌تواند بسیاری از نقاط تاریک تاریخ خراسان را روشن کند؛ و شاید مهم‌ترینش احتمال کشف یکی از سه آتشکده مهم دوره ساسانی یعنی «آذربرزین‌مهر» باشد که تا هنوز ناپیداست.
این‌بار، آتش بانی خیر شد؛ آتشی که چندسال قبل با زغال قلیان به جان خانه قدیمی احمدیان افتاد، نوه او را به این فکر انداخت که خانه تاریخ‌دار پدربزرگ را نجات دهد.
شهرداری دلیل تأخیر در مرمت بازار قدیمی مشهد را همراهی نکردن کسبه بیان می‌کند.
مسجد شاه که بعد‌ها نام هفتاد و تن به خود گرفت علامت سوالی در ذهن مورخان است که بسیاری از وجوه آن پوشیده مانده است.
تاریخچه خانه تاریخی احمدیان به‌علت نبود کتیبه، چندان روشن نیست، اما با‌توجه‌به مستندات شفاهی و شیوه معماری آن می‌توان گفت که قدمت این خانه به دوره پهلوی اول می‌رسد.
این ساختمان از پنج سال پیش بی‌استفاده رها شده بود و بخش‌هایی از آن فروریخته بود. به عبارت دیگر، قابلیت حفظ به شکل قبلی را نداشت و امکان تخریب خودبه‌خودی آن زیاد بود.
کریم طاهرزاده بهزاد، معمار بیمارستان امام رضا(ع) در نامه‌ای نوشته است: «می‌گویند آثار هنری زبان دارد و آنچه دیده و شنیده به نسل آینده می‌گوید و حقایق را آشکار می‌سازد.»
خانه تاریخی آل سیدان- معروف به سیدان- به دلیل پرشدن چاه‌های جذبی‌اش در بارندگی‌های پاییز و گودبرداری غیر اصولی پروژه پشت خانه فروریخت.
بیشتر به مناره شبیه هستند تا دودکش. شاید اگر توریستی گذرش به مشهد بیفتد و برایش توضیح بدهیم که این‌ها دودکش کوره‌های آجرپزی هستند، فکر کند او را دست انداخته‌ایم.
حاج‌آقای رحیمیان که دفتر کار و تجارتش در کاروان‌سرا‌های پایین‌خیابان بود، حسینیه فعلی رحیمیان را از داروغه مشهد خرید.
خانه ناظران به‌دلیل مراقبت‌های مناسب صاحبان خانه و همچنین برای جذب مسافر در اغلب اوقات وضعیت مطلوبی داشته و دارد.
برای نخستین‌بار اعضای شورای ملی ثبت آثار تاریخی کشور، چهارشنبه گذشته به مشهد آمدند تا پرونده ثبت ۷۰ اثر تاریخی را بررسی کنند.
نشتیفان یعنی «نیش توفان» جایی است که باد حضور عادی در جریان زندگی مردم دارد و هنر و خلاقیت نیاکان ما آن را به آسباد تبدیل کرده است.
گورجای میلی مشهدی، خانه تاریخی عطارزاده، خانه پدری استاد شجریان و ساختمان ثبت احوال مشهد چهار بنای تاریخی فراموش شده در منطقه سه است.
سرای عزیزالله اف هم یکی از همین مکان‌هاست که آن را می‌توان تنها بازار تاریخی چندطبقه ثبت‌ملی‌شده در مشهد دانست که همچنان پس از حدود نزدیک به 110سال استوار اما لرزان در چندقدمی حرم‌مطهررضوی ایستاده است. بنای ساخته‌شده از آجر و چوب و نقش‌خورده با فیروزه است که از ابتدا کاربری تجاری داشته و محل اصلی تجارت پوست مشهد بوده است.
در دوره قاجار است که پای دولت های خارجی برای تأسیس بانک، به ایران باز می‌شود. دقیق‌ترش این است که انگلیس و روسیه موفق می‌شوند امتیاز تأسیس بانک را از حکومت بگیرند و در ایران فعالیت کنند. «بانک استقراضی روس»، یکی از این بانک ها ست که پایش به مشهد می‌رسدو تجار مشهدی هم برای تجارت با روس ها به ناچار با این بانک وارد مراوده می‌شوند. در اردیبهشت1281 خورشیدی، شعبه مشهدی این بانک خارجی افتتاح می‌شود و خبرش در روزنامه «ادب» به چاپ می‌ رسد.
این خیابان بعد از سال 1313 که بیمارستان امام رضا(ع) افتتاح شد پاگرفته و عده‌ای (به‌ویژه پزشکان شهر) آن را برای سکونت برگزیدند. اما امروز از آن بافت مسکونی کمتر اثری باقی است و بیشتر بافتی تجاری به خود گرفته و به بورس لوازم پزشکی تبدیل شده و ترافیک امان همه را بریده است. هنگامی که با کسبه قدیمی خیابان هم‌کلام می‌شویم آن‌هایی که مویی سپید کرده‌اند به یاد دارند که در روزگار گذشته مردم شهر هنگامی که می‌خواستند اوقات فراغتشان را بگذرانند به قهوه‌خانه دور میدان بیمارستان امام رضا(ع) می‌آمدند. حالا جای آن خانه‌ها و مغازه‌های قدیمی و زیبا را داروخانه‌ها و مطب پزشکان گرفته است.
از یکی از این خانه‌ها فقط دیواری باقی مانده است که دورتادور آن را حصار کشیده‌اند. درست جلو آن، خانه دیگری است با در و پنجره‌های آبی که هزارقفله شده است و تارهای عنکوبت درهم‌تنیده روی قفل‌ها نشان از سال‌ها خاموشی آن دارد، اما در همسایگی این خانه که «غفوری» می‌خوانندش، خانه تاریخ‌دار دیگری هم هست که خلاف آن‌ها درش باز است؛ حیاطی بزرگ با بنای دوطرفه که بیشتر از اینکه پنجره‌های چوبی با نقش‌ونگارهای رنگی‌اش به چشم بیاید